دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وفای به عهد در اسلام

کودکان با سرشت پاک به دنیا می‌آیند و این سرشت پاک پذیرای آموزشهای خانواده و محیط اجتماعی خواهد بود.
وفای به عهد در اسلام
وفای به عهد در اسلام

آموزش وفای به عهد از دوران کودکی

کودکان با سرشت پاک به دنیا می‌آیند و این سرشت پاک پذیرای آموزشهای خانواده و محیط اجتماعی خواهد بود. والدین به عنوان اولین الگوی رفتاری، مبنای اعمال و رفتار کودک خود قرار می‌گیرند.

کودک مجموعه ای از رفتارهای خوب یا بد را در والدین دیده و آن را دریافت می‌کند. چشم‌های او و گوشهای او همه چیز را می‌بیند و می‌شنود.

نقش توامان پدر و مادر در تربیت فرزندان و پرورش فضایل اخلاقی و دینی را نمی توان منکر شد و اهمیت آن را در زندگی آتی فرزندان نادیده گرفت. از همان دوران کودکی والدین به فرزندانشان متعهد می‌شوند که وظایفی را در قبال آنها انجام دهند و آنها نیز عهد و پیمان بسته شده را درک می‌کنند واز ارزش آن آگاهند، در صورتی که والدین به عهد و پیمان خود وفا نکنند در مقابل این عمل والدینشان، عکس العمل نشان می‌دهند و نارضایتی خود را اعلام می‌کنند.

این ارتباط دو سویه است، یعنی کودکان از والدین شان وفای به عهد را می‌آموزند و در قبال عمل به تعهداتشان در قبال پدرو مادر خواهانند که والدین نیز اینگونه رفتار کنند. می‌توان گفت در فطرت آدمی وفای  به عهد نهفته است و آن را با عمق وجود از همان ابتدا درک می‌کند.

توجه والدین به تقویت این فضیلت اخلاقی به فرزندان کمک می‌کند تا در طول زندگی، آثار مثبت آن را ببینند، زیرا تعهد به عهد و پیمان در تمام مراحل زندگی دیده می‌شود. آنگاه که قدم در محیط علم و دانش می‌گذارد به عهدی که با والدین خود جهت ارتقای علم و دانش بسته پای بند خواهد بود و یا وقتی که در سن نوجوانی که اوج غرور انسانی پای می‌نهد این فضیلت اخلاقی در تصمیماتش تأثیرگذار است. زیرا با والدین تعهد قلبی و دوستانه ای بسته است که دستخوش ناملایمات اجتماع و دوستان  ناباب قرار نخواهد گرفت.

این انسان از آغاز زندگی اهمیت موضوع را درک کرده و آن را پذیرفته است و خود را مسئول این عهد بسته شده با پدر و مادر می‌داند و خلف وعده را عملی ناشایست و گناه می‌داند و خود را نه تنها در قبال خانواده بلکه نزد پروردگار خویش مسئول می‌داند آنجا است که پایه‌های وفای به عهد در وجود آدمی ریشه می‌دواند و این حاصل  تربیت اخلاقی و دینی است.

اما  نباید این امر را فراموش کرد که والدین باید به تعهدات فرزندانشان اعتماد کنند. اگر آنها احساس کنند که عهدشان با بی اعتمادی والدین همراه خواهد بود این عمل شان را کاری عبث دانسته که عمل کردن یا نکردن به تعهدشان را بی ارزش می‌دانند و این نتیجه ای جز کم رنگ شدن این صفت پسندیده در انسان نخواهد داشت.

هم چنین والدین باید به فرزندان خود بیاموزند در تعاملات اجتماعی شان  حدود و حریم ارتباط با افراد مختلف را بشناسند و با هر کس عهد و پیمان دوستی نبندند و نتیجه چنین عهدی را به آنها گوشزد کنند و آنها را به مسائل اجتماعی آگاه سازند.

والدین در ارتباط با تعهداتی که به یکدیگر دارند و در پای بندی به پیمانشان اهمیت این مساله را به طور غیر مستقیم به فرزندان خود آموزش می‌دهند و به طبع الگوی رفتاری زندگی مشترک آتی فرزندانشان قرار خواهند گرفت و به این رفتار به استحکام زندگی زناشویی فرزندانشان کمک شایانی خواهد کرد.

در محیط‌های کار نیز این رفتار به طور وضوح نشان داده خواهد شد، فردی که در خانه وفای به عهد را آموخته در محیط کاری و یا سایر محیط‌های اجتماعی تابع آن خواهد بود و فردی متعهد، با جایگاه اجتماعی والا خواهد شد که شخصیت آن نمود تربیت خانوادگی آن فرد است.

این افراد با این شیوه تربیت، سازنده جامعه‌ای مملو از عطوفت و حس انسان دوستی و اعتماد به یکدگر است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS