دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هوس و هوس‌رانی

در ترک کردن عادت ها بر خودتان غلبه کنید، تا بر آنها پیروز شوید و با هواهای نفسانی خودتان مبارزه کنید تا بر آنها مالک شوید.
هوس و هوس‌رانی
هوس و هوس‌رانی

هوس و هوس‌رانی

قال علیٌ(ع):«غَالبُوا أنفسَکُم علی ترکِ العَادات تَغلبُوها و جَاهدُوا أهوَاءَکُم تَملکُوها» (تصنیف غررالحکم و دررالکلم، حدیث4934، ص2439)

پیروی از هوای نفس یکی از مسائلی است که در قرآن و روایات به‌شدّت مورد نکوهش واقع شده است. هوا، هوس و پیروی از خواهش‌های نفسانی اگرچه در چشم هوسرانان لذّت‌بخش است، ولی ننگ رسواییِ پیروی از هوای نفس، شیرینیِ گناه و پیروی از خواهش‌های نفسانی را از بین می‌برد. حضرت علی(ع) می‌فرمایند:

«عارُ الفَضِیحَهِ یُکَدَّرُ حَلاوَةَ اللَّذَّةِ»[1]

ننگ رسوایی، شیرینی لذّت را تیره و تار می‌سازد.

خداوند در قرآن کریم کسی را که به‌دنبال هوای نفس خویش است به سگی تشبیه کرده که در هرحالی دهانش باز است؛ گویا هواپرستان و هوس‌رانان هیچ گاه از خواهش‌های نفسانی و دنیاپرستی خود سیر شدنی نیست. خداوند در قرآن می‌فرماید:

«وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَی الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ»[2]

و اگر می‌خواستیم (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانش‌ها) بالا می‌بردیم (امّا اجبار، برخلاف سنّت ما است؛ پس او را به‌حال خود رها کردیم) و او به پستی گرایید و از هوای نفس پیروی کرد! مَثَل او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز و زبانش را برون می‌آورد و اگر او را به‌حال خود واگذاری، باز همین کار را می‌کند (گویی چنان تشنه دنیاپرستی است که هرگز سیراب نمی‌شود!)

چنین شخصی بر اثر شدت هواپرستی و چسبیدن به لذّات جهان مادّه، یک حال عطش نامحدود و پایان‌ناپذیر به‌خود گرفته که همواره دنبال دنیاپرستی می‌رود؛ نه به‌خاطر نیاز و احتیاج بلکه به‌شکل بیمارگونه‌ای مانند یک سگ هار که بر اثر بیماری هاری حالت عطش کاذب به او دست می‌دهد و در هیچ حال سیراب نمی‌شود، این همان حالت دنیاپرستان و هواپرستان دون همّت است، که هر قدر بیندوزند بازهم احساس سیری نمی‌کنند.[3]

پیروی از هوای نفس، انسان را به سقوط و انحطاط اخلاقی خواهد کشید، انبیای الهی منشأ تمام آلودگی‌ها، علت همه مشکلات، منبع تمام ناپاکی‌ها و مایه همه گناهان و تجاوزهای انسان را آلودگی نفس می‌دانستند و عقیده داشتند که اعضا و جوارح انسان ابزار نفس او هستند؛ پاکی و ناپاکی آنها وابسته به نفس انسان است، اگر نفس در مملکت وجود انسان، تابع عقل و عقل تابع دستورات الهی باشد، چنین انسانی رستگار خواهد شد؛ ولی اگر انسان به‌دنبال هوای نفس خود باشد، به پست‌ترین و ننگین‌ترین اعمال دست خواهد زد و برای ارضای خود، از هیچ عمل شرم‌آوری چشم‌پوشی نخواهد کرد.[4]

روزی عده‌ای از جوانان، سرگرم زورآزمایی و مسابقه وزنه‌برداری بودند. سنگ بزرگی آنجا بود که مقیاس قوّت و مردانگی جوانان به‌شمار می‌رفت و هرکس آن‌را به اندازه توانایی خود حرکت می‌داد؛ در این هنگام رسول خدا(ص) رسید و پرسیدند: چه می‌کنید؟ آنها پاسخ دادند: داریم زورآزمایی می‌کنیم، می‌خواهیم ببینیم کدامیک از ما قوی‌تر و زورمندتر است. پیامبر(ص) فرمودند: می‌خواهید من به‌شما بگویم چه کسی از همه قوی‌تر و نیرومندتر است؟ آنها گفتند: البته چه از این بهتر که رسول خدا داور مسابقه باشد و نشان افتخار را او بدهد. آنها همه منتظر و مضطرب بودند که رسول خدا(ص) چه کسی را به‌عنوان قهرمان معرفی خواهد کرد؟ بعضی در این فکر بودند که رسول خدا(ص) الآن دست او را خواهد گرفت و به‌عنوان قهرمان مسابقه معرّفی خواهد کرد. رسول خدا(ص) فرمودند: از همه قوی‌تر و نیرومندتر کسی است که اگر از چیزی خوشش آمد و مجذوب آن شد، علاقه به آن چیز، او را از مدار حقّ و انسانیّت خارج نسازد و به زشتی آلوده نکند و اگر در موردی عصبانی شد و موجی از خشم در روحش پیدا شد، تسلّط بر خویشتن را حفظ کند و جز حقیقت نگوید و کلمه‌ای دروغ یا دشنام بر زبان نیاورد و اگر صاحب قدرت و نفوذ گشت و موانع از جلویش برداشته شد، زیادتر از مقداری که استحقاق آن‌را دارد، دست درازی نکند.[5] پیامبر اکرم(ص) با این درس می‌خواست به آنها و به دیگران، بفهماند که قدرت و زورآزمایی در بلند کردن یک سنگ نیست؛ بلکه قدرت و زورمندی در پیروی نکردن از هوای نفس و خواهش‌های نفسانی است.

    پی نوشت:
  • [1]. محدث نوری، مستدرک‌الوسائل، قم، آل‌البیت، 1408ه‌ق، ج11، ص346.
  • [2]. اعراف/176.
  • [3]. مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ اول، 1374، ج7، ص14.
  • [4]. انصاریان، حسین؛ بر بال اندیشه، قم، دارالعرفان، 1383، ص32.
  • [5]. مطهری، مرتضی؛ داستان راستان، تهران، صدرا، 1383، چاپ سی و پنجم، ج1، ص122.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS