دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نگاهی به قیام مختار ثقفی

No image
نگاهی به قیام مختار ثقفی

قيام، مختار، امام حسين، عاشورا

سید علی مقدم

به گواهی تاریخ، قیام امام حسین (ع) سرمنشا بسیاری از نهضت‌ها و قیامهای برحق در اسلام بوده است. این قیام باعث تحکیم و بقای اسلام بود. امام حسین (ع) با قیام خود در ابتدا حاکم زمان را رسوا ساخت. یزید که قبل از حادثه عاشورا شخصی منفور در بین مردم بود بعد از حادثه عاشورا مردم او را بسیار لعن و نفرین می‌کردند. از دیگر نتایج قیام عاشورا این بود که بار دیگر مسلمین روحیه سلحشوری را به دست آورند و این موضوع همان طور که اشاره شد سرمنشا بسیاری از قیام های دیگر در اسلام بود. از جمله قیام‌هایی که بعد از عاشورا رخ داد و می‌توان آن را از نتایج قیام عاشورا دانست، قیام مختار ثقفی می‌باشد. مختار فرزند ابوعبید بن مسعود ثقفی است. او فردی بسیار شجاع و دارای هوش بسیار بود. مختار از نوجوانی روحیه جنگاوری را در خود داشت و بسیار علاقه مند به شرکت در جنگها بود. مختار ثقفی در هنگام قیام مسلم بن عقیل همان طور که در سریال مختار نامه هم نشان داده شد ابتدا برای یاری او لشکر کشی کرد اما با آگاه شدن از شهادت مسلم بن عقیل از قیام دست کشیده و به دست عبید الله بن زیاد دستگیر و زندانی شد.

عبیدالله‌بن‌زیاد که وجود مختار را حتی در زندان و در زنجیر برای حکومتش خطرناک می‌دید دستور قتل او را صادر کرد. در این میان نامه‌ای از سوی یزید به دست عبیدالله رسید مبنی بر اینکه مختار ثقفی باید آزاد گردد. مختار که در زندان از آینده خود توسط میثم تمار آگاه شده بود پس از آزادی به کوفه وارد شده و خود را مامور خون‌خواهی حسین (ع) نامید و عده‌ای را دور خود گرد آورد. گروهی از بنی امیه که از قصد مختار باخبر شده بودند نزد حاکم کوفه رفته و درخواست دستگیری او را داشتند. بدین ترتیب دوباره مختار ثقفی به فرمان حاکم کوفه دستگیر و زندانی شد.

مختار در زندان نامه‌ای را برای سلیمان بن صدد نوشت و از او خواست که او را یاری دهد تا از زندان رها شده و برای خونخواهی امام حسین(ع) قیام کند. مختار پیکی را هم به مدینه فرستاد تا از عبدالله بن عمر درخواست کند که نزد حاکم کوفه تقاضای آزادی او را بکند. پس بار دیگر مختار با تقاضای عبد الله بن عمر از حاکم کوفه، از زندان آزاد می‌شود. پس از آزادی مختار، بار دیگر مردم را از قصد خود مطلع کرد و شیعیان کوفی نزد او رفتند و با او بیعت کردند. در این میان عبد الله بن مطیع که به تازگی به ولایت کوفه دست پیدا کرده بود. خبر بیعت 20 هزار نفر از شیعیان را که بیشتر آنها عجم بوده اند شنید و دستور داد مختار را دستگیر کنند. ابن مطیع گروهی را برای دستگیری مختار به سوی او فرستاد. ابن قدامه از فرستادگان ابن مطیع، مختار را از قصد حاکم خبردار می‌کند. مختار هم خود را به مریضی می‌زند و اعلام می‌کند که حال خوبی ندارد. خبر ناخوشی مختار به حاکم می‌رسد و او از تصمیم خود منصرف می‌شود.

مختار یارانش را در کوفه برای قیام در ماه محرم آماده کرد. در این میان گروهی دچار تردید درباره برحق بودن قیام مختار شدند که برای همین منظور با محمد بن حنیفه و امام زین العابدین (ع) دیدار کردند و امام آنها را به یاری کردن مختار دستور داد. به روایت تاریخ، مختار در ربیع الثانی سال 66 هجری در کوفه با شعار ( یامنصور امت) و ( یا لثارات الحسین) قیام کرد. سپاهیان مختار و ابراهیم بن مالک اشتر که اوهم فردی شجاع بود وبا مسلم بیعت کرده بود در ابتدای قیام با سپاهیان دشمن که قصد سرکوب آنها را داشتند به جنگ پرداختند.پس از گذشت جنگهای فراوان بین مختار و سپاهیان ابن مطیع بالاخره مختار به پیروزی‌های بزرگی دست پیدا می‌کند . مختار شهر را تصرف کرده و به سمت دارالاماره رفته و آنجا را محاصره می‌کند. طبق تاریخ عبد الله‌بن‌مطیع شبانه به صورت مخفی از قصر خارج می‌شود. صبح روز بعد مختار قصر را تصرف کرده و بعد از آن مردم کوفه با مختار بیعت می‌کنند.

آغاز انتقام: آن دسته از مردم کوفه که در جنگ با امام حسین (ع) در سپاه دشمن حضور داشتند از کوفه فرار کرده و به شهرهای دیگر از جمله مکه پناه می‌برند. مختار هم در اولین اقدام خانه‌های آنها را تخریب می‌کند. اسب سواران کسانی بودند که در روز عاشورا بر بدن مبارک امام حسین(ع) اسب تاختند. طبق تاریخ این گروه از اولین گروه‌هایی بودند که مختار آنها را مجازات کرده است. مختار دستور داد آنها را بر زمین میخکوب کرده و با اسب بر آنها بتازند. گروه بعدی عده‌ای بودند که اموال امام را در عاشورا غارت کرده و در بازار فروختند. به دستور مختار آنها در بازار به دار آویخته شدند.

از جمله کسانی که مختار آنها را به سزای اعمالشان رساند عمر بن سعد و خولی بودند. به دستور مختار سر از بدن این دو جدا کردند و بدنهایشان را سوزانده و سرها را برای مختار ارسال کردند. حرمله ، شمر، سنان بن انس « لعنت الله اجمعین» وشمر بن ذی الجوشن لعنت الله علیه در درگیری با سپاهیان مختار کشته شدند. سنان ابن انس که جرمش نیزه زدن بربدن امام حسین (ع) می‌باشد به دستور مختار انگشتان و بعد دست و پایش را قطع کرده واو را در دیگی از آب جوش انداختند.

حرمله هم بدین صورت ابتدا دست‌ها و پاهایش قطع شده و پس از آن او را در میان آهن ذوب شده سوزاندند. ( طبق روایات، امام سجاد (ع) از خداوند متعال درباره حرمله چنین درخواستی کرده بودند: اللهم اذقه حر النار اللهم اذقه حر الحدید: خدایا حرارت آتش و حرارت آهن را به او بچشان).

ابن سلیم ( لعنت الله) کسی بود که انگشت امام حسین (ع) را قطع کرد و انگشتر آن حضرت را غارت کرد ، به دستور مختار او را تکه تکه کردند.

عبیدالله بن زیاد هم که جنگی را برای سرکوب مختار راه انداخته بود شکست خورده و کشته می‌شود.

به دستور مختار سر عبیدالله و دیگر سرها برای امام سجاد(ع) فرستاده شد. پس از این موضوع آمده است که امام سجاد (ع) بسیار مختار را دعا کرده و از خدا جزای خیر برای او خواستند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS