دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پایان معاهدات بین‌المللی

No image
پایان معاهدات بین‌المللی

بطلان، فسخ، تعلیق، صلاحیت نماینده كشور، معاهده، تقلب، اجبار، اشتباه

قراردادهای بین المللی نیز همچون قراردادهای خصوصی دایمی نبوده ودر صورت تحقق موارد زیر معاهدات بین‌المللی خاتمه می‌پذیرند چرا که معاهدات بین‌المللی نیز مثل قراردادها میان افراد هستند و در صورت بروز مسائل زیر خاتمه می‌پذیرند، این موارد عبارتند از:

1) بطلان معاهدات؛

2) فسخ معاهدات؛

3) تعلیق معاهدات؛

4) اصلاح و تجدیدنظر در معاهدات.

بطلان معاهدات:

مواردی که موجب بطلان معاهدات است اکثراً به علت عیوب «رضا» است و منظور از عیوب رضا، موجباتی است که رضایت کشورهای متعاهد را مخدوش ساخته و بی‌اعتباری معاهدات را به‌همراه می‌‌آورد و آن‌ها را قابل ابطال می‌سازد.

موجبات بطلان معاهدات:

أ) نقض مقررات داخلی: اگر معاهده‌ای موجب نقض حقوق داخلی یک کشور باشد به بهانۀ این تجاوز به حقوق داخلی نمی‌توان معتقد به بطلان معاهدات بود مگر در صورتی که تجاوز به حقوق داخلی به صورت بارز و مشخص بوده و به قاعده‌ای از حقوق داخلی نقض شود که دارای اهمیت اساسی است. مثل دادن وام‌های بلاعوض به کشورهای خارجی بدون تصویب مجلس شورای اسلامی،و مثل نقض اصلی از اصول قانون اساسی کشور، در این موارد معاهده قابل ابطال است.

ب) تجاوز نمایندۀ کشور از حدود اختیارات خود: طبق ماده 47 کنوانسیون وین، محدود بودن اختیارات نمایندۀ کشور مبنی بر اعلام رضایت دولت به التزام در قبال معاهده، موجب بطلان معاهده نخواهد بود مگر اینکه این محدودیت به آگاهی دیگر دولت‌‌ها رسیده باشد.

ج) اشتباه موجود در معاهده: برخلاف اشتباه در قراردادهای خصوصی،‌ دامنۀ خطاهایی که موجب ابطال معاهدات بین‌المللی می‌شود محدود است. استناد به اشتباه در معاهدات، مشروط است به اینکه، اشتباه موجب مخدوش و معلول‌بودن رضایت کشوری شود و اینکه کشور استنادکننده، خود در ایجاد اشتباه دخیل نباشد و اوضاع و احوال حاکی از این باشد که این کشور از احتمال اشتباه آگاه نبوده و نهایتاً اینکه اشتباه مربوط به نگارش معاهده نباشد. استناد به اشتباه در چهارچوب ماده 45 عهدنامه‌های حقوق معاهدات، خواهد بود.

د) تقلب: بر اساس ماده 49 کنوانسیون وین هرگاه دولتی بر اثر رفتار متقلبانه کشور دیگر، معاهده‌ای را منعقد سازد، می‌تواند به عنوان بی‌اعتبار بودن رضایت خود به التزام در قبال معاهده، به تقلب استناد نماید و خواستار ابطال آن باشد.

ه) تطمیع نماینده کشور: به‌موجب ماده 50 کنوانسیون وین، در این ‌صورت دولت می‌تواند به ارتشاء به مثابه معلول کنندۀ رضایتش استناد کرده و به‌طور یک جانبه بی‌اعتباری و بطلان آن معاهده را اعلام نماید.

و) اجبار: این عامل بیشتر از عوامل دیگر در بطلان معاهده تأثیر دارد چرا که معاهده‌ای که با زور و تهدید منعقد شده باشد فاقد هر گونه اثر حقوقی است (ماده 51 کنوانسیون وین) اجبار می‌تواند به‌صورت اعمال فشار و اجبار نماینده دولت باشد یا اجبار کشورها که در هر دو مورد، معاهده باطل و غیرقابل استناد خواهد بود.

فسخ معاهدات:

موجبات فسخ معاهدات عبارتند از:

1) ارادۀ مشترک متعاهدین؛ که در معاهده گنجانده می‌شود؛

2) ارادۀ یک‌جانبه متعاهدین (البته اگر چنین حقی به طور صریح در معاهده شرط شده باشد)؛

3) معاهده به‌صورت اساسی نقض شده باشد؛

4) در صورت به وجود آمدن قوۀ قاهره، دولت‌ها به‌صورت یک‌جانبه حق فسخ دارند؛

5) تعارض تعهدات قراردادی: در صورت تعارض دو معاهده که ناظر به یک موضوع واحد هستند معاهده‌ای که متضمن قواعد آمره بین‌المللی است و هم‌چنین معاهدات جهان‌شمول و هم‌چنین معاهدات قراردادی مؤخر حسب مورد مقدم و اولویت دارند؛

6) ایجاد یک قاعدۀ آمرۀ جدید، در این‌صورت هر معاهده‌ای که با این قاعدۀ آمرۀ جدید تعارض کند، باطل می‌شود؛

7) فسخ معاهدات بر اثر جنگ.

تعلیق اجرای معاهدات:

طبق ماده 57 کنوانسیون 1969 وین، در موارد زیر اجرای معاهده می‌تواند نسبت به کلیه طرف‌ها یا یک طرف معین به حال تعلیق درآید:

1) برابر مقررات خود معاهده، که در آن چنین حقی پیش‌بینی شده باشد یا حداقل منع نشده باشد.

2) در هر زمان با رضایت کلیه طرف‌های معاهده پس از مشورت با دیگر دولت‌های متعاهد.

اصلاح و تجدیدنظر در معاهدات:

اصلاح معاهدات، طبق قاعده کلی منوط به توافق کلیه طرفین آن معاهده است اصلاح معاهده در صورتی است که در آن معاهده این امر تصریح شده یا اینکه منع نشده باشد یعنی در صورت سکوت هم می‌توان معاهده‌ای را اصلاح کرد.

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق بین الملل عمومی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS