دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرسش و پاسخ: سنت مكر

No image
پرسش و پاسخ: سنت مكر

پرسش: از ظاهر بعضي آيات قرآن کريم نسبت دادن مکر و حيله به خداوند متعال فهميده می‌شود، آيا مکر و حيله خداوند همان مکر و حيله اي است که در ميان جوامع انساني رواج دارد؟

پاسخ: مکر در لغت به معاني گوناگوني استعمال شده است، و در اصل به معني تدبير، حيله و چاره آمده است، اعم از اينکه خير باشد يا شر، خوب و نيکو باشد يا زشت و قبيح. اما کيد، حيله، خدعه و غدر بر معاني آن غلبه يافته است. واژه مکر با 13 اشتقاق آن در 22 آيه و جمعاً 43 مرتبه در قرآن کريم استعمال شده است در قرآن کريم گاهي «ماکر» با «خير» ذکر شده است: «والله خيرالماکرين» (آل عمران- 54) و گاهي با سيئ آمده است: «ولايحيق المکر السيئ الاباهله» (فاطر-43)

سنت مکر خداوند متعال عبارت است از يک نوع عقوبت و انتقام و قهر که در مقابل عمل زشت بنده اش جاري مي نمايد و بر بنده مخفي باشد. بنابر سنت الهي، هر انساني که براي زيان رساندن به ديگران نقشه هاي شيطاني تدارک ببيند بايد اطمينان داشته باشد که نتيجه عملش روزي دامنگير او خواهد شد. همان گونه که در سوره فاطر آيه 43 مي فرمايد: تدبيرکننده سوء به جز تدبيرکننده اش را دربر نمي گيرد.

بنابراين کاربرد معناي مکر درمورد خداوند با کاربرد آن درمورد انسان کاملاً متفاوت است. مکر در انسان ها نوعاً از موضع ضعف و ناتواني صورت مي گيرد که آنان با ترفندها و روش هاي غيرعقلاني، الهي و انساني قصد رسيدن به اهداف خود را دارند. ولي در ذات پاک خداوند سبحان، ضعف و عجز و قصوري راه ندارد، تا نعوذ بالله خداوند براي رسيدن به اهداف خود به اين روش ها متوسل شود. بنابراين معناي مکر و کلمات مشابه آن، «کيد، استهزاء، اضلال و...» همان برنامه ها و سنت هاي الهي در آفرينش است، که عاملان با آن مواجه خواهند شد. ولي از آن جهت که جريان اين امور مخفي، پيچيده و دور از انظار است، کلمه مکر درباره آن به کار رفته است.

امام رضا(ع) مي فرمايد که معناي مکر الهي به معناي مجازات الهي است. (تفسير صافي، ج2، ص222) همچنين از امام رضا(ع) درمورد انتساب خدعه، استهزاء و مکر به خداوند که در قرآن آمده است سوال شد: حضرت فرمودند: «خداي عز و جل نه استهزاء مي کند و نه مکر، بلکه جزاي استهزا، و مکر و خدعه را مي دهد» (توحيد صدوق، ص163) پس مکر الهي مختص کساني است که با خدا مکر و حيله مي کنند و جزايي متناسب با عمل آنها از خدا مي بينند. اين مکر درجاتي متناسب با نوع مکر انسان ها دارد که هيچ کس نبايد خود را از آن در امان ببيند.

علامه طباطبايي در الميزان ذيل آيه 26 و 27 سوره بقره مي نويسد: در قرآن مجيد، اضلال (گمراه کردن) خدعه و مکر، کمک رساني به بندگان براي عصيانگري و طغيان، مسلط ساختن شيطان بر انسان و نظائر آن به نحوي به خداوند متعال نسبت داده شده است که با ساحت قدسي او و منزه بودنش از آلودگي به نقص و زشتي و مکر سازگار باشد.

بنابراين مکري که به خدا نسبت داده مي شود، همان کيفر و مجازات الهي است که بر اثر گناه و معصيت بنده محقق مي شود و يا حداقل امکان تحققش وجود دارد، اما اين که چرا به مجازات و کيفر الهي «مکر» مي گويند، از اين رو است که شخص معصيت کار متوجه نمي شود از چه ناحيه اي يا چگونه بلابر او نازل شده است. در تفسير مجمع البيان، ج4، ص315 ذيل آيه99 سوره اعراف در اين باره آمده است: به عذاب الهي مکر اطلاق شده است، از آن رو که اهل عذاب از جايي يا به گونه اي که علم و آگاهي ندارند، به آن دچار مي گردند، همچنان که مکري که از ناحيه مکرکننده به مردم مي رسد، از جايي است يا به گونه اي است که آنان بدان آگاهي ندارند.» نکته قابل ذکر ديگر آن است که گاهي عذاب الهي به صورت نعمت‌هايی چون سلامتي و تندرستي، طول عمر و فزوني ثروت و نعمت ها براي برخي از انسان‌ها ظاهر مي گردد به طوري که چنين انسان هايي حتي گمان مي کنند موردنظر و عنايت خاص خداوند قرار گرفته اند، حال آنکه در واقع مبتلابه سنت مکر الهي شده اند. در چنين حالي است که مکرشدگان به غفلت و خوشگذراني مي پردازند تا عمرشان به سر آيد، يا ناگهان به بلايي آشکار گرفتار گردند، از اين رو است که برخي مکر الهي را به استدراج (يعني گام به گام و پله به پله در ورطه هلاکت افکندن) معنا و ترجمه کرده اند. (همان، ج4، ص315) خداوند در آيه 182 سوره اعراف مي فرمايد: و آنها که آيات ما را تکذيب کردند، به تدريج از جايي که نمي دانند گرفتار مجازاتشان خواهيم کرد.

روزنامه كيهان، شماره 21085 به تاريخ 28/3/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS