دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرهیز از ریا و خودنمایی

«یا اباذر اتق الله و لاتر الناس انک تخشی الله فیکرموک و قلبک فاجر؛ ای ابوذر، از خداوند بترس و به مردم چنان وانمود نکن که از خداوند می‌ترسی تا تو را گرامی دارند، در صورتی که دل تو در اندیشه گناه است».
پرهیز از ریا و خودنمایی
پرهیز از ریا و خودنمایی
نویسنده: رضا جاودان‌

آنچه ذیلا بیان می‌شود بخشی از مواعظ و نصایح پیامبر اکرم‌(ص) به ابوذر غفاری است:‌

‌«یا اباذر اتق الله و لاتر الناس انک تخشی الله فیکرموک و قلبک فاجر؛ ای ابوذر، از خداوند بترس و به مردم چنان وانمود نکن که از خداوند می‌ترسی تا تو را گرامی دارند، در صورتی که دل تو در اندیشه گناه است».
پیامبر اکرم(ص) در این فراز ابوذر را از ریا و خودنمایی پرهیز می‌دهند. حقیقت ریا این است که انسان ظاهر خود را بهتر از باطن خویش جلوه دهد و آنچه را نشان می‌دهد بر خلاف باطن او باشد. ریا در اصطلاح روایات شرک خفی به شمار می‌آید و ریاکار را مشرک می‌نامند. از جمله الطاف بزرگ خداوند پرده پوشی گناهان و عیوب انسان است، تا آنجا که یکی از نامهای معروف خداوند «ستارالعیوب» می‌باشد. به واقع اگر زشتی‌های مردم فاش می‌گردید و آنها به عیبهای یکدیگر پی می‌بردند، دیگر برای آنها زندگی ناگوار بود. از این جهت پرده پوشی خداوند نعمتی است بزرگ که شکر آن واجب است. علی (ع) می‌فرمایند: «لو تکاشفتم ما تدافنتم؛ اگر به اسرار نهان یکدیگر پی می‌بردید، همدیگر را به خاک نمی‌سپردید».

همان گونه که خداوند خود بر گناهان مومن پرده می‌کشد، به دیگران نیز اجازه نمی دهد گناهانشان را فاش سازند، نه خود آبروی مومن را می‌برد و نه اجازه می‌دهد مومن آبروی خود را ببرد. بنابراین انسان حق ندارد گناهش را برای دیگران ذکر کند. در روایتی آمده است که خداوند به مومن اجازه نداده است خود را ذلیل و خوار گرداند، بالطبع هیچ ذلتی بالاتر از گناه کردن و فسق نیست، از این جهت تا مومن گناهی کرد، خداوند پرده روی آن می‌کشد و به او نیز اجازه نمی‌دهد پرده از آن برگیرد و به او فرصت می‌دهد تا توبه کند.

البته این یک قانون کلی نیست، زیرا گاهی خداوند متعال بر اساس حکمت خویش و برای تنبیه افراد، اندکی از گناهان آنان را فاش می‌کند و پرده از اسرار آنها بر می‌دارد. برملاساختن اسرار، خود وسیله‌ای است برای تربیت آنان. یعنی هنگامی که هر چه به انسان هشدار می‌دهند و او را بر اعمال زشت خویش بیم می‌دهند، متنبه نمی شود در این صورت بهترین راه، برای تربیت و بیداری او، این است که اندکی از آبروی او را بریزند، تا جلوی مفاسدش گرفته شود. البته این امری است تکوینی و مربوط به خداوند و تدبیر اوست و دیگری حق ندارد، به بهانه تربیت دیگران، آبروی آنان را بریزد.

بنابراین از نظر اسلام، کسی مجاز نیست که آبروی خود و یا آبروی دیگران را بریزد؛ حفظ و کتمان عیوب خود و دیگران از وظایف همه مومنان است. گاهی عقوبت افشای گناه از عقوبت خود گناه بیشتر است و افشای گناهان خود از مصادیق بارز اشاعه فساد به شمار می‌رود: «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الاخره والله یعلم و انتم لاتعلمون؛ آنان که دوست می‌دارند که در بین اهل ایمان کار منکری را افشاء سازند، در دنیا و آخرت به عذاب دردناک گرفتار می‌آیند و خداوند آنچه را شما نمی دانید، می‌داند.»(نور:19).

در مقابل افشای گناهان، ریاکاری و ظاهرسازی نیز کاری زشت و ناپسند است. اینکه انسان سعی کند خود را بهتر از آنکه هست نشان دهد، با اینکه اهل گناه و معصیت است وانمود کند اهل تقوا، ایمان و ترس از خداوند و راز و نیاز است، تا مردم به دیده احترام به او بنگرند. نقل شده که رسول اکرم(ص) در توضیح آیه: «فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لایشرک بعباده ربه احدا»(کهف:110) فرمودند: «من صلی صلوه یرائی بها فقد اشرک و من صام صوما یرائی فقد اشرک؛ کسی که برای خودنمایی و ریا نماز بخواند و روزه بگیرد، شرک ورزیده است»(بحارالانوار، ج84، ص 248).

مقاله

نویسنده رضا جاودان‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS