دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پیامبر(ص) و نفی خشونت

No image
پیامبر(ص) و نفی خشونت

پيامبر(ص) و نفي خشونت

مصطفی دلشاد تهرانیز

خداوند رسول گرامی اسلام را رحمتی عام و فراگیر معرفی کرده و خطاب به آن حضرت فرموده است که تو را نفرستادیم، جز آنکه می‌خواستیم رحمتی به مردم جهان ارزانی داریم: «وَ مَا اَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَه لِلْعَالَمِینَ.» (انبیاء 107) ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.

رسول خدا (ص) مظهر تام رحمت و محبت الهی بود و خود می‌فرمود: «إِنَّمَا بُعِثْتُ رَحْمَه.» (مسند ابی یعلی الموصلی 11 / 35 ؛ ابوالفرج بن الجوزی، الوفاء باحوال المصطفی 2 / 421) من به عنوان رحمتی فراگیر برانگیخته شده‌ام.

وجود آن حضرت بالاترین رحمت الهی بر جهانیان بود. قاضی عیاض از قول ابوبکر محمد بن طاهر می‌نویسد: «خدای متعال محمد (ص) را به زینت رحمت مزین فرمود، بنابراین وجود آن حضرت رحمت بود و تمام صفات و ویژگی‌های وی رحمتی برای مردم بود.» (القاضی عیاض، الشفا بتعریف حقوق المصطفی 1 / 18) مبنا و اساس سیره پیامبر اکرم (ص) بر رحمت و محبت بود، چنانکه از علی(ع) نقل شده است که از رسول خدا (ص) درباره سنّت آن حضرت پرسیدم، فرمود: «وَ الْحُبُّ اَسَاسِی.» (همان/187) محبت بنیاد و اساس روش و سنت من است. آن حضرت جامعه را با قدرت رحمت و محبت اداره می‌کرد و با همین عامل مردمان را راه می‌برد و به سوی مقصد کمال سیر می‌داد. پیامبر اکرم چنان با مردم از سر محبت و دلسوزی برخورد می‌کرد که کسی نمی‌توانست در صداقت و درستی مدیریت او تردیدی به دل راه دهد. همین محبت و دلسوزی به تمام معنا بود که دوستی آن حضرت را در دل مردمان جای می‌داد. مردم به وضوح می‌دیدند که پیامبر تمام توانش را در هدایت و اصلاح آنان به کار گرفته است و با تمام وجود برای ایشان دل می‌سوزاند و می‌سوزد. خداوند پیامبرش را با این ویژگی ارج نهاده و فرموده است: «لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیکُمْ بِالْمُوْمِنِینَ رَوُوفٌ رَحِیمٌ.» (توبه/ 128) هر آینه پیامبری از خود شما به سویتان آمد که رنج‌های شما بر او سخت است و بر هدایت شما اصرار دارد و نسبت به مومنان رئوف و مهربان است.همچنین خدای رحمان در بیان شدّت شفقت و مهربانی آن بزرگوار بر تمام افراد بشر فرموده است: «لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ اَلَّا یکُونُوا مُوْمِنِینَ.» (شعراء/ 3) گویی می‌خواهی جان خود را از شدّت اندوه از دست دهی به خاطر اینکه آنها ایمان نمی‌آورند.

«باخع» از ماده «بَخْع» به معنی هلاک کردن خویشتن از شدت غم و اندوه است و این بیان نشان می‌دهد که پیامبر رحمت تا چه اندازه نسبت به مردمان محبت و دلسوزی داشت و چگونه برای نجات آنان تلاش و پافشاری می‌کرد و در این راه همه گونه سختی را به جان می‌خرید و از ایمان نیاوردن ایشان اندوهگین می‌شد. آیه فوق نازل شد و آن حضرت را دلداری و تسلی داد. (الراغب الاصفهانی، المفردات / 38) و نیز خطاب به آن حضرت فرمود: «فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ عَلَی آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ یوْمِنُوا بِهذَا الْحَدِیثِ اَسَفًا.» (کهف / 6) گویی می‌خواهی خود را از غم و اندوه به خاطر اعمال آنها هلاک کنی، اگر آنها به این گفتار ایمان نیاورند.

مشاهده می‌شود که تاسف و دلسوزی و غمخواری رسول خدا (ص) نسبت به کفّار و منکران حق و علاقه‌مندی آن حضرت به سعادت و نجات بندگان تا چه حد کار را بر وی تنگ کرده که خدای متعال او را تسلیت داده و دلجویی کرده است تا مبادا از شدت اندوه و اهتمام به حال آنان، خود را از بین ببرد و قالب تهی کند. زیرا آن حضرت همه آدمیان را - بدون استثنا - چون فرزندان دلبند و پاره تن خود می‌دانست و خیر و هدایت آنان را می‌خواست و چون می‌دید که به راه گمراهی و هلاکت می‌روند، سخت اندوهگین می‌شد؛ همان‌گونه که پدری مهربان از هلاکت و تباهی فرزندانش دچار اندوه می‌شود.

پیامبر اکرم (ص) آن‌گونه به مردم محبت و لطف داشت که از اَنَس بن مالک در توصیف آن حضرت چنین نقل شده است: «کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مِنْ اَشَدِّ النَّاسِ لُطْفًا بِالنَّاسِ.» (ابونعیم الاصبهانی، دلایل النبوّه 1 / 182) رسول خدا (ص) بیشترین لطف و محبت را به مردم داشت. آن حضرت نسبت به بندگان خدا مهربان بود و می‌فرمود: «إنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ رَحِیمٌ یحِبُّ کُلَّ رَحِیمٍ.» (الطوسی، الامالی 2 / 130) خدای متعال مهربان است و هر مهربانی را دوست دارد.

سیره‌نویسان درباره آن وجود گرامی نوشته‌اند: «کَانَ النَّبِی (ص) رَقِیقَ الْقَلْبِ رَحِیمًا به کل مُسْلِمٍ.» (الدیلمی، ارشاد القلوب 1 / 115) پیامبر (ص) قلبی رقیق داشت و نسبت به همه مسلمانان مهربان بود.

رحمت واسعه پیامبر (ص) در رفتار سراسر ملایمت آن حضرت تجلی داشت. علی(ع) در توصیف آن مظهر رحمت و محبت حق فرمود: «کَانَ اَلْینَهُمْ عَرِیکَةً.» (ابن شبّه، تاریخ المدینه المنوّره 2 / 605 ؛ البلاذری، انساب الاشراف 1 / 392) پیامبر نرم خوترین مردمان بود.

آنکه اهل رحمت است، اهل ملایمت و عطوفت است و مدیریت پیامبر بر این ویژگی‌ها استوار بود.

پیامبرِ رحمت و محبت، مسلمانان را نیز به همین صفت کمالی می‌خواند، چنانکه علّامه حلّی در رساله سعدیه از آن حضرت نقل کرده است که فرمود: سوگند به آنکه جانم در دست اوست، رحمت خدا جز افراد مهربان را در بر نمی‌گیرد. اصحاب گفتند: ای رسول خدا، ما همه مهربانیم. فرمود: مقصود کسانی نیستند که فقط نسبت به خود و خانواده‌شان مهربانند و عطوفت دارند بلکه مقصود کسانی‌اند که نسبت به همه مسلمانان مهربانند؛ و فرمود: خدای متعال فرموده است: اگر خواهان مهربانی و بخشایش من هستید پس نسبت به هم مهربان باشید و عطوفت بورزید. (النوری، مستدرک الوسایل 9 / 54)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS