دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نواب اربعه

No image
نواب اربعه

كلمات كليدي : نواب اربعه، امام زمان (عج)، امام هادي (ع)، امام عسكري (ع)، ابوعمر عثمان بن سعيد عمري، اباجعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمري، ابوالقاسم حسين بن روح

نوع مقاله

نویسنده :

از ميان نواب امام زمان (عج) چهار نفر به عنوان «نواب اربعه» مشهور مي‌باشند. اين افراد در واقع نائبان خاص حضرت بوده‌اند كه از سال 260 هـ تا سال 329 هـ واسطه بين آن حضرت و شيعيان بوده‌اند. اين افراد در مرتبه‌اي از فضيلت و برتري بوده‌اند كه از طرف امام زمان (عج) و بعضاً از طرف امام هادي (ع) و امام عسكري (ع) به عنوان وكلاي ايشان انتخاب شده بودند.

1- ابوعمر عثمان بن سعيد عمري:

عثمان بن سعيد در ابتدا وكيل امام هادي (ع) بود و سپس وكالت امام حسن عسكري (ع) را عهده دار شد. و پس از شهادت امام عسكري (ع) به عنوان اولين نائب امام زمان (عج) برگزيده شد.[1] امام هادي (ع) به احمد بن اسحاق [2] فرمود:

«اين ابوعمرو [عثمان بن سعيد] فردي امين و مورد اطمينان من است. آنچه به شما بگويد، از جانب من مي‌گويد و آنچه به شما برساند، از طرف من مي‌رساند».[3]

امام حسن عسكري (ع) نيز در خصوص او همين جمله را بيان فرمود.[4] عثمان بن سعيد به «سمّان» (روغن فروش) مشهور بود.[5] وي اين شغل را در حقيقت پوششي براي فعاليتهاي سياسي خويش قرار داده بود. و اموالي را كه براي رسانيدن آن به امام (ع)، به وي داده مي‌شد، در ظرف روغن مي‌نهاد و نزد حضرت مي‌برد.[6] عثمان بن سعيد پس از رحلت امام حسن عسكري (ع) مراسم تغسيل و تدفين آن حضرت را عهده دار شد.[7] تاريخ وفات وي دقيقاً مشخص نيست. برخي احتمال داده‌اند بين سالهاي 260 تا 267 درگذشته باشد. و برخي فوت او را در سال 280 هـ دانسته‌اند.[8]

2- اباجعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمري:

عثمان بن سعيد دومين نائب خاص امام مهدي (عج) مي‌باشد كه پس ار درگذشت پدرش از طرف امام (ع) به عنوان نائب برگزيده شد. وي از منزلت خاصي در نزد شيعيان برخوردار بود.»[9] حضرت مهدي (عج) پس از درگذشت عثمان بن سعيد (پدر محمد بن عثمان) ضمن توقيعي به وي تسليت گفت و پس از دعاي خير در حقش امر نيابت را به او واگذار كرد.[10]

در حديثي از امام حسن عسكري (ع) آمده است:

«اَلْعمري وابْنَهُ ثِقتان..»[11]

«عثمان بن سعيد و پسرش محمد بن عثمان هر دو ثقه و مورد اعتماد هستند».

محمد بن سعيد حدود 40 سال عهده‌دار نيابت حضرت بود. و سرانجام در سال 304 يا 305 رحلت كرد.[12] وي دو ماه قبل از رحلتش با اعلام حضرت مهدي (عج) زمان مرگ خود را يادآور شد. قبري براي خود حفر كرد و روز موعود از دنيا رفت.[13]

3- ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي:[14]

حسين بن روح به عنوان سومين نائب خاص حضرت مهدي (عج) امر نيابت حضرت را پس از محمد بن عثمان بن سعيد عهده‌دار شد. وي در زمان حيات محمد بن عثمان از طرف حضرت مهدي (عج) به عنوان جانشين وي پس از محمد بن عثمان منصوب شد. و توسط محمد بن عثمان به شيعيان معرفي شد.[15]

عباس اقبال مي‌نويسد:

«حسين بن روح؛ به تصديق موافق و مخالف از فهميده‌ترين و عاقلترين مردم روزگار بوده است.»[16]

اقبال مي‌نويسد:

«حسين بن روح؛ مدتي مقام وزارت مقتدر عباسي را عهده‌دار بود. وي به منظور هواداري از شيعيان در دستگاه خلافت نفوذ كرده بود. اما باروي كار آمدن "حامدبن عباس"، وزارت او با مشكلاتي مواجه شد و از سال 312 تا 317 در زندان بسر برد.[17]

حسين بن روح به منظور حفظ تقيه يكي از خدمتكاران خود را تنها به اين دليل كه معاويه را لعن نمود، عزل و اخراج كرد.[18]

در مجلسی وي به جهت حفظ تقيّه خلفاي راشدين را به نيكي ياد كرد. اين سخن موجب شد يكي از دوستانش ناخواسته تبسم كند. حسين بن روح پس از آن جلسه او را توبيخ كرد كه چرا خنديدي؟ چه بسا اين گونه برخورد كردن روش تقيّه را به خطر اندازد.[19] اين مسئله نشان دهنده وضعيت خاص شيعيان و فشار و خفقاني است كه از طرف دولت عباسي،

شيعيان با آن مواجه بودند. بدون شك حسين بن روح و ديگر نواب خاص حضرت داراي صبر، شجاعت، تقوا، و رازداري و صفات برجسته‌اي بوده‌اند كه به اين مقام منصوب شده‌اند. در خصوص صبر و مقاومت و رازداري حسين بن روح آمده است: «عده‌اي از ابوسهل نوبختي[20] پرسيدند:

تو چرا نائب خاص حضرت نشدي و به جاي تو حسين بن روح به اين منصب رسيد؟ او گفت: ائمه (ع) خود بهتر مي‌دانند چه كسي لايق اين مقام است. من آدمي هستم كه با دشمنان زياد رفت و آمد دارم و با آنها مناظره مي‌كنم. اگر آنچه را "حسين بن روح" در مورد امام مهدي (ع) مي‌داند، من مي‌دانستم، شايد در بحث‌هايم وقتي لجاجت دشمنانم را مي‌ديدم، مي‌كوشيدم دلايل بنيادي بر وجود امام (ع) ارائه دهم. در نتيجه محل اقامت او را برملا مي‌ساختم. اما اگر حسين بن روح امام را زير عباي خود پنهان كرده باشد، اگر بدنش را با قيچي قطعه قطعه كنند، تا امام را نشان دهد، هرگز عباي خود را كنار نمي‌زند و امام را نشان نخواهد داد.[21]

حسين بن روح تا سال 326 امر نيابت حضرت را بر عهده داشت و در اين سال از دنيا رفت.[22] باقر شريف القرشي مي‌نويسد:

«وي مدت 21 سال منصب نيابت خاصه امام زمان (عج) را بر عهده داشت و 18 شعبان سال 326 رحلت كرد.»[23]

كتاب «التأديب» از تأليفات فقهي اوست.[24]

4- ابوالحسن علي بن محمد سمري:

چهارمين و آخرين نائب خاص امام مهدي (ع) علي بن محمد بن سمري، پس از درگذشت حسين بن روح و به دستور آن حضرت امر نيابت را عهده‌دار شد.

وي از سال 326 تا سال 329 هـ نائب خاص حضرت بود و در اين سال از دنيا رفت. با رحلت او غيبت كبري امام زمان (ع) آغاز شد.[25] حضرت مهدي (ع) در توقیعي كه به وي نوشت، زمان درگذشت وي را اعلام كرد و به او دستور فرمود نائبي براي خود مشخص نكند. در بخشي از اين توقيع آمده است:

«اي علي بن محمد خداوند پاداش برادران ديني تو را در مصيبت تو بزرگ دارد. تا شش روز ديگر خواهي مرد. پس امر حساب و كتاب خود را مرتب كن و درباره جانشیني اين مقام نيابت به كسي وصيت مكن. زيرا غيبت دومي فرا رسيده است...»[26]

قول مشهور در تاريخ رحلت علي بن محمد سمري پانزدهم شعبان 329 مي‌باشد.[27] شيخ صدوق رحلت او را در 15 شعبان 328 هـ ذكر كرده است.[28]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS