دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وصیّت پدر

No image
وصیّت پدر

سیّد محمّدتقى حکیم از پدرش سیّد على اصغر حکیم ـ از استادان علاّمه محمّدتقى شوشترى ـ و او هم از پدرش حاج آقا حسین حکیم فرزند حاج سیّد على شوشترى نقل کرده اند که:

حاج سیّد حسین حکیم سفرى به نجف و نزد پدر بزرگوارش مى کند و پدر به او مى گوید: شما به شوشتر برو که اگر بیمارى را از مرگ نجات دهى، ارزشش بیش از آن است که در نجف بمانى و به زیارت بروى. مى توانى از راه دور هم زیارت بخوانى. شما باید بروى و به مردم خدمت کنى.

نوشته اند که «وفایى» ـ شاگرد سیّد على شوشترى ـ هنگام وفات حاج سیّد على بالاى سر آن بزرگوار بود. سیّد على به ایشان وصیّت کرد که پس از مرگِ من پسرم سیّد حسین به نجف مى آید و پس از مراسم تشییع و تدفین تصمیم مى گیرد که در نجف بماندولى تو او را منصرف کن و نگذار در اینجا بماند. او را راهى شهر و دیار شوشتر کن.

وفایى مى گوید، همین طور هم شد. من به پسر حاج سیّد على گفتم: پدرت وصیّت کرده که در نجف نمانى و به شوشتر باز گردى.([30])

ایشان نیز به وصیّت پدر عمل کرد و به شوشتر بازگشت و مشغول خدمت به مردم شد. ظاهراً در همان جاست که مکاشفه اى براى ایشان رخ مى دهد که به نقل آن مى پردازیم.

حاج سیّد حسین حکیم مى گوید:

بعد از ظهر روز جمعه اى که براى خواندن زیارت عاشورا به پشت بام خانه رفته بودم. پس از تمام شدن زیارت عاشورا ناگهان دیدم فردى که مدّت ها در منزل ما خدمتگزار بود و وفات یافته بود. گویا در هوا در حال حرکت است و به طرف من مى آید، نزدیک شد و نزد من فرود آمد. سلام کرد، جوابش را دادم.

گفتم: فلانى از کجا مى آیى؟ گفت: از نجف (ایشان در نجف مدفون بود)

گفتم: از آنجا چه خبر دارى؟ خیلى خوش آمدى، از پدرم چه خبر؟

گفت: حالش خیلى خوب است! نگران مباش! مقامش بسیار عالى و ارزنده است.

گفتم: شیخ انصارى چطور است؟

گفت: شیخ انصارى هم خوب است.

گفتم: مقام پدر من بالاتر است یا شیخ انصارى؟

گفت: من نمى دانم، شیخ انصارى خیلى مقام دارد، پدرت هم مقام دارد.

این سخن را گفت و از من دور شد و رفت.([31])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS