دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هم آوایی عقل و دین

مداقه پیرامون ربط و نسبت «دین و فلسفه» از آن دست مباحثی است که رد پای آن را در جای جای تاریخ تفکر بشر می‌توان پی گرفت و این دغدغه نزد فیلسوفان، فقها و متکلمان بدل به مباحثه ای بلند دامن در تاریخ تفکر اسلامی و مسیحی شده است.
No image
هم آوایی عقل و دین
نویسنده: حمید حبیبی

مداقه پیرامون ربط و نسبت «دین و فلسفه» از آن دست مباحثی است که رد پای آن را در جای جای تاریخ تفکر بشر می‌توان پی گرفت و این دغدغه نزد فیلسوفان، فقها و متکلمان بدل به مباحثه ای بلند دامن در تاریخ تفکر اسلامی و مسیحی شده است.

اخیراً انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی اثری با عنوان «عقل در دین شناسی ابن رشد» به قلم نادر شکراللهی منتشر کرده است که از همین دغدغه نشات می‌گیرد و نشان از این دارد که نسبت سنجی «عقل و دین» هنوز هم سوژه‌ای مورد تامل برای فضای فکری و علمی ما است.

برخی در تمایز دین و فلسفه این گونه دلیل می‌آورند که منطق حاکم بر معرفت دینی با منطق فلسفی متفاوت است و به این اعتبار این دو نیز از بنیان از یکدیگر متمایزند، اما در مقابل این گروه، فلاسفه اسلامی و متفکران جهان اسلام همواره تلاش داشته‌اند که شیرازه مشترک این دو معرفت را بیابند و نزدیکی معارف عقلانی و وحیانی را بازنمایانند.

در راستای این تلاش متفکران اسلامی، دو جریان در تاریخ تفکر اسلام شکل گرفت که شکراللهی در کتاب خود این دو جریان فکری را چنین توصیف و تبیین می‌کند؛ نخست، جریانی که از فارابی شروع شد و سپس در اندیشه های ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا ادامه یافت و همچنان در فلسفه اسلامی کنونی ما نیز جریانی غالب به شمار می‌رود.

البته گروهی هم هستند که این جریان را متهم می‌کنند که باعث شده اند ماهیت عقلانی فلسفه اسلامی تضعیف شود و به دامان کلام و عرفان بغلتد، اما در پاسخ به این اتهام، قابل ذکر است که مکتب متعالیه برخاسته از این جریان فکری توانست با همنشینی عرفان، کلام و قرآن و فلسفه بر کشمکش بین عقل و دین مهر پایان گذارد.

جریان دومی که سعی در آشتی دین و فلسفه داشت، ابن رشد طلایه دارش بود و به جریان عقل گرایی شهره است. ابن رشد به اصول فلسفه مشاء وفادار بود که توسط ارسطو پی ریزی شده بود. او با ارادتی که به ارسطو داشت و با تلاشی که برای احیای اندیشه او کرد، باعث شد در جهان اسلام اندیشه هایش پایگاه محکم و نفوذی گسترده پیدا نکند و در عوض مغرب زمین و عالم مسیحی بستری برای رشد و ظهور اندیشه های ابن رشد شد. هانری کربن در این باره می‌نویسد؛ «ابن رشد با حذف و رد عالم خیال و ملکوت جا پای خود را در عالم اسلام از دست داد، اما در عوض افق جدیدی را در فلسفه اروپا گشود و ریشه های روشنفکری اروپایی را می‌توان در آرای او جست. توجه غربیان به ابن رشد به قدری است که گاهی از سوی آنها بزرگترین فیلسوف جهان اسلام لقب می‌گیرد!

ادعای نادر شکراللهی در کتاب «عقل در دین شناسی ابن رشد» را می‌توان اینگونه جمعبندی کرد که ابن رشد و متفکران جهان اسلام به دنبال هدف مشترک «هماهنگی دین و فلسفه» بودند، اما راه حل های متفاوتی برای هم آوایی عقل و دین ارائه دادند. نتیجه ای که از مباحث ارائه شده در این کتاب ارائه می‌شود، نتیجه قابل تاملی است؛ اینکه تلاش فلاسفه اسلامی همواره هماهنگ کردن فلسفه یونان با آموزه های دینی بوده است. اما این تلاش در شرق و غرب جهان اسلام به صورت های متفاوتی ظهور پیدا کرد.

متفکرانی چون فارابی، ابن سینا، سهروردی و ملاصدرا در شرق جهان اسلام به جنبه های عرفانی و معنوی دین نزدیک تر شدند، اما غرب جهان اسلام به طلایه داری ابن رشد به عقل گرایی متمایل شد که همین رویکرد، مشی و مرام فلسفه مدرن اروپا شد.

مقاله

نویسنده حمید حبیبی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS