دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چند همسری (تعدد زوجات)

No image
چند همسری (تعدد زوجات) تعدد زوجات یا چند همسری از جمله حقوقی است که از یک سو امتیازی برای مرد و از سوی دیگر حقی برای زنان جامعه به شمار می‌آید.
اقسام زناشویی از نظر تعداد
جوامع انسانی در طول تاریخ شاهد چهار نوع ازدواج بوده است که دو نوع آن از بین رفته ودو نوع دیگر آن مقبول ورایج شده است.
1. تک همسری: مطلوب‌ترین وطبیعی‌ترین شکل ازدواج تک همسری است، چرا که در آن هر یک از زن و شوهر احساسات، منافع معنوی وبهره‌مندی جنسی فرد مقابل را مختص خود می‌داند وبا آن یکپارچگی، وحدت و انسجام خانواده حفظ می‌شود. در قرآن کریم از خانواده های تک همسری حضرت آدم، حضرت موسی، حضرت نوح، حضرت لوط سخن به میان آمده است
2. چند همسری: این نوع از ازدواج پس از تک همسری از مطلوبیت ورواج بیش‌تری در طول تاریخ برخوردار بوده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد در میان برخی ملّت‌ها وآئین‌ها از جمله اعراب، ایران، یونان وهمچنین یهودیان چند همسری وجود داشته است. چند همسری به دلیل مصالحی که در آن وجود دارد مورد تایید اسلام نیز واقع شد.
اسلام وچند همسری
اسلام در جامعه‌ای ظهور کرد که پدیدۀ چند همسری بدون هیچ حدّ وشرطی رواج داشت. یک مرد می‌توانست با تعداد نامحدودی از زنان ازدواج کرده به دلخواه با آنان رفتار کند. با ظهور اسلام حقوق زن محترم شمرده شد، ظلم وستم در مورد زنان وفرزندان تحریم گشت، هوسرانی و‌زن‌باره‌گری امری قبیح به شمار می‌رفت وسنّت چند همسری دچار تحول اساسی شد. دین اسلام چند زنی را برخلاف چند شوهری لغو نکرد چرا که از طرفی با طبیعت انسانی واز سوی با نیاز جامعه سازگار بود. امّا آن را با شرایط ذیل وبه منظور جلوگیری از هوسرانی مردان وتضییع حقوق زنان محدود کرد:
1. محدود به چهار زن
2. عدالت بین همسران
3. رعایت حقوق همسران از جمله مهریه و نفقه
بنابراین اسلام، قانون چند همسری را تأسیس و اختراع نکرد بلکه آن‌چه را که در برخی از جوامع وجود داشت با ایجاد محدودیت در آن تأیید نمود.
ادلّه فقهی بر جایز بودن چند همسری
آیات قرآن کریم، سنت و سیرۀ معصومین (ع) بر مشروعیت و جواز چند همسری دلالت دارد. در چند آیه از قرآن موضوع چند همسری مطرح شده است.
« وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُواْ فِى الْیَتَمَى‌ فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَآءِ مَثْنَى‌ وَثُلَثَ وَرُبَعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُواْ فَوَ حِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَنُکُمْ ذَ لِکَ أَدْنَى‌ أَلَّا تَعُولُواْ »
و اگر در اجرای عدالت میان دختران یتیم بیمناکید، هرچه از زنان ]دیگر[ که شما را پسند افتاد، دو دو، سه سه ، چهار چهار، به زنی گیرید. پس اگر بیم دارید که به عدالت رفتار نکنید، به یک ]زن آزاد[ یا به آنچه ]از کنیزان[ مالک شده اید ]اکتفاء کنید[. این ]خودداری [ نزدیکتر است تا به ستم گرایید ]وبیهوده عیال وار گردید[

همچنین در روایات متعددی به چند زنی تصریح شده است که در برخی احکام ودر بعضی حکمت آن بیان شده است. در سیرۀ عملی پیامبر اکرم (ص) و چند تن از امامان معصوم نیز چند همسری وجود داشته است.
فلسفه تعدّد زوجات در اسلام
1.ازدیاد فرزند. چنانچه در جامعه‌ای در مقطعی از زمان، ازدیاد فرزند یک نیاز عقلایی باشد، تعدد زوجات تنها راه حصول آن است، زیرا توانایی مرد در تولید مثل نامحدود بوده وتعداد فرزندانی که یک زن می‌تواند در طول عمر خود به دنیا بیاورد بسیار محدود است پس برای داشتن فرزندان زیاد ناچار یک مرد می‌بایست همسران متعددی را انتخاب نماید.
2. محدود بودن دوره فرزند زایی زن
قوه تولید مثل در زنان به طور معمول در سن 50 سالگی خاموش می‌شود، درحالی که مردان تا 80 وگاه 100 سالگی ممکن است آمادگی تولید مثل را داشته باشد. در این صورت حتی اگر سن مرد و‌زن هنگام ازدواج مساوی باشد، پس از آنکه زن 50 ساله شد، مرد نیروی تولید مثل را هم‌چنان دارا خواهد بود واگر بخواهد دارای فرزند شود ویا باید همسر دیگری اختیار کند ویا از راه نامشروع به این کار اقدام نماید. بدیهی است که تنها راه از نظر اسلام انتخاب همسر دیگر است.
3. نازایی زن
برخی اندیشمندان نازایی زن یا بیماری که مانع آمیزش جنسی شود وهمچنین وجود عادت ماهانه زن را سه عامل مهم در گرایش مرد به همسر دیگر دانسته‌اند. تمایل زن و مرد به داشتن فرزند در صورتی که زن قادر به باروری نباشد وعلاقه زوجین مانع طلاق شود موجب شده است که مرد خانواده با رضایت و حتی تشویق همسر اقدام به ازدواج مجدد نماید.
4. فزونی تعداد زنان آماده ازدواج بر مردان
مهم‌ترین عامل پیدایش تعدد زوجات در طول تاریخ و اصلی‌ترین علّت جواز آن از نگاه اسلام فزونی عدد زنان آماده ازدواج بر مردان آماده ازدواج است. این مسئله دو علت اساسی دارد:
الف) دورۀ بلوغ دختران قبل از دورۀ بلوغ پسران است در نتیجه در یک محدوده سنّی دختران بالغ بیش از پسران بالغ است. مثلاً در میان دختران و پسران 10 تا 20 ساله همۀ دختران بالغ و آماده ازدواج بوده و تقریباً نصف تعداد پسران بالغ خواهند بود.
ب) به واسطه این‌که اغلب کارهای سنگین و خطرناک اجتماع به عهده مردان است و نیز تلفات مردان در جنگ بیش از زنان است و همچنین مقاومت مردان در برابر ناملایمات جسمی نسبت به زنان کمتر است همواره تعداد زنان در سنین بالا بیش از مردان خواهد بود.
بنابراین در صورت اکتفا کردن مردان به تک همسری گروهی از زنان از حق ازدواج محروم خواهند بود. حال آن که به طور قطع نیاز زنان به تشکیل خانواده بیش از مردان است.
راه حلّی که اسلام برای تأمین حقوق این گروه از زنان ارائه می‌دهد جواز ازدواج آنان با مردان همسرداری است که توانایی مالی و شرایط اخلاقی و قانونی چند همسری را دارند امّا راه‌حلّی که غرب ارائه می‌کند تک همسری همه مردان و جواز روابط نامشروع این عده از زنان است. آمار فساد و فحشا در غرب و همچنین تصریح برخی اندیشمندان غربی از جمله برتراندراسل شاهد گویایی بر این مدعاست. چنانچه شوپنهاور و گوستاو لوبون نیز از ممنوعیت تعدد زوجات در غرب و به خاطر آثار سوء آن انتقاد کرده‌اند.
اثرات ممنوعیت تعدد زوجات
به خطر افتادن تک همسری؛ اگر چند همسری ممنوع باشد به دلیل وجود زنان بی‌همسر در جامعه همواره رفیقه بازی و معشوقه گیری، خانواده‌های تک همسر را تهدید نموده و به پرتگاه فروپاشی و سقوط خواهد رساند.
آسیب‌های روحی روانی زنان بی‌شوهر. محروم شدن از حق طبیعی ازدواج برای یک زن که از حساسیت و آسیب‌پذیری ویژه برخوردار هست می‌تواند عوارض روانی از جمله احساس حقارت و کاستی در بین هم‌سالان را به همراه داشته باشد.
افزایش فساد و فحشا در جامعه؛ زنان محروم ازدواج کالای زائد بر مصرف نیستند تا دور افکنده شوند بلکه انسانی هستند با همۀ نیازها و حساسیت‌ها. در جامعه‌ای که گروهی از زنان فاقد خانواده باشند از طرفی خواهش‌های عاطفی و نفسانی آنان سلامت جامعه را تهدید خواهد کرد و از طرف دیگر مردان هوس‌باز فرصتی برای مزاحمت و‌سوء استفاده پیدا خواهند نمود.
اشکالات و معایب چند همسری:
بی‌تردید چند همسری در مقایسه با تک همسری دارای معایب و ناهنجاری‌های بیشتری است. اکثر مردانی که از چند همسری راضی و خشنودند، آنهایی هستند که عملاً از زیر بار مسؤلیت‌های شرعی و اخلاقی آن شانه خالی می‌کنند.
چند همسری عشق و علاقه و احساسات زوجین نسبت به یکدیگر را تحت تأثیر قرار داده، زمینه حسدورزی میان همسران را فراهم می‌کند وآنان را به قیام علیه همدیگر وا می‌دارد و کانون گرم خانواده را به محیط کینه و جنگ تبدیل می‌کند و این به سطح فرزندان نیز سرایت کرده دشمنی و رقابت به وجود می‌آورد.
اگر چه بسیار ی از این ایرادها به نحوه اجرای این قانون مربوط می‌شود نه اصل آن، اما از آنجا که احکام اسلام تابع مصالح است و مصلحت چند همسری بیش از معایب آن است و قوانین اسلام بیش از آن که عواطف یا منفعت طلبی همسر اول را ملاحظه نماید. مصلحت کلّ جامعه و سلامت آن را مدنظر قرار داده است لذا وجود آن را بر عدمش ترجیح داده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS