دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نگاهی به عرفان های کاذب

در دنیای پرهیاهو و آشفته که در آن ارزش‌های اسلامی به شدت رنگ باخته و قدرت و ثروت هدف نهایی جلوه داده می‌شود
نگاهی به عرفان های کاذب
نگاهی به عرفان های کاذب
نویسنده: عشرت شائق

در دنیای پرهیاهو و آشفته که در آن ارزش‌های اسلامی به شدت رنگ باخته و قدرت و ثروت هدف نهایی جلوه داده می‌شود، افرادی جهت کسب شهرت و آوازه و ثروت نامشروع و بعضا در پاسخ به عقده حقارت درونی با اهداف فردی یا گروهی با شگردهای مختلف درصدد جذب مرید با روش‌های سازمانی و تعیین سرگروه و حلقه‌های ارتباطی می‌باشند و در این راه از هیچ ادعایی گزاف و دروغ پردازی بزرگ مثل داشتن کرامت، داشتن اسرار و رموز هستی، کشف اسرار، تسلط بر علوم غریبه، دانستن خواص حروف و اعداد و جداول ابایی نداشته با خواب سازی و با استفاده از لفاظی و سخنوری و سوءاستفاده از قدرت بیان برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند. از تفسیر به رای قرآن و منابع مذهبی تا بدعت در مناسک دینی، از صدور فتواهای بی اساس تا ادعای شفاعت گناهان و شفای امراض صعب العلاج، از نفوذ در NGOها با وعده کمک‌های مادی و دستگیری معنوی و انتقال حس شخصیت کاذب به مریدان مانند دادن ماموریت خاص به هر مرید و ارضای نفسانیات و اداره آنچه که مقصودشان است در بسیاری مواقع به تشکیل شبکه‌های فساد اخلاقی، باندهای توزیع مواد مخدر و ایجاد گروه‌های ضد اجتماعی و تسویه حساب‌های شخصی و گروهی اقدام نموده و گاهی نیز با سازماندهی اعضاء در شبکه‌های سیاسی، امنیتی برای ایجاد اغتشاش و انجام عملیات خرابکارانه در کشور با هدایت و حمایت دشمنان نظام فعالیت می‌کنند. مبنای شریعت را با تشخیص خودشان می‌گذارند و از رجوع به مراجع تقلید جهت کسب تکالیف دینی دوری می‌کنند. فعالین ترویج خرافه و اوهامات و عرفانهای کاذب با دایر کردن کمیته‌ها، حلقه‌های گوناگون پنهان و آشکار در سطوح مختلف در اعتقادات اسلامی و قرآن و اهل بیت (ع) ایجاد شبهه می‌کنند و از این راه به دنبال فرقه سازی فرادینی و فرامذهبی هستند. ذکر این نکته ضروری می‌باشد که ریشه خرافات در نادانی و کم خردی بشر در شناخت خود و حقایق عالم است. وقتی گرایش‌های متعالی انسان هدایت نشود و با توهم تلقین گردد خرافات پدید می‌آید. در این افراد خرافه جایگزین یک حقیقت گمشده در زندگی گشته است که همان معنویت می‌باشد که توسط خالق هستی در خلقت اشرف مخلوقات «انسان» به عنوان خلیفه الله به ودیعه نهاده است.دعوت جوانان تحت عناوین کلاسهای رزمی، جلسات عرفانی، مذهبی، فرهنگی... به دلیل جذبه این عناوین است در حالی که در این جلسات به مرور زمان شرکت کنندگان را به لاقیدی دعوت می‌کنند که در این بین تفکر آموزه‌های پرزرق و برق معروف به عرفان‌های نوپدید مدرنی مانند اوشو که تبحری فراوان در یوگا دارد دارای جایگاه ویژه می‌باشد که در تبلیغ خود قید، حریم و مرز را حذف می‌کند تا مرحله ای که بدون هیچ گونه نظارتی دختران و پسران پیرو اوشو در مکان‌هایی که به عنوان اوشو پارک دایر کرده است به معاشرت با یکدیگر و پیروی از تعالیم منحرف ممزوج با مناسک جنسی اوشو بپردازند. رهبر این مکتب کاذب در بی بندوباری و فساد تا حدی پیش رفته است که به وی لقب کاهن پیشوای جنسی داده شده است. در هر حال انسان کمال جو به دنبال تکامل روحی و ارتقا بخشی کمال وجودی خود می‌باشد و اگر با وجود تحصیلات عالیه کلاسیک نسبت به پرورش صحیح روحی برگرفته از ارزشهای تعیین شده توحیدی برای رسیدن به حیات طیبه بهره نبرد اسیر فرقه‌های پررنگ و لعاب و فریبای غربی یا شرقی خواهد شد.در ماههای اخیر گروه‌ها و فرقه‌های کاذب دیگری نیز شناسایی و سران آنها بازداشت شده است که از جمله می‌توان به نالون دانا که معتقد به ترویج کمونیسم جنسی به بهانه (تحت عنوان) تمرینات و حرکات ورزشی شبیه کونگ فو و ووشو جذب نیرو می‌کردند یا گروه مداد رنگی که بنا را بر سفسطه در مبانی اعتقادی و تبلیغ پلورالیسم دینی و ترویج فرهنگ تسامح و تساهل بین مسلمانان گذاشته و کار روی نوجوانان با هدف ایجاد مانع در ارتباط این افراد با نخبگان و عالمان دینی را جزء برنامه‌های اصلی خود قرار داده بودند یا فرقه منحرف رام الله، با استفاده از تاکتیک‌های مشهور جذب مخاطب در قالب یک حرفه تمام عیار ظاهر شد و فرقه ح.پ که در منازلی تحت عنوان معبد آشرام با زاویه انحراف اخلاقی جلو رفتند اطاعت بی چون و چرا، سرسپردگی به رهبر فرقه، ضبط اعترافات پیروان برای تنبه و شکایت نکردن از یافته‌های حضور در این فرقه است که متاسفانه اکثر اعضای مورد سوءاستفاده قرار گرفته، خانم‌ها بوده‌اند یا شبکه انحرافی عرفان حلقه (شعور کیهانی) که با دریافت پول از افراد و دادن آموزش به اصطلاح عرفان عملی طی چند ترم به آنها اقدام می‌کرد و نظرات انحرافی و مسئله دار آنها با مبانی اعتقادی خصوصا نماز، حجاب و ارتباط با نامحرم از ویژگی‌های اصلی این فرقه می‌باشد رهبران این فرقه ضلالت را تبلیغ می‌کنند اما با رنگ عرفان، بی بند و باری و فساد را به اسم معنویت، خدا و عرفان وارد زندگی مردم می‌کنند و یا سحرکابالیسم (عرفان صهیونیستی) تبلیغ می‌کنند و تلاش این چنین فرقه هایی در واقع تلاشی است برای رسیدن به دینی که نماز نداشته باشد، دینی که احکام ویژه برای بالندگی انسان نداشته باشد. این فرقه‌ها و گروه‌های دست‌ساز انسان‌های خودخواه و زیاده خواه با القای ادعاهای با ظواهر موجه علمی مثل انرژی درمانی، فرادرمانی، واژه درمانی، کیهان درمانی و عرفان کیهانی در صدد رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده خود می‌باشند. افراد تبلیغ کننده پدیده اوهام و خرافه که با رونق بازار عرفان‌های کاذب چه در چنین گروه هایی یا در فضای مجازی، معنویت‌های فانتزی، گسترش طریقت‌های منهای شریعت، رشد شبه عرفان‌های ژله ای با رنگ و بوی شهوت، شهرت و ثروت و بازارگرمی مکاره مدعیان دروغین متمهدین (مدعیان دروغین مهدویت) عطش معنویت و احساس نیاز به تکامل و معرفت را با سرابهای عرفان نما و بنجل‌های خرافه و عرفان‌های بدلی پر می‌نمایند.اما ذکر چند نکته در این رابطه ضرورت دارد.تاسف بارترین فصل فرهنگ بعد از انقلاب زمانی بود که وزیر فرهنگ و ارشاد آن دوران توطئه و تهاجم فرهنگی را توهم می‌دانست، تساهل و تسامح را به جای تولی و تبری برای مسائل فرهنگی کشور ریل گذاری می‌کرد در حالی که دشمن به جای جبهه گیری علنی و جنگ فیزیکی همانند موریانه قصد رخنه در بنیادهای عقلی و عقیدتی با حربه شبهه افکنی فرقه‌های شبه مذهبی به جنگ مذهب روآورده و به دنبال بردن انسان به برهوت خلسه‌های مجازی و گوساله‌های سامری در عصر ارتباطات و عصر تکنولوژی بود. امروزه نیز دشمن با ورود و هجمه عرفان‌های کاذب از جمله نوع التقاطی بومی یا جریان‌های صوفیه تا عرفان‌های فراروان شناختی و عرفان‌های شرقی مثل چینی، هندی (کریشنا، رام الله، اوشو...) عرفان‌های آمریکایی (سرخ پوستی، ...) تا عرفان‌های دینی ... که همه به نوعی از مبانی اعتقادی صهیونیسم جهانی گرفته شده روی آورده است که هدف اصلی آن دینی است که صهیونیسم در حال ترویج آن است، دین خودساخته ای که توسط بشریت تولید شده و طبیعی است خروجی چنین دینی یا به زبان ساده‌تر تفکر کاذب چیزی جز ترویج خرافه پرستی و عرفان‌های نوظهور کاذب در جامعه نخواهد بود. آنها به دنبال تشکیل سازمان جهانی ادیان به بهانه تلفیق ادیان برای رسیدن به دینی یکسان و واجد برای بشریتند در حالی که مهمترین گزاره هدف و مقصد نهایی صهیونیسم جهانی تبلیغ معنویت بدون بشریت، انسان لیبرال غرب، کسب آرامش بدون مسئولیت اجتماعی می‌باشد. از آسیب‌های مهم چنین فرقه‌هایی ایجاد شکاف بین خانواده‌ها، تنش در افکار عمومی خصوصا جوانان و فرزندان، ایجاد شکاف در مسائل بنیادین اعتقادی و سوء استفاده‌های اقتصادی است.

در هر حال باید با روش‌های مناسب بحث شناخت و معرفت و عرفان الهی به جامعه هدف خصوصا جوانان طرح گردد و برای رسیدن به قله سازنده معنوی با در نظر گرفتن اینکه انسان پیوسته در معرض هجوم وساوس شیطانی است استعدادهای انسانی را فعلیت وحی، دینی است که رابطه عمل دنیوی را با سعادت اخروی نشان دهد. طی طریق با حب و عشق نسبت به بالاترین و والاترین هدف هستی یعنی خداگونه شدن و آنچه که او توصیه کرده است را نصب العین قرار دهد. حوزه معرفتی زلال الهی نقطه قوت مقابله و هجوم به جنگ نرم با استراتژی موریانه‌ای دشمن سلطه جو است.

مقاله

نویسنده عشرت شائق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب سایبان خود ساخته عرفان مدرن

کتاب سایبان خود ساخته عرفان مدرن

این کتاب با هدف عرضه صحیح و دفاع معقول اندیشه عرفانی و زدودن پیرایه‌های موهم، موهن و فراگیر عرفان و معنویت‌های نوظهور...

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS