دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چشم پوشی و گذشت

«ولیعفوا ولیصفحوا الا تحبون ان یغفر الله لکم والله غفور رحیم»
چشم پوشی و گذشت
چشم پوشی و گذشت
نویسنده: علی مهدوی

«ولیعفوا ولیصفحوا الا تحبون ان یغفر الله لکم والله غفور رحیم»؛

و باید عفو و گذشت کنند مگر دوست ندارید که خدا بر شما ببخشاید؟ و خدا آمرزنده مهربان است (نور: 22).

یکی از حقوقی که هر مسلمان باید نسبت به برادران و خواهران مسلمان خود رعایت کند این است که اگر لغزش و خطایی از یکی از آنها سر زد، مثلا در حق او بی احترامی کرد یا نسبت به او رفتار ناشایستی داشت و به طور خلاصه آن گونه که سزاوار بود با او رفتار نکرد، در کمال بزرگواری از این خطا و کوتاهی او بگذرد و آن را نادیده بگیرد، نه اینکه در صدد مقابله به مثل برآید. امیرالمومنین علی(ع) به نقل از رسول خدا(ص) فرمود:

«مسلمان در برابر برادر مومنش سی حق دارد که از این حقوق رهایی نیابد مگر به ادای حقوق یا گذشت برادر مومن از حقوق خود. (یکی از این حقوق عبارت است از) یغفر زلته؛ بخشیدن لغزشش»(بحارالانوار، ج71، ص 236).

«غفر» یعنی پوشاندن و بخشیدن و «زلَّت» به معنای زمین خوردن یک دفعه و ناگهانی است که از آن به سُر خوردن هم تعبیر می‌کنند و مراد از آن، لغزش ناگهانی در گفتار، حرکات و رفتار است. برادر واقعی مومن کسی است که لغزشهای او را نادیده بگیرد و به آسانی از آنها چشم پوشد نه آنکه با دیدن کوچکترین لغزشی لب به سرزنش بگشاید. امیرمومنان می‌فرماید:

«ان اخاک حقا من غفر زلتک؛ همانا برادر حقیقی تو آن کسی است که لغزشت را بپوشاند»(غررالحکم، ص 421).

اگر انسان مؤمن از شخص مؤمنی، خطایی ناگهانی مشاهده کرد، باید آن را نادیده بگیرد و در مرحله بعد برای آن عذر بتراشد و به شکلی آن را توجیه کند، یعنی خود را چنین توجیه کند که به حتم نگرش درستی درباره این قضیه نداشته است و فرد خاطی برای این کار خود دلیلی داشته است که او به آن آگاه نیست؛ چنان که امام صادق(ع) می‌فرماید:

«برای برادران ایمانی خود در لغزشها و جرم تقصیرهایشان جویای عذر باشید؛ اگر برای آنها در لغزشهایشان عذری نیافتید بر این باور شوید که این نیافتن عذر به سبب کوتاهی شما در شناخت شکلهای عذر است»(مستدرک الوسائل، ج9، ص 57).‌

گذشت و چشم پوشی از لغزش دیگران از اوصاف انبیاء و اولیاء و انسانهای کریم است. حضرت علی(ع) در این باره می‌فرماید:

«شر الناس من لایعفو عن الزله و لایستر العوره»

بدترین مردم کسی است که از لغزشهای دیگران درنمی گذرد و عیوب دیگران را نمی پوشاند»(شرح غررالحکم، ج4، ص 175).

بعضی ها گمان می‌کنند که اگر هنگام قدرت داشتن بر انتقام و مقابله به مثل، از کسی که نسبت به آنها خطایی مرتکب شده است، بگذرند، شخصیتشان خدشه دار می‌شود. این تفکر ناشی از وسوسه های شیطان برای گسترش کینه و عداوت میان خواهران و برادران مسلمان است؛ چرا که این عمل نه تنها حاکی از ضعف و زبونی کسی نیست، بلکه نشان دهنده کمال شخصیت و بزرگواری فرد است، چنانکه پیامبر گرامی اسلام فرمود:

«علیکم بالعفو فان العفو لایزید العبد الاعزا فتعافوا یعزکم الله»

بر شما باد که عفو پیشه کنید، زیرا این کار سبب افزایش عزت بنده می‌گردد. پس از خطاهای یکدیگر درگذرید تا خداوند شما را عزیز گرداند»(بحارالانوار، ج71، ص 401).

بنابراین گذشت و نادیده گرفتن خطای دیگران، نه تنها کسی را کوچک نمی کند بلکه مایه افزایش عزت و شرافت شخص می‌شود.

مقاله

نویسنده علی مهدوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS