دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وهمیات

No image
وهمیات

كلمات كليدي : وهميات، حس، عقل، مغالطه

نویسنده : مهدي افضلي

یکی از مبادی قیاس‌ها وهمیات است. وهمیات قضایایی کاذبی است که قوه واهمه، علیرغم حکم عقل حکمی را صادر می‌کند و خلاف آنرا نمی‌پذیرد. البته وهم در صدور احکام تابع حواس است، اگر چیزی را حواس بپذیرد و عقل در مورد آن حکمی صادر کند وهم نیز مخالفتی نمی‌کند؛ تمام مشکلات از زمانی آغاز می‌شود که عقل احکامی صادر کند که از قلمرو حس بیرون باشد، در این صورت قوه واهمه پرچم مخالفت برداشته و زیر بار آن نمی‌رود. به دلیل آن‌که وهم در صدور حکم تابع حس است اگر حکمی در این دایره صادر کند قابل قبول است،‌ از باب نمونه قوه وهم چنین حکم می‌کند که "دو جسم نمی‌توانند در یک مکان باشند" یا این‌که "یک جسم نمی‌تواند در دو مکان باشد". این احکام قابل قبول است، ولی وقتی می‌خواهد امور عقلی را جامه حسی بپوشاند گرفتار مغالطه شده و احکام نادرست صادر می‌کند.

منطق‌دانان معتقدند احکام وهمی، برغم کذب‌شان از چنان قدرتی برخوردارند که انسان به آسانی نمی‌تواند خلاف آنرا بپذیرد. چنان در نفس انسان راسخ‌اند که بازشناسی‌شان از اولیات عقلی دشوار است. راز این رسوخ را در این جسته‌اند که در فرایندی که قوای انسانی فعال می‌شوند، وهم پس از حس و پیش از عقل قرار دارد. صدور احکام حسی برای انسان مشکل نیست، به آسانی می‌تواند بگوید این گل خوشبو است، صدای بلبل گوش‌نواز است و مانند آن. پس از آن نوبت وهم می‌رسد که در احکام خود تابع و مطیع حس است. ولی وقتی انسان گام از مراحل حسی و وهمی فراتر نهد و به معانی کلی دست یابد، هنگامی‌که می‌خواهد حکم صادر کند وهم مانع می‌شود. عقل در مورد وجود حقایق فرازمانی و فرامکانی سخن می‌گوید، ولی وهم اشیای فراتر از افق زمان و مکان را نمی‌تواند بپذیرد، لذا رد می‌کند. از باب نمونه با این‌که عقل به طور قطعی حکم صادر می‌کند که خداوند متعال موجود زمان‌مند و مکان‌بند نیست، وهم آنرا نمی‌پذیرد. هرکسی به تناسب سن و معلومات خویش تصویری از خدا در ذهن خویش ترسیم می‌کند. چنان‌که در تاریخ علم کلام اسلامی کسانی یافت می‌شوند که خداوند را دارای جسم می‌انگارند و به شدت بر این تلقی اصرار دارند. در نظر بسیاری از مردم موجود با محسوس تساوی دارد، هرچیز محسوس موجود است و هر چیز موجود محسوس است. صدور چنین احکامی به دلیل آن است که این گونه افراد از مرحله ادراک وهمی فراتر نرفته و صرفا در دایره محسوسات و موهومات می‌چرخند. بیشتر مغالطاتی ‌که در عالم اندیشه رخنه می‌کنند از همین طریق است، کاربرد موهومات ناظر به امور عقلی نیز تنها در صنعت مغالطه است. ولی عقل سلیم تحت تاثیر وهم قرار نگرفته و زیر بار احکام آن نمی‌رود و کذب احکام صادره را کشف می‌کند.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS