دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کار و شغل

خداوند متعال بنده مؤمن شاغل را دوست دارد. «میزان الحکمه، ج3، روایت3808، ص30»
کار و شغل
کار و شغل

کار و شغل

قال رسولُ اللّه(ص): «إنَّ اللّه َتعالی یحِبُّ العَبدَ المؤمنَ المُحْتَرِفَ»

هر چیزی که یک نوع ارتباطی با خداوند پیدا کند، جنبه تقدّس، پاکی و معنویّت پیدا می‌کند. از جمله این صفات، داشتن شغل و حرفه برای مؤمن است. این بدین معنی است که حرفه، کار و شغل، دارای یک نوع ارزش و معنویّت است. انسان باید هر شغلی و هر کاری را از آن جهت که کار و شغل است، مقدّس و محترم شمرده و آن‌را کم نشمارد. همان‌طوری که نماز و روزه، به‌دلیل اینکه عبادت و مورد رضایت خداوند هستند، مقدّسند. حرفه و شغل هم اگرچه در آن، قصد قربت شرط نیست؛ ولی از این جهت که محبوب و مورد رضایت خداوند است، مقدّس است.[1]

در سیره پیامبر اکرم(ص) وارد شده که هرگاه به کسی نگاه می‌کرد و از او خوشش می‌آمد، از دیگران سؤال می‌کرد که آیا او شغل و حرفه‌ای دارد؟ اگر می‌گفتند: نه. پیامبر می‌فرمود: از چشم من افتاد.

کانَ رَسوُلُ اللهِ(ص) إذَا نَظَرَ إلی الرَّجُلِ فأعجَبَهُ فَقَالَ: هَل لَهُ حِرفَهٌ؟ فإن قَالوُا: لا. قَالَ: سَقَطَ مِن عَینِی[2]

آری کار و تلاش دارای ارزش است و کسی به‌دنبال کار و حرفه‌ای است مورد توجه خداوند و رسولش قرار می‌گیرد. انسان باید در زندگی، به‌دنبال شغل و حرفه مناسبی باشد و در جهت کسب روزی حلال تلاش کند؛ مسلما چنین کسی که با کار و تلاشش در راه آسایش خانواده خود زحمت می‌کشد، مورد لطف و محبت خداوند قرار می‌گیرد.

روزی رسول اکرم(ص) با اصحاب خود نشسته بود، جوان توانا و نیرومندی را دید که اوّل صبح به کار و کوشش مشغول شده است. کسانی که در محضر آن حضرت بودند گفتند: این جوان شایسته مدح و تمجید بود، اگر جوانی و نیرومندی خود را در راه خدا به‌کار می‌انداخت. رسول اکرم فرمود: این سخن را نگویید؛ اگر این جوان برای معاش خود کار می‌کند که در زندگی محتاج دگران نباشد و از مردم مستغنی گردد، در راه خدا قدم برداشته است. همچنین اگر کار می‌کند به نفعِ والدینِ ضعیف یا کودکانِ ناتوان که زندگی آنان را تأمین کند و از مردم بی‌نیازشان سازد، بازهم به راه خدا می‌رود؛ ولی اگر کار می‌کند تا با درآمد خود به تهیدستان مباهات نماید و بر ثروت و دارایی خود بیفزاید، او به راه شیطان رفته و از صراط حق منحرف شده است.[3]

    پی نوشت:
  • [1]. مطهری، مرتضی؛ یادداشتهای شهید مطهری، تهران، صدرا، 1385، چاپ سوم، ج6، ص445.
  • [2]. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت، مؤسسةالوفاء، 1404، ج100، ص9، باب1.
  • [3]. فلسفی، محمدتقی؛ الحدیث روایات تربیتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1368، ج1، ص220.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS