دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نگریستن در عاقبت کار

No image
نگریستن در عاقبت کار

فرجام اندیشی و آینده نگری در هر کاری، نقش به‌سزایی در سرانجام آن کار خواهد داشت. اگر انسان پیش از انجام دادن هر کار، درباره نتیجه و آینده آن کار تأمل نماید، مسلماً سود و زیان آن، تا حد زیادی قابل پیش‌بینی و کنترل خواهد بود. اگر کار خوبی باشد، سود آن بسیار بیشتر از کار بدون تفکر و اندیشه است و اگر کاری ناشایسته یا بیهوده باشد، می توان با خودداری از انجام دادن آن یا آگاهی داشتن نسبت به سود و زیان آن، خسارت احتمالی آن را به حداقل رساند. این موضوعی است که در قرآن کریم و احادیث، نسبت به آن، تأکید فراوان شده است و بزرگان دین ما سفارش نموده‌اند که قبل از انجام دادن هر عملی به «عاقبت» آن فکر کنیم و چنانچه آن را «سودمند» یافتیم، به انجام شدن آن «خوشبین» و «امیدوار» باشیم؛ زیرا دوراندیشی باعث می‌شود که فرد، کم‌تر دچار خطا گردد و پشیمانیِ کم‌تری به بار می آورد ؛ خوش‌بینی، ذهن را خلاق و زندگی را شیرین می کند و امید، استعدادها را شکوفا و انگیزه ها را دوچندان می سازد. قرآن کریم و همچنین احادیث، دوراندیشی و آینده نگری را از خصوصیات بارز یک انسان عاقل برمی شمرند و در مقابل، اقدام به انجام دادن کار بدون اندیشه و برنامه را از خصوصیات افراد کم خِرد به حساب می آورند. حضرت علی(ع) در نامه ای به مالک اشتر به وی سفارش می کند که در امور کارگزارانش دوراندیش باشد و می فرماید: «در امور کارگزارانت ژرف بنگر و بر مبنای ارزشیابی درست به کارشان بگمار، نه به انگیزه گرایش های شخصی و نه بر مبنای خودکامگی؛ چرا که این دو، شاخه های جور و خیانت را ریشه اند. به‌ویژه برای کار، کسانی را برگزین که از تجربه و نجات، بهره‌مندند و از خانواده های ریشه دار و شایسته و پیشتاز پیش از پیروزی اسلام برخاسته اند، که چنین کسانی در اخلاق برترند و در آبرومندی سالم تر، به آزمندی های مادی کم‌تر نظر دارند و به پایان کار، بیشتر می اندیشند. امام باقر(ع) می فرماید: پیامبر اکرم(ص) فرمود: چون در اندیشه انجام دادن کاری برآمدی، در عاقبت آن تدبر کن، تا اگر نیک است و در راه درست، به آن دست یازی و اگر مایه گمراهی است، آن را فروگذاری. امام علی(ع) فرمود: آن کس که بدون نگریستن در عاقبت کار، دست به اقدام بزَنَد، خود را گرفتار پیشامد می سازد. اندیشیدن در کار، پیش از اقدام کردن به آن، سبب ایمنی از لغزش هاست. کار امروز را به فردا مسپار! این، همیشه و همه جا باید مد نظر انسان باشد؛ زیرا که هیچ کس از فردای خویش خبر ندارد. انسان باید از امروز خود به بهترین شکل استفاده کند و بهره کافی از ایام عمر خویش ببرد؛ زیرا معلوم نیست فردا هم از آن او باشد. پیامبر خدا (ص) خطاب به ابوذر می فرماید: از تأخیر نمودن در کارها بپرهیز ؛ چرا که امروز از آنِ توست و از فردا خبری نداری. اگر فردایی داشتی، در آن فردا چنان باش که در امروز هستی، و اگر فردایی نداشتی، برای کوتاهی کردنِ امروز، پشیمان نخواهی شد. ای ابوذر! در بامداد، امیدِ به سر بردن تا شام نداشته باش و در شام، امید به رسیدن بامداد. بکوش تا از تندرستی‌ات پیش از بیماری، و از زندگی ات پیش از مرگ بهره گیری، زیرا نمی دانی که نام تو در فردا چیست [، زنده یا مرده]؟ امام باقر(ع) می‌فرماید: روزی را که به آن خواهید رسید (روز قیامت، و پرس و جو از کارها و کردارها) به وسیله امروز (که از آن نیز جدا خواهید گشت)، اصلاح کنید ؛ زیرا که امروز، غنیمت است و فردا را نمی دانید از آنِ کیست.

اصل پرهیز از شتابزدگی

یكی از اصول مهم اخلاقی در گستره پژوهش و تحقیق، اصل طمانینه و پرهیز از عجله و شتابزدگی است. عجله و شتابزدگی، اگر چه برای همه اقشار در بخش‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی، آثار سوء فراوان دارد، لكن در فرآیند تحقیق و پژوهش، منشا آفات و خطرات بیشتری خواهد بود. امام علی (ع) در فرمان خویش به مالك اشتر می‌فرمایند: «ایاك و العجله بالامور قبل اوانها؛ ای مالك بپرهیز از شتابزدگی در كارها پیش از آنكه زمانش فرا رسد». در معنای لغوی «عجله» چنین بیان شده است: «خواستن چیزی و در جستجوی امری برآمدن، پیش از آنكه وقت آن فرا برسد»، یعنی قبل از آنكه شرایط، لوازم و مقدمات كافی برای انجام امری فراهم گردد، كسی وارد آن كار بشود و اقدام نماید. شتابزدگی اقسام متعددی دارد. یكی از اقسام شتابزدگی كه در حوزه تحقیق و پژوهش و به‌ویژه نقد، دارای مصداق است، قضاوت‌های شتابزده یا تلقی و برداشت‌های عجولانه نسبت به یك ادعا یا نظریه است. بدین معنی كه قضاوت نمودن در مورد یك نظریه، یا رسیدن به یك برداشت و تلقی در مورد یك ادعا، متوقف بر دستیابی به پاره‌ای قراین، شواهد، مدارك و اسناد است و اینها همه به منزله مقدمات پیدایش آن قضاوت و برداشت هستند. اگر كسی بدون ملاحظه آن مقدمات یا غفلت از پاره‌ای از آنها به قضاوت یا برداشت قاطعی برسد، می‌گوییم، گرفتار قضاوت عجولانه و برداشت شتابزده شده است. شتابزدگی در قرآن كریم و روایات معصومین(ع) به شدت مورد تقبیح و نكوهش قرار گرفته است. در روایتی از رسول خدا(ص) آمده است: «تانی و آرامش از خداست و شتابزدگی از شیطان است. در كلام امیرالمومنین علی(ع) شتابزدگی موجب ندامت و پشیمانی معرفی شده است: «از شتابزدگی بپرهیزید كه پشیمانی به بار می‌آورد.» پاره ای از روایات نیز، فرد عجول و شتابزده را در نیل به مطلوب خویش ناكام معرفی می‌نماید: «شتابزدگی را واگذارید زیرا شتابكار خواسته‌اش به دست نیاید و پایان كارش پسندیده نباشد» و فرمودند: «شتابزدگی انسان را از رسیدن باز می‌دارد». بی‌تردید پژوهش در هر زمینه علمی نیازمند تحصیلات و مطالعات و كسب آگاهی‌های كافی و لازم در آن زمینه و احیاناً زمینه‌های همسو است. پر واضح است كه تعجیل و شتابزدگی در انجام یك تحقیق و پژوهش انسان را از جمع آوری اطلاعات لازم و پردازش صحیح آنها باز می‌دارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS