دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرهیز از تنبلی و کسالت

تنبلی به دین و دنیا ضرر می زند.
پرهیز از تنبلی و کسالت
پرهیز از تنبلی و کسالت

پرهیز از تنبلی و کسالت

قال باقرالعلوم(ع): «الکَسَلُ یَضُرُّ بالدِّینِ و الدُّنیا» (تحف العقول، ترجمه احمد جنّتی، ص666)

تنبلی و سستی و تأخیر در کارها، یکی از چیزهایی است که در روایات به‌شدت مورد نکوهش و مذمّت قرار گرفته؛ چراکه انسان با تنبلی هیچ موفقیّتی، در زندگی به‌دست نخواهد آورد؛ بلکه انسان با چنین روحیه‌ای در تمام کارها شکست خواهد خورد و فرصت‌ها و موقعیّت‌های خوب زندگیِ خود را یکی پس از دیگری از دست خواهد داد. حضرت علی (ع) در این باره می‌فرمایند:

«آفةُ النُجحِ الکسلُ»[1]

آفت پیروزی در کارها تنبلی است.

کسی که در کارها تنبلی می‌کند و آن‌را به امروز و فردا می‌اندازد هیچ کاری را به سر منزل مقصود نمی‌رساند؛ بلکه در هر کاری، یا آن‌را نیمه تمام، می‌گذارد و یا آنکه، آن‌را از اوّل شروع نمی‌کند. امام باقر(ع) در روایتی از تأخیر در کارها و امروز و فردا کردن به‌شدت نهی کرده و می‌فرمایند:

«إِیَّاکَ وَ التَّسْوِیفَ فَإِنَّهُ بَحْرٌ یَغْرَقُ فِیهِ الْهَلْکَى‌»[2]

از تأخیر و مسامحه در کارها بپرهیز؛ چراکه آن دریایی است که بسیاری از مردم در آن غرق هستند.

انسانی که در کارها سستی می‌کند و کارهای خود را دائما به امروز و فردا می‌اندازد، نه تنها در زندگی مادّی و دنیوی خود متضرّر می‌شود، بلکه چنین انسانی علاوه‌بر از دست دادن دنیای خود، آخرت خویش را نیز تباه کرده است. حضرت علی(ع) می‌فرماید:

«الکَسَلُ یُفسِدُ الآخرهَ»[3]

کسالت و تنبلی آخرت انسان را تباه می‌کند

انسانی که روحیه تنبلی و بی‌حالی بر او حاکم شود، برای کسب فضایل انسانی نیز تلاشی نخواهد کرد. بنابراین نه تنها انسان نباید در کارها و وظایف خود دچار تنبلی شود، بلکه باید در تمام کارها با همّت و تلاشی مضاعف هر روز بهتر از روز قبل در زندگی مادّی و معنوی خود تلاش کند و در این راه با همّت و تلاش خستگی‌ناپذیر در جهت بهبود وضع موجود قدم بردارد.

  • [1]. آمدی، عبدالواحد بن محمد؛ تصنیف غررالحکم ودررالکلم، مصطفی درایتی و حسین درایتی، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1378، چاپ دوم، حدیث 10617، ص436.
  • [2]. حرانی، ابن شعبه؛ تحف العقول، احمد جنتی، تهران، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، 1387، ص630.
  • [3]. نوری، حسین؛ مستدرک‌الوسائل، قم، آل‌البیت، 1408هق، چاپ اول، ج13، ص45.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS