دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چرا مشروطیت؟

No image
چرا مشروطیت؟

چرا مشروطيت؟

ضیاء مصباح

از عواملی که در سوق دادن روحانیت به سمت هدف‌های مشروطیت تاثیر بسزایی داشت علمای نجف یعنی دارالعلم شیعیان بودند، زیرا علمای مذکور از هر گونه اشرافیت به دور بوده و به تعالیم اساسی شیعه نزدیک بودند و زندگی ساده و عاری از تجمل آنان موجب تقویت صفات حریت و آزادگی و احترام به شخصیت انسانی بود. به خصوص اینکه به علت خارج بودن از حیطه تسلط مستقیم حکومت وقت، قدرت مستقلی را در مقابل دربار قاجاریه تشکیل می‌دادند و از طرفی متاثر از بعضی اقدامات و پیشرفت‌های اجتماعی و سیاسی عثمانی و تا حدودی دولت‌های دیگر بودند به این علت علمای نجف فرصت مناسبی یافتند تا احساسات باطنی و همیشگی ضد حکومتی خود را از قوه به فعل آورده و در برابر تجمل پرستی، سستی و اعمال حکومت قاجاریه قد علم کرده و شیعیان را به مبارزه با آن و همچنین با نفوذ روزافزون خارجی ترغیب کنند. در مورد تاثیر علوم و معارف غربی می‌توان گفت دارالفنون و مدارسی که بعد از آن بعضی از رجال اصلاح طلب ناصری و میسیون‌های مذهبی خارجی از اوایل دوره ناصر الدین شاه به بعد در تهران و دیگر ولایات تاسیس کرده بودند، موجب آشنایی طبقات مختلف شهری با علوم و معارف جدید بود، ولی سیستم حکومتی و طرز اداره مملکت به موازات این رشد و نمو فکری پیشرفت نمی کرد و بیش از پیش به عنوان مانع و رادعی در انجام افکار و مقاصد اصلاح طلبانه به چشم می‌خورد.

به این نحو به تدریج قسمتی از اعیان و اشراف که می‌توان آنان را به یک نوع اشرافیت درجه دوم تشبیه کرد همچنین مستوفیان و اداریانی که در اثر علم و آگاهی وارد دایره اعیان شده بودند به خصوص ماموران وزارت امور خارجه که سال‌ها در کشورهای خارجی به سر برده و به رمز موفقیت دیگر کشورها و فلسفه تشکیلات جدید پی برده بودند، دارای تمایلات مشروطه طلبی شدند. عدم موفقیت رجال روشنفکر و اصلاح طلب دوران ناصرالدین شاه از قبیل میرزاحسین خان سپهسالار و میرزایوسف خان مستشارالدوله که با رویه اعتدالی درصدد وضع قوانین و برقراری نظامات متناسب با روحیه عصر جدید و احتیاجات مملکت بودند با پیشرفت این نوع افکار، خاصه با ظهور یک نوع اشرافیت درس خوانده یا ناراضی تعداد قابل ملاحظه‌ای از اعیان و اشراف نیز به تدریج طرفدار حکومت مشروطه (مشروطه خواه) شدند. افزایش تعداد افراد ایل قاجار پس از چندین سال سلطنت سبب شده بود اکثر مقامات مهم به افراد این خاندان تفویض شود. همین امر موجبات عدم رضایت عشایر و ایلات را فراهم می‌کرد به طوری که سران ایل بختیاری نیز به علت صدماتی که از حکومت قاجاریه خورده بودند و همچنین به علت آشنایی با افکار و عقاید جدید که از راه تحصیل در خارج برای عده‌ای از آنها حاصل شده بود، متمایل به مشروطه شدند و سهم موثری به خصوص در مبارزه با دولت مستبد محمدعلی شاه و فتح تهران برعهده داشتند.

خلاصه آنکه مجموعه این عوامل و تاثیر نهضت‌های آزادی خواهی کشورهای همجوار از قبیل حزب سوسیال دموکرات در روسیه و حزب اتحاد و ترقی در عثمانی منجر به تکوین نهضتی شد که در آغاز شعار آن برقراری و ایجاد عدالتخانه بود و سپس تعمیم بیشتری یافت و مبدل به جنبش ملی شد که هدف آن تنظیم و تفکیک قدرت، اختیار دولت و ملت و نظارت نمایندگان ملت در امور عمومی بود. شکی نیست که رقابت در دولت نیرومند خارجی (خصوصا سیاست دولت انگلیس که سیاست دولت ایران را تحت تاثیر سیاست دولت روسیه می‌دانست) تاثیر عمده ای در بیداری ایرانیان و پیشرفت کار مشروطیت طلبان داشت ولی جریان عمومی و هدف نهایی نهضت مخالف با نفوذ بی حد خارجیان بود، کمااینکه از نخستین نتایج توافق میان این دو سیاست جلوگیری از گسترش فکر مشروطه و نتایج اصلی آن است. نگاهی به منشا اجتماعی نمایندگان ادوار مختلف مجلس شورای ملی در اینجا ضروری است. در دوره اول مجلس که هنوز شعله‌های انقلاب فروزان بود و انتخابات جنبه طبقاتی داشت، نمایندگان اکثرا مظهر واقعی طبقات و گروه هایی بودند که در ایجاد مشروطه سهم اساسی داشتند به طوری که بررسی شغل نمایندگان نشان می‌دهد بیش از 40 درصد نمایندگان از تجار و اصناف بودند. در دوره بعد این نسبت به 9 درصد تقلیل می‌یابد و برعکس نسبت مالکان بدوا از 21 به 30 درصد و سپس همچنان رو به افزایش می‌رود به طوری که از دوره ششم تا دوره بیستم حدود 50 درصد نمایندگان را مالکان تشکیل می‌دهند. از مطالعه وضع شخصی و اجتماعی وکلای دوره دوم به خوبی مشخص می‌شود که مالکان به محض اینکه از حالت غافلگیری دوره اول مشروطیت خارج شدند در دوره دوم کسان و عوامل خود را وارد مجلس کردند ولی از این به بعد مستقیما و شخصا وارد مجلس شدند. چون در مجلس اول، انتخابات جنبه طبقاتی داشت به این جهت طبقات بازاری و شهری توانستند صاحب نفوذ عمده ای باشند ولی بعدا قانون انتخابات طوری تنظیم شد که عملامالکان مقام اول را به دست آورند. در حقیقت باید گفت دموکراسی که بعضی آن را حکومت اعداد خوانده اند وقتی بدون مفهوم و معنای واقعی که در جامعه غربی وجود دارد به یک کشور غیرصنعتی وارد شود به صورت وسیله ای درمی آید که فقط کسانی که گروه متشکلی در اختیار دارند از آن بهره مند می‌شوند. نتیجه آنکه تجار و اصناف که عامل نوعی بورژوازی بوده و سهم اصلی را در مشروطیت داشتند به علت ضعف بنیه صنعت و تجارت مملکت نتوانستند مدت کوتاهی مقام اول را در سیاست دارا باشند و چون نظام اقتصادی و اجتماعی در دست مالکان بزرگ بود، آنان به زودی دستگاه حکومتی جدید را در دست گرفتند.

بدون شبهه یکی از دلایل شکست این طبقه، این بود که در مقایسه با بورژوازی کشورهای اروپایی یک طبقه مولد و سازنده متاع ماشینی نبود، بلکه فقط واردکننده آن بود، بنابراین از خود نیروی مستقلی نداشت. مطلب شایسته دقت اینکه مشروطیت ایران در شهرها نضج گرفت و مردم طبقات متوسط از مدافعان اولیه آن بودند و زمانی که در دوران استبداد صغیر نهضت مشروطه طلبی جنبه مبارزه مسلحانه به خود گرفت؛ به تدریج به دست نیروهای غیرشهری یعنی ایلات و عشایر افتاد. چه شد که افراد ایل که طبق رسوم و سنن زندگی کوچ نشینی به سر می‌برند و تابع نظام نیمه فئودالی و نیمه عشیره ای بودند به صورت یکی از عوامل موثر مشروطیت درآمدند؟ از جهت بحث نظری و ایدئولوژی طبقاتی رابطه ای میان زندگی عشیره ای و آرمان‌های انقلابی نظیر مشروطیت ایران وجود نداشت؛ به عبارت دیگر عشایر نمی توانستند خواهان همان رژیم سیاسی‌ای باشند که بازاریان و تجار دنبال آن بودند.

شاید بتوان مداخله ایالات را چنین تعبیر کرد: هنگامی که بحران رژیم آغاز و مردم شهرنشین برای در دست گرفتن قدرت وارد صحنه مبارزات سیاسی شدند در این راه موفقیت بی سابقه ای به دست آوردند درنتیجه به علت عدم توانایی در نگه داشتن آن در برابر قدرت مالکان و عشایر در آخر به قسمتی از همین قدرت پناهنده شدند- به طوری که کمک این قسمت از نیروهای مسلط (عشایر بختیاری) توانست مشروطه خواهان را به پیروزی برساند و ناگزیر کسانی که در این پیروزی سهم موثری داشتند، مشروطیت بازیافته را تحت تاثیر روحیه، افکار و منافع خود قرار دادند. در حقیقت پس از چند سال کشمکش میان مردم شهرنشین و نیروی خارج از شهر مجددا قدرت در دست نیروهای عشایری و مالکان افتاد. بی شک جانبازی و دلاوری مردم شهرهای ایران به خصوص تبریز، رشت، اصفهان، کرمان و مشهد از هنگام به توپ بستن مجلس به دست محمدعلی شاه تا فتح تهران و سپس در مقابله با اولتیماتوم دولت روسیه با وجود ستمگری‌های قوای آن دولت تا مبارزه با قیام‌های همدستان محمدعلی شاه به خصوص فداکاری و مجاهدت فداییان که از صحنه‌های افتخارآمیز تاریخ ایران بوده و دلیل بر این است که جنبش مشروطیت ریشه هایی در میان توده مردم شهر‌های بزرگ داشته است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS