دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پلورالیسم یا کثرت‌گرایی اخلاقی

No image
پلورالیسم یا کثرت‌گرایی اخلاقی

كلمات كليدي : کثرت‌گرايي اخلاقي، پلوراليسم اخلاقي، کليسا، نسبيت‌انگاري

واژه پلورالیسم از واژه لاتینی (Pluralis) به مفهوم گرایش به کثرت گرفته شده است. پلورالیست ابتدا در عرصه کلیسا درباره اشخاصی که دارای چندین منصب کلیسایی بودند به کار رفته است. کم‌کم این مفهوم در معنای اصالت دادن به کثرت در عرصه‌های مختلفی همچون اجتماع، سیاست، فرهنگ، دین، اخلاق و معرفت بکار رفت. همین امر باعث شده است کثرت‌گرایی انواع و اقسام مختلفی پیدا نماید؛ کثرت‌گرایی سیاسی، کثرت‌گرایی فرهنگی، کثرت‌گرایی اخلاقی، کثرت‌گرایی دینی ... .[2]

کثرت‌گرایی اخلاقی یک نوع غیر واقع‌گرایی در باورها و ارزش‌های اخلاقی است. چنانکه می‌دانیم مکاتب اخلاقی در یک تقسیم‌بندی به مکاتب و اقع‌گرا و غیرواقع‌گرا تقسیم می‌شوند. غیر واقع‌گرایان معتقدند هیچ جمله اخلاقی قابلیّت صدق و کذب و اقعی را ندارد و لذا طبق این نظریّه، دوجمله به ظاهر متناقضِ اخلاقی هر دو می‌توانند قابل قبول باشند. بر اساس این دیدگاه، باورهای اخلاقی اموری و اقعی و عینی نبوده و تابع قرارداد، سلیقه یا احساس افراد تلقی می‌شوند. به اعتقاد پلورالیست‌ها همان‌گونه که جمله «غذاهای هندی خوشمزه هستند» ناظر به هیچ امر واقعی نیست و از این ‌رو با جمله «غذاهای هندی خوشمزه نیستند» تناقض ندارد، گزاره‌های اخلاقی نیز چنین بوده و ناظر به هیچ امر و اقعی نمی‌باشند و به همین دلیل قابلیت صدق و کذب ندارند. مثلاً دو جمله «راستگویی خوب است» و «راستگویی خوب نیست» همانند دو جمله فوق هیچ تناقضی با هم نداشته و هر دو می‌توانند قابل قبول باشند. دلیل این امر آن است که این‌گونه قضایا بیانگر احساس یا سلیقه یا قرارداد افراد هستند و نمی‌توانند ناظر به یک امر خارجی باشند تا قابل صدق و کذب باشند و چنانکه می‌دانیم سلیقه‌های افراد ممکن است متفاوت باشند.[3] قابل قبول دانستن مکاتب اخلاقی مختلف، همان کثرت‌گرایی اخلاقی است.[4]

در کثرت‌گرایی اخلاقی نوعی نسبیت‌انگاری ارزشی و نفی ضوابط عام و ثابت و جود دارد که بر اساس آن، امکان پذیرش و مقبولیت ایده‌آل‌های اخلاقی متفاوت، در گستره جغرافیایی و فرهنگ‌های مختلف پذیرفته می‌شود. این نسبیت ارزشی البته منحصر در کثرت عرضی و جغرافیایی نیست؛ بلکه کثرت ناشی از گذر زمان و تنوع و تطور در ارزش‌های اخلاقی به صورت طولی (در زمان) نیز پذیرفته می‌شود.

کثرت‌گرایی اخلاقی خود انواع مختلفی دارد. به عبارت دیگر برخی از کثرت‌گرایان رویکردی اعتدالی به مساله کثرت‌گرایی اخلاقی داشته و صرفاً به تحمل و مدارا با پیروان سایر ایده‌آل‌های اخلاقی توصیه می‌کنند، اما برخی دیگر از کثرت‌گرایان که می‌توان آنها را کثرت‌گرایان اخلاقی افراطی نامید اساساً جزمیت در باورها و ارزش‌های اخلاقی را انکار و نسبی‌انگاری مطلق را ترویج می‌کنند. چنین نسبی‌گرایی‌ای در نهایت به جدّیت در سودانگاری شخصی و عدم اغماض در منافع مادی می‌انجامد؛ زیرا هیچ نسبیت‌گرایی حاضر نمی‌شود در به دست آوردن منافع مادی خود کوتاه آمده و آنها را فدای منافع دیگران بنماید.[5]

از نظر مدافعان کثرت‌گرایی اخلاقی، ایده‌آل‌های اخلاقی بسیار متفاوت بوده و هیچ‌کدام از آنها برتری خاصی بر ایده‌آل‌های دیگر ندارند.[6] به اعتقاد سوزان و لف ،یکی از افراطی‌ترین پلورالیست‌های اخلاقی در مقاله‌ای به نام "قدّیس‌های اخلاقی"[7]، در صورتی که کسی قادر به انجام افعال اخلاقی نباشد رفتن به سوی اهداف غیراخلاقی قابل توجیه بوده و به عبارت دیگر خود این اهداف، اخلاقی حساب خواهند شد.[8]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS