دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نگاهی به جایگاه و اهمیت کار در اسلام

یکی از ارکان‌های  اساسی در زندگی اجتماعی، جهاد و کار و کوشش انسان‌ها می‌باشد.
نگاهی به جایگاه و اهمیت کار در اسلام
نگاهی به جایگاه و اهمیت کار در اسلام
نویسنده: نسترن علوی زادگان

یکی از ارکان‌های  اساسی در زندگی اجتماعی، جهاد و کار و کوشش انسان‌ها می‌باشد. کار و فعالیت در جامعه دارای نقش و کارکرد اساسی است. کار و جهاد، یک جامعه را به مرزهای توسعه و ترقی نزدیک ساخته و باعث آبادانی و رشد آن سرزمین می‌شود، علاوه بر آن کار و فعالیت، نتایج ارزنده ای را در جسم و روح انسان دارد. با توجه به فواید و نتایج مثبت کار در اجتماع و روحیه فرد، آموزه‌های اسلام به کار و جهاد اهمیت زیادی می‌دهد.

کار کردن فقط به معنای داشتن شغلی معین در جامعه نمی‌باشد، بلکه فرد باید در هر جایگاه و هر سنی، اهل سعی و کوشش باشد و بتواند در شکوفایی مادی و معنوی و رشد اجتماع، نقش مفیدی ایفا نماید. ارزش کار، فقط به لحاظ مادی و کسب درآمد و ثروت نیست، کار همگانی باعث رشد و توسعه یک جامعه گشته و کشور را به سوی شکوفایی اقتصادی و پیشرفت اجتماعی سوق می‌دهد و اعضای آن جامعه را انسان‌های ی فرهیخته و سالم بار می‌آورد.

کار و کوشش یکی از نمودهای شکر گذاری از نعمت‌ها و الطاف خداوند می‌باشد. خداوند به انسان نعمت‌های  زیادی عطا نموده و تمام نیازها و احتیاجات مادی و معنوی زندگی او را فراهم ساخته است، بهره برداری از این نعمت‌ها و کار و کوشش برای استفاده از آنها در جهت رشد جامعه، یکی از روش‌های  قدردانی و سپاسگزاری از خداوند است. در واقع خداوند مسیرهای توسعه و پیشرفت جامعه را در گستره زمین پراکنده ساخته است و با کار و مجاهدت همگانی می‌توان از این منابع و امکانات در جهت آبادانی و عمران سرزمین و میهن خویش بهره برد. این کار نیازمند جهاد عمومی و تحمل مشکلات و سختی‌های  راه است و به این ترتیب توسعه و آبادانی یک کشور در کار و جهاد اقتصادی نهفته است.

کار و کوشش شبانه روزی از ویژگی‌های  سیره انبیاء و ائمه اطهار بوده است. نگاهی به شیوه و روش زندگی رهبران دینی گویای این مسئله است که ایشان در کنار امور دینی و عبادت خداوند، از کار و فعالیت اقتصادی غافل نمی ماندند، پیامبر اکرم (ص) همواره، امت خویش را به کار و جهاد دعوت می‌نمودند، ایشان در زمینه اهمیت معنوی کار و جهاد می‌فرمایند:

«کسی که روزی خود را با کار و تلاش تهیه کند، در قیامت در شمار انبیا قرار می‌گیرد و ثواب آنان را دریافت
    می‌کند.» (مستدرک الوسایل، ج2، باب 8، حدیث 8)

این مسئله، اهمیت و ارزش کار را نشان می‌دهد که انسان مجاهد و کارگر را همتراز با انبیاء قرار می‌دهد.

ائمه اطهار نیز در کنار اینکه تعالیم و آموزه‌های  دینی و معنوی را بسط می‌دادند، به فعالیت اقتصادی و کار نیز اهمیت می‌دادند. حضرت علی (ع) نیز در کنار اینکه به فرایض و امور معنوی می‌پرداختند، به صورت شبانه روزی به اموری چون باغداری، کشاورزی و حفاری قنات مشغول بودند و در جهت پیشرفت و ترقی مادی و اقتصادی جامعه تلاش می‌نمودند. حضرت صادق (ع) نیز با اینکه در زمینه گسترش علم و دانش فعالیت می‌نمودند، به کشاورزی و کار در مزرعه نیز می‌پرداختند. امام کاظم (ع) نیز در مزرعه خودشان به فعالیت مشغول بودند.

پیشوایان دینی و امامان معصوم، مسلمانان را از بیکاری و تنبلی پرهیز می‌کردند. ایشان همواره یاران و اصحاب خود را به کار و کوشش دعوت نموده و از تنبلی و سربار بودن دیگران برحذر می‌داشتند. بیکاری و تنبلی باعث می‌شود تا انسان نتواند نیازها و خواسته‌های  خود را تامین نماید و سربار دیگران شود. رسول اکرم (ص) به یارانش فرموده‌اند:

«ملعون من القی کلّه، علی النّاس.

هر کس بار زندگی خود را بر دوش مردم اندازد، ملعون است.» (وسایل الشیعه، ج12، ص18)

انسان باید سعی نماید با کار و فعالیت نیازها و احتیاجات خود را برطرف کند.

از اینجا اهمیت و ارزش کار در اسلام مشخص می‌شود، چرا که کار و فعالیت در زندگی اجتماعی و شخصی انسان، نتایج و آثار مثبتی دارد. انسان با کار و پشتکار می‌تواند به هدف و آرمان زندگی خود دست یابد. جهاد و کوشش وسیله ای است که فرد را به سوی اهداف و مقاصدش رهنمون می‌سازد. تنها با سعی و تلاش می‌توان به هدف‌های  بلند و بزرگ دست یافت. کار و فعالیت باعث بی نیازی فرد از دیگر افراد گشته و احساس عزت نفس و کرامت را در وجود انسان ایجاد می‌نماید. چنین فردی خود را بی نیاز دیده و هرگز در برابر دیگران، دست نیاز خود را پیش نمی‌کشد.

کار، فرد را از بیکاری و تنبلی جدا کرده و انگیزه سعی و کوشش را در روحیه آدمی زنده می‌سازد و باعث تربیت اخلاقی و پرورش شخصیت فرد می‌گردد. کار کیمیاست و مس وجود انسان را به طلا تبدیل می‌نماید. انسان مجاهد با دوری از بیکاری فاسد کننده، خود را به سوی تعالی اخلاقی و جهاد معنوی نزدیک می‌سازد. کار استعداد و توانایی انسان‌ها را پرورش و شکوفا می‌کند، فرد با کار و مساعی، مهارت‌ها و توانایی‌های وجودی خود را کشف و آنها را توانمند می‌کند.

از طرف دیگر، کار نوعی ورزش تلقی می‌گردد، فعالیت جسمانی حاصل از کار باعث سلامتی جسم و رفع بیماری‌ها از او می‌شود. از این رو کار و فعالیت، سلامتی جسم را در پی دارد و فرد را از تن پروری رها می‌سازد. کار با مشغول ساختن ذهن و تفکر آدمی به مسائل و امور باعث سلامت ذهن و تقویت روحیه آدمی می‌شود. همواره انسان‌های ی که دوران زندگی خود را به فعالیت و تلاش اختصاص داده‌اند، از جسم و روحی سالم برخوردارند. نتایج مثبتی که برای کار ذکر شد، مربوط به فعالیت‌های است که از لحاظ اقتصادی و مادی برای اجتماع سودمند باشد، از این رو در گزینش کار مورد نظر باید این مسئله را در نظر داشت که کار مولد، پرثمر و خلاق می‌تواند در پیشرفت جامعه و تولید مفید نقش داشته باشد. باید کاری را انتخاب نمود که به فعالیت رسمی و شرعی مربوط باشد و اشتغال کاذب یا غیر قانونی نه تنها مثمر ثمر نبوده، بلکه باعث تخریب و عقب ماندگی جامعه می‌گردد. بنابراین توجه به نوع و سنخ فعالیت اقتصادی و مطابقت دادن آن با اصول شرعی و قانونی جامعه لازم می‌باشد.

مقاله

نویسنده نسترن علوی زادگان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS