دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ویژگی‌های افراد خودکم‌بین

No image
ویژگی‌های افراد خودکم‌بین

کسانی که برای خودشان ارزشی قائل نیستند، فکر می کنند که همیشه دشمن‌های فرضی ای نشسته اند در فکر دسیسه تا آنها را از هر جایی که هستند پایین بکشند. البته توهم توطئه در شکل شدیدش یک بیماری روانی است و باید درمان شود.

یکی از عوامل اساسی انحرافات روان و شخصیت انسان، «عقده حقارت» یا خود کم‌بینی است. عقده حقارت به حالت افسردگی همراه با کینه توزی که به سبب ناکامی‌و تحمل رنج و خفت و حقارت پدید می‌آید، تعریف شده است. «احساس حقارت» داشتن، همان‌طور که از کلمه دومش بر می‌آید، یعنی اینکه یک نفر حس کند در برابر دیگران کوچک است و خودش را دست کم بگیرد. البته همان طور که از کلمه اولش هم بر می‌آید، نشان از این دارد که این «خودکم بینی» چندان ربطی به واقعیت ندارد و بیشتر باور و حس یک آدم است نسبت به خودش. اگر در ملکوت خدای پاک و منزه و بزرگ و در آیات و نشانه‌های او دقت کنیم،می‌بینیم عزت نفسی که خداوند تبارک و تعالی به ما بخشیده و ما را به وسیله آن از دیگر موجودات برتر دانسته را باید محترم بشماریم. در واقع اگر انسان نفس خود را عزت بخشد، همان نفس با عزت را نیز خواهد یافت. «عقده حقارت» دارای ماهیت فطری نبوده و اختصاص به طبقه یا قشر معینی ندارد، بلکه عارضه ای است که علل پیدایش آن را باید در تربیت و پرورش اولیه فرد و روابط و مناسبات متقابل او با محیط در دوران کودکی تا بلوغ جست وجو کرد.مثل تبعیض،نازپروردگی،نقص عضو، عدم ارزش گذاری‌های خانواده برای شخص، عدم مسئولیت دادن و... از علل دیگر می‌توان این گزینه‌ها را نام برد:

  1. بی احترامی ‌به دیگران

آدم‌هایی که برای خودشان احترام قائل نیستند، به دیگران هم احترام نمی‌گذارند، آنها فکر می‌کنند چون خودشان، خودشان را قبول ندارند، پس نباید کس دیگری را هم قبول داشت. آنها کوچک ترین مشکل دیگران را چنان به رخ شان می‌کشند که آنها تحقیر شوند.

  1. دهن بینی

همان قدر که آدم‌های دارای عزت نفس بالا خودمختار هستند، برعکس، آدم‌های خودکم بین با کوچک ترین توصیه دیگران، یک دفعه مسیر زندگی شان را عوض می‌کنند. کافی است که به این آدم‌ها بگویی لباس شان زشت است، دیگر آن لباس را تنشان نمی‌بینی. اگر دقت کنید، می‌بینید که احساس حقارت، یا خودش را با انتقاد ناپذیری شدید نشان می‌دهد یا انتقاد پذیری شدید!

  1. انزوا

کسانی که احساس حقارت دارند، فکر می‌کنند دیگران هم مثل خودشان، آنها را غیرجذاب و خسته کننده می‌دانند. به همین خاطر سعی می‌کنند تا جایی که می‌شود، توی چشم نباشند و با کسی دهان به دهان نشوند تا ضعف خیالی شان مشخص نشود. آدم‌های خود کم بین با اینکه دلشان می‌خواهد همیشه برنده شوند، سعی می‌کنند تا جایی که می‌توانند وارد هیچ رقابتی نشوند. آنها خودشان فکر می‌کنند که بازنده خواهند بود و بازندگی هم یک فاجعه دیگر است!

باید خودتان دست به كار شوید، شما باید خودتان را باور كنید. در تمام شرایط باید خودتان باشید.

  1. انتقادناپذیری

یکی از علت‌هایی که آدم‌ها انتقاد پذیر نیستند، همین است که آنها هر نوع انتقاد سازنده یا ناسازنده ای را دشمنی تلقی می‌کنند. خودکم بین‌ها دوست ندارند کسی ناتوانی‌های آنها را گوشزد کند.

  1. توهم توطئه

کسانی که برای خودشان ارزشی قائل نیستند، فکر می کنند که همیشه دشمن‌های فرضی ای نشسته اند در فکر دسیسه تا آنها را از هر جایی که هستند پایین بکشند. بنابراین برای آن که بتوان با «عقده حقارت»، به سازشی منطقی رسید یا آن را از وجود خویش دور ساخت، لازم است درباره آن شناخت کافی پیدا کرد. وقتی انسان در گزینش هدف‌های زندگی خود، اندیشه‌های خام و بی حاصل می‌پرورد یا سعی می‌کند با محال درآویزد یا تنها تمایلات و منافع شخصی را وجهه همت و کوشش خویش قرارمی‌دهد، مفهوم‌اش این است که راه گریز خود را در شکست و نومیدی می‌جوید؛ تا حالا شده که برای موفقیت‌های کوچک و بزرگ خودتان، جایزه بخرید؟ یکی از راه‌هایی که می‌تواند به شما کمک کند تا از پس احساس حقارت‌تان بربیایید، این است که راه‌هایی برای تشویق خود پیدا کنید. باور کنید خیلی لذت بخش است که آدم بعد از موفقیت در یک آزمون زندگی، اولین شیرینی موفقیتش را خودش بخورد و بعد آن را به دیگران تعارف کند. تا حالا مزه این شیرینی را چشیده اید؟ باید خودتان دست به كار شوید، اگر بخواهم در یك كلمه راه حل به شما معرفی كنم، باید بگویم شما باید خودتان را باور كنید. در تمام شرایط باید خودتان باشید. خودِ خودتان. باید با تمام وجود، خودتان را بپذیرید. حتماً می‌پرسید چگونه می‌توانم چنین كار مهمی‌ را انجام دهم. مكانیزم باور خود، عزت نفس است. برای اینكه خودمان را باور كنیم باید عزت نفس را در درون خودمان افزایش دهیم. عزت نفس عبارت است از احساس ارزشمند بودن؛ این حس از مجموعه افكار، احساسات، عواطف و تجربیات ما در طول زندگی ناشی می‌شود.می‌اندیشیم كه فردی باهوش یا كودن هستیم، احساس می‌كنیم كه شخصی منفور یا دوست‌داشتنی هستیم،مورد قبول و اطمینان هستیم یا خیر؟ خودرا دوست داریم یا نداریم؟ همانطور كه ملاحظه می‌كنید، مؤلفه‌های عزت نفس گسترده و پیچیده است. مجموعه این برداشت‌ها و ارزیابی‌ها و تجاربی كه از خویش داریم باعث می‌شود كه نسبت به خود احساس خوشایند ارزشمند بودن، یا بر عكس احساس ناخوشایند بی‌كفایتی داشته باشیم؛ لازم به ذكر است كه اعتماد به نفس و در یك كلام تمام ویژگی‌های مثبت فرد، برآیند عزت نفس به‌شمار می‌آید یعنی از عزت نفس ناشی می‌شود.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS