دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پوزیتیویسم منطقی LOGICAL POSITIVISM

No image
پوزیتیویسم منطقی LOGICAL POSITIVISM

كلمات كليدي : پوزيتيويسم منطقي، مذهب تحققي، اثبات گرايي، تحصل گرايي، آمپريسم منطقي، تجربه گرايي منطقي، نئوپوزيتيويسم، نحله‌هاي فكري و فلسف، اصحاف حلقه

در زبان فارسی علاوه بر تعبیر پوزیتیویسم منطقی، برابر نهاده‌هایی چون مذهب تحققی، اثبات گرایی، و تحصل گرایی منطقی، به این نحله فکری اشاره دارد. آمپریسم منطقی (تجربه گرایی منطقی ) و نئوپوزیتیویسم نیز نام‌های مترادف این مکتب هستند. واژه positive به معانی مختلفی از جمله ، مثبت، محصل و واقعی به کار می‌رود.

این مکتب یکی از بحث انگیزترین رهیافت‌ها و نحله‌های فکری و فلسفی در قرن بیستم بوده است. جاذبه و دافعه این نهضت پرحرارت علمی در اروپا و آمریکا متفکران بزرگی را به خود درگیر کرده بود.

پوزیتویسم منطقی در واقع صورت جدید پوزیتیویسم است. پوزیتیویسم قرن نوزدهمی عبارت از یک رهیافت یا نظام فلسفی بود که یگانه مبدا معرفت‌های معتبر در علوم (علوم طبیعی و اجتماعی) را تجربه‌های حسی و روش ریاضی منطقی می‌دانست. اما پوزیتیویسم قرن بیستمی علاوه بر این دیدگاه، معتقد به اصل تحقیق پذیری (اثبات پذیری یا درستی آزمایی) است. در واقع مدعای کانونی این مکتب همین اصل است. بنابراین اصل، احکام و قضایا سه گونه‌اند:

1. قضایای صوری یا تحلیلی (شامل قضایای ریاضی و منطق)؛

2. قضایای علمی (شامل احکام مشاهده پذیر و تجربی )؛

3. قضایای مهمل و بی معنی (تقریبا" در برگیرنده همه معارف فلسفی، الاهیاتی، اخلاقی و ...) . بر اساس این اصل حوزه‌های وسیعی از معارف و تقریبا" همه گزاره‌های ادیان و فلسفه و ... به عنوان گزاره‌هایی بی معنا و مهمل محسوب شد.

اصحاف حلقه وین - که بنیانگذاران این مکتبند- به اتکای دستاوردهای خیرکننده دانش بشری و غرور علمی پیدا آمده از آن، اکثر تلاش‌ها و مساعی معرفتی تاریخ اندیشه را رنج ضایع و سعی باطل قلمداد کردند. به عقیده آنها حوزه معرفت یکسره در تصرف علم است و علم برای توصیف تمامی زوایا و خبایای جهان تواناست. در واقع می‌توان پوزیتیویسم را چه در هیات قدیم و چه در صورت بندی نوین شکل فلسفی و مکتبی شده روحیه و رویه علم گرایی (سیانتیسم) دانست. علم گرایی یا به تعبیری علم زدگی، یک طرز تلقی و روحیه است که روش علوم طبیعی را برای تحقیق در تمامی عرصه‌های معرفت کافی و لایق می‌شمارد. اساسا" علوم طبیعی در نگاه پوزیتیویست‌ها از ارج و احترام زایدالوصفی برخوردارند. وجه تسمیه این مکتب به پوزیتیویسم منطقی استفاده آن از علوم محصل (تجربی) و منطق این مکتب پرهیاهوی فلسفی به رغم باریک اندیشی‌ها و با وجود تخریب‌های روا و ناروایی که انجام داد، اما در معرض آسیب‌های جدی از جانب نقدها و اعتراض‌ها قرار گرفت و اصول آن در صورت بندی‌های اولیه، عمر درازی نیاورد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS