دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وجوب تفکر و تعقل در دین

خداوند از آنجا که به قدرت تفکر و نیروی عقل، بخشید، بر ما واجب کرد که درباره آفریده های او بیندیشیم،
وجوب تفکر و تعقل در دین
وجوب تفکر و تعقل در دین
نویسنده: آیدین تبریزی

خداوند از آنجا که به قدرت تفکر و نیروی عقل، بخشید، بر ما واجب کرد که درباره آفریده های او بیندیشیم، به دستگاه آفرینش، جهان هستی، موجودات و مخلوقات او اندیشه و در فلسفه و علل وجودی آنها تفکر نماییم، و با دقت کامل به نشانه های خلقت او بنگریم و حکمت و استواری تدبیرش را در جهان آفرینش و در ساختمان وجود خودمان تحت مطالعه قرار دهیم،این مسئله ای است که در آیات قرآن نیز بیان گشته است، چنان که خداوند در قرآن می‌فرماید: «سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتّی یتبین لهم انّه الحقّ» ما بزودی نشانه‌های (عظمت) خود را در خلقت جهان و آفرینش خودشان (انسان‌ها) نشان دهیم، تا روشن شود که خداوند حق است. ‌

در مورد دیگر، خداوند آنان را که پدران و گذشتگان خود تقلید می‌کنند سرزنش کرده می‌فرماید: «قالو بل نتبع ما الفینا علیه آبائنا او لو کان آبائهم لایعقلون شیئاً» گفتند: ما پیروی می‌کنیم از روشی که پدران خود را در آن یافته‌ایم، آیا گر چه پدرانشان چیزی را نفهمند (قابل پیروی هستند.) همان گونه که خداوند در مورد دیگر قرآن کسانی را که پیروی از گمان و حدش های غیر روشن می‌کنند مذمت کرده، و می‌فرماید: «ان یتبعون الّا الظّنّ».

(گمراهان و مشرکان) تنها از گمان پیروی می‌کنند.‌

بسیاری از آیات قرآن انسان ها را به تفکر، تعقل در امور جهان دعوت نموده است. در حقیقت این اعتقاد، فرمان عقل انسان است که او را موظف می‌کند تا درباره جهان خلقت بیندیشد و از این مسیر آفریدگار خلقت را بشناسیم. همان گونه که به انسان فرمان می‌دهد درباره دعوت کسی که اداعای پیامبری می‌کند دقت کنیم و معجزات او را تحت مطالعه و اندیشه قرار دهیم.

برای انسان تقلید از دیگران در این مسائل درست نیست، گرچه آنها دارای مقامی بسیار ارجمند باشند.‌

آنچه در قرآن تحریص و تشویق به تفکر و پیروی از علم و معرفت، شده در واقع بیان همین آزادی و استقلال فکری است که همه خردمندان بر آن متفقند. در حقیقت قرآن، ارواح ما را به همین استعداد فطری برای شناختن حقایق و تفکر درباره آنها آگاه و ارشاد می‌کند و ذهن ها را بیدار نموده آنها را به آنچه که اقتضای فطری خرد است، رهنمون می‌نماید.‌

بنابراین درست نیست که انسان در امور اعتقادی، بی تفاوت بوده و راهی را انتخاب نکند و یا از مربیان یا از هر شخصی تقلید نماید، بلکه طبق ندای فطرت عقلی که به آیات صریح قرآن تایید شده، بر او واجب است که بررسی و تفکر کند و به مطالعه و دقت نظر در اصول عقاید که به «اصول دین» معروف شده اند بپردازد که مهمترین آنها عبارتند از: توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد.‌

کسی که در این اصول از پدران یا از افراد دیگر تقلید کند، حتماً دچار لغزش و اشتباه شده و از راه صحیح و درست، منحرف گشته است و هرگز، معذور نخواهد بود.

باید پیرامون اصول عقایدی و دینی خود اندیشیده و با تفکر و تعقل آنها را بپذیرد تا ایمانی راسخ و صادق داشته باشد.‌

خلاصه عقیده در این دو مورد مطلب است: تفکر و تدبر در شناختن اصول عقاید واجب است و در این مورد برای احدی تقلید از دیگران جایز نیست.

شناسایی اصول عقاید از راه تفکر و تدبر، پیش از آنکه از ناحیه شرع واجب باشد، طبق فرمان عقل واجب است. به عبارت روشن تر دلیل بر وجوب شناخت اصول عقاید، مدارک و روایات دینی نیست، گرچه آن مدارک و روایات دلیل عقل را تایید و امضاء می‌کنند. معنای وجوب شناختن اصول عقاید از نظر عقل، ضرورت شناختن اصول عقاید و لزوم تفکر و تدبر و بررسی در این مورد را آشکارا درک می‌کند.‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS