دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چگونه بدانيم سخاوتمنديم؟

No image
چگونه بدانيم سخاوتمنديم؟

آيا به راستي مرز بين سخاوت به عنوان يكي از فضائل مهم اخلاقي و اسراف، به عنوان يكي از رذائل گزنده اخلاقي آنچنان در هم تنيده شده كه نياز به تأمل و بررسي داشته باشد؟ گرچه پاسخ اين پرسش براي آنان‌كه مدارج و مراتب والاي اخلاقي را طي نموده و روح و روان خود را با عمل به آيات و روايات نوراني از غبار آلودگي‌ها زدوده‌اند كاملاً روشن و بديهي است، و به خوبي با شاخص تقوا و به‌دور از هرگونه حب و بغض حد و مرز رذائل و فضائل را تشخيص مي‌دهند اما كم نيستند افرادي كه در پي يافتن وجوه تمايز و حد و مرز برخي از فضائل از رذائل هستند. گاهي بسياري از آنان پس از دريافت پاسخ روشن (در طرح پرسش فوق) با صراحت و شفافيت و شجاعت در مسير عمل به ارزش‌ها و فضايل اخلاقي گام برمي دارند. بنابراين پاسخ به سؤال مذكور، توده‌هاي عظيمي از پويندگان راه خودسازي و كمال كه گاهي در تشخيص مرز بين بايد و نبايد‌هاي اخلاقي گرفتار مي‌شوند را از بلاتكليفي نجات خواهد داد. ابتدا تعريف واژه ها: سخاوت: سخاوت در لغت به معناي جود، بخشش، بخشندگي، جوانمردي و كرم آمده و در رويكرد و نگاه مفهومي و ديني عبارت است از انجام فرايض ديني در حوزه‌هاي مادي و معنوي، دادن وجوهات شرعي صله رحم و داشتن دست‌دهنده و بخشنده در جهت رضاي خدا و جلب محبت مردم. سخاوتمند كسي است كه از خرج كردن و اختصاص وقت و سرمايه براي ديگران و در جهت رضايت حق تعالي دريغ نمي‌ورزد. سخاوت در برابر بخل مطرح مي‌شود. آدم بخيل برخود و خانواده اش سخت مي‌گيرد و از آمد و شد ميهمان استقبال نمي‌كند. به‌رغم برخورداري از مال و ثروت در فقر زندگي مي‌كند. اغلب در تنهايي و به دور از خويشان و بستگان به زندگي محقر خود ادامه مي‌دهد. با تأكيد به تعاريف فوق به روشني در مي‌يابيم كه سخاوت و اسراف و در واقع سخاوتمند و مسرف در برابر هم هستند و وجوه افتراق زيادي دارند از جمله اينكه فرد سخي انگيزه و هدفي جز جلب رضايت خداوند ندارد در حالي كه مسرف به‌دنبال ارضای نيازهاي خود، مصرف بيهوده و نه خواست خدا است. آدم بخيل در بخل‌ورزي تا آنجا پيش مي‌رود كه حتي از دادن وجوهات شرعي و انفاق و صدقه و انجام فرايض ديني خودداري مي‌كند. اسراف: آنچه از آيات و روايات مي‌آيد اسراف به معناي خروج از حد و مرز اخلاقي و ديني در حوزه‌هاي مختلف زندگي است. خرج كردن بيجا، خريد آنچه ضروري نيست ريخت و پاش‌ها و تجمل گرايي‌ها و تحصيل آنچه خارج نياز و شان و عرف است اسراف مي‌گويند. افراد و اشخاص حقيقي و حقوقي زيادي را مي‌شناسيم كه به بهانه رفاه و آسايش و حفظ شان و آبرو و رعايت اصول ايمني و بهداشتي و ده‌ها عذر و بهانه ديگر به تهيه و مصرف كالاهايي مي‌پردازند كه جز براي خودنمايي و به هدر دادن ثروت و سرمايه مادي و غير مادي خود سود و ثمري ندارند.

وجوه افتراق سخاوت و اسراف

با تأكيد به تعاريف فوق به روشني درمي‌يابيم كه سخاوت و اسراف و در واقع سخاوتمند و مسرف در برابر هم هستند و وجوه افتراق زيادي دارند از جمله اينكه فرد سخي انگيزه و هدفي جز جلب رضايت خداوند ندارد در حالي كه مسرف به دنبال ارضای نيازهاي خود، مصرف بيهوده و نه خواست خداست. عمل سخاوتمند عبادت و رعايت حدود شرعي و اخلاقي و مقابله با اسراف و مصرف بيهوده در حالي كه عمل مسرف، گناه، هدر دادن عمر و سرمايه، خودنمايي، است. سخاوتمند علاوه بر دادن وجوهات شرعي، دادن انفاق و صدقه و ياري و مساعدت‌هاي مالي و غيرمالي ديگران به ويژه خويشان و آشنايان، از هزينه كردن و دور ريختن كمترين سرمايه و داشته‌هاي مادي و غيرمادي خودداري مي‌نمايد. در روايات آمده است؛ اگر هسته خرمايي به كار آيد، نبايد آن را دور انداخت. در حالي كه فرد مسرف (كه در روايات مفسد خوانده شده) در ميهماني‌ها و جشن‌ها و مجالس (حتي ختم و عزاداري) از مواد غذايي گرفته تا گل و شيريني و شربت و... را به راحتي دور مي‌ريزند. سري به مجالس عروسي و عزا بزنيد تا فاصله اسراف و سخاوت را بيشتر دريابيد.

معيار بارز اسراف

براي درك و تمیيز روشن‌تر مرز بين سخاوت و اسراف به چهار معيار در خريد و تهيه و مجوز داشتن و مصرف كردن هر چيز در زندگي را ياد آور مي‌شويم: 1- به آنچه تهيه مي‌كنيم نياز داشته باشيم. 2- اكثريت طبقه، سن، صنف ما آن كالا (مثلا مركب، مسكن، خوراك، پوشاك و...) را داشته باشند. 3- توانايي مالي تهيه آنها را داشته باشيم. 4- با موازين و معيار ديني، اخلاقي و عرفي ما منافات و مغايرتي نداشته باشد. مثلاً اگر قرار است لباس يا اتومبيلي تهيه كنيم نبايد با چهار شاخص شفاف فوق مغايرت داشته باشند. آدم بخيل در بخل ورزي تا آنجا پيش مي‌رود كه حتي از دادن وجوهات شرعي و انفاق و صدقه و انجام فرايض ديني خودداري مي‌كند. اگر چه گاهي آنان‌كه در پي ارضای غرايز و خواسته‌هاي نفساني خود هستند با به‌كار گيري واژه‌هاي قابل تفسير و كش‌دار مثل شان و عرف و پس‌انداز و حفظ آبرو، چهار معيار مذكور را ناديده گرفته و زير پا مي‌گذارند. فرزند دوره راهنمايي من تقاضاي گوشي همراه مي‌كند. همسرم اتومبيل شخصي طلب مي‌كند و براي مجلس ختم پدر بزرگ بناي خريد دسته گل سه طبقه مي‌گذارد. آيا تهيه اينها نشانه سخاوت است يا اسراف؟پاسخ با تاكيد و توجه به چهار معيار مذكور روشن خواهد شد: 1- آيا فرزند راهنمايي من به گوشي همراه نياز دارد؟ يعني اگر نداشته باشد مشكلي برايش پيش مي‌آيد؟ 2- اكثريت دانش‌آموزان دوره راهنمايي گوشي همراه دارند؟ در بسياري موارد در همين دو مرحله پاسخ و تصميم روشن مي‌شود كه خير نه نياز دارد و نه اكثريت دارند، تا چه رسد به معيارهاي 3و4. همسرم مطالبه اتومبيل مي‌كند باز بر همان چهار معيار منطبق مي‌كنيم به راحتي جواب به دست مي‌آيد... و اسراف‌كنندگان (به تعبير ديگر) دشمن خدا بيشتر اين دعاي قرآني را بدرقه راهتان مي‌كنم. باشد تا در قنوت نمازهايمان از خدا بخواهيم كه: «پروردگارا از گناهان و كوتاهي و اسراف (زياده روي) ما را در كار خود بيامرز و گام‌هاي ما را ثابت‌دار و ما را بر كفار پيروز فرما.» (آل عمران/147).

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS