دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کذب

No image
کذب

كلمات كليدي : كذب، دروغ، ظلم، عذاب، قرآن

نویسنده : زهرا كرماني

کذب در لغت به معنای خبر دادن از چیزی بخلاف آنچه که هست می‌باشد[1]و در اصطلاح یعنی دروغ گفتن در انواع مختلف آن،[2] دروغ گفتن زبانی، عملی، نسبت دروغ به کسی دادن و چیزی را خلاف واقع نشان دادن.

کذب در قرآن:

واژه کذب 81 بار در قرآن آمده است و با توجه به متعلّقات مختلف آن، در معانی مختلفی استعمال شده است:

1- کذب در قول وسخن:

«وَیَقُولُونَ عَلَی اللهِ الکِذبَ وَهُم یَعلَمُون »[3]

«و بر خدا دروغ می‌بندند در حالی که می‌دانند (این سخن دروغ است) »

در تفسیر المیزان آمده است که آنها دروغ گویند و به خدا نسبت دروغ می‌دهند.[4]

2- کذب در عمل:

«لَیسَ لَمْ یَنْتَهِ لَنَسفعاً بِالناصیةِ کاذبَةَ خاطئِة »[5]

«اگر دست از کار خود برندارد، ناحیه‌اش [موی پیش سرش] را گرفته (و به سوی عذاب می‌کشانیم) همان ناحیۀ دروغگوی خطاکار را »

3- کذب در موضوع خارجی:

«وَجاءَ وَعَلی قمیصه بدَمٍ کَذِبٍ »[6]

«و پیراهن او را با خونی دروغین[7] (آغشته ساخته نزد پدر) آوردند »

در تفسیر المیزان آورده است که خونی که کذبش آشکار بود[8] (با آن پیراهن یوسف را آغشته کردند.)

4- کذب در امر روحانی:

«مَا کَذِبَ الفُؤادُ مَارَأی »[9]

«قلب (پاک او) در آنچه دید هرگز دروغ نگفت »

5- مطلق کذب:

«إنّ اللهَ لا یَهدی مَن هُوَ کَاذِب کَفّار »[10]

«خداوند آن کس را که دروغ گو و کفران کننده است هرگز هدایت نمی‌کند »

کذب در قرآن از مصادیق ظلم شمرده شده است که بالاترین نوع آن هم دروغ در مقابل خداوند است.

«فَمَن اَظلَمُ مِمّن کَذِبَ عَلَی الله »[11]

«پس چه کسی ستم کارتر است از آن کسی که بر خدا دروغ ببندد »

منشأ دروغ:

منشأ اصلی دروغ از نظر قرآن، عدم ایمان به آیات الهی می‌باشد.

«انّمَا یَفتَرِی الکَذِبَ الذینَ لایؤمِنُونَ بآیات الله و اُولئک هُم الکَاذِبُون »[12]

«تنها کسانی دروغ می‌بندند که به آیات خدا ایمان ندارند؛ (آری) دروغ گویان واقعی آنها هستند »

رسول گرامی اسلام (ص) می‌فرمایند:

«لایَکذِبُ الکَاذِبُ الا مِن مَهانَةِ نَفسِه »

«دروغ گویی از پستی روح ریشه می‌گیرد »[13]

ثمره و نتیجۀ دروغ:

1- هدایت نشدن:

«اَنََّ اللهَ لایَهدی مَن هُوَ کَاذِب کَفََّّار»[14]

«خداوند آن کس را که دروغ گو و کفران کننده است هرگز هدایت نمی‌کند »

2- نفاق:

«فَاَعقَبَهُم نَفاقاً فی قُلُوبِهم الی یَوُمِ یَلقَونَهُ بِمَا اَخلَفُوا الله مَا وَعَدَوهُ وَ بِمَا کَانُوا یَکذِبُون»[15]

«این عمل، (روح) نفاق را تا روزی که خدا را ملاقات کنند، در دلهایشان برقرار ساخت. این بخاطر آن است که از پیمان الهی تخلّف جستند و بخاطر آن است که دروغ می‌گفتند »

قال علی (ع):

«الکِذبُ یُؤَدِی الی النِفَاق »[16]

«دروغ منجر به نفاق می‌شود »

3- خواری دنیا و عذاب در آخرت:

قال علی (ع):

«ثَمَرةُ الکِذبِ المَهانَة فِی الدََّنیَا و العَذاب فی الآخرة »[17]

«نتیجه دروغ، خواری در دنیا و عذاب در آخرت است »

4- بی ارزش شدن:

امام صادق (ع):

«لاتَکذِب فَیَذهب بَهاؤوک »[18]

«دروغ نگو چون ارزش تو از بین می‌رود »

5- سیاه رویی:

قال رسول الله (ص):

«إنّ الکِذبَ یَسوُدُ الوَجه »[19]

قطعاً دروغ، چهره را سیاه می‌کند»

6- ناجوانمردی:

قال رسول الله (ص):

«اَقَلُ النّاس مَروَة مَن کان کاذباً »[20]

«ناجوانمردترین مردم، شخص دروغگو است »

7- فقر:

قال علی (ع):

«اِعتیادُ الکِذب یورِثُ الفَقر »[21]

«عادت به دروغ موجب فقر می‌شود »

عذاب دروغگو

چون منشأ‌ اکثر گناهان دروغ می‌باشد، لذا عذاب شخص دروغگو هم بسیار سخت و غیرقابل تحمّل خواهد بود.

«ثُمَّ إنَّکُمْ اَیُّها الضّالّون. لآکِلونَ مِن شَجَرٍ مِنْ زَقُّوم. فَمالِئُونَ...»

«سپس شما ای گمراهان تکذیب کننده؛ قطعاً از درخت زقّوم می‌خورید؛ و شکم‌ها را از آن پر می‌کنید؛ و روی آن از آب سوزان می‌نوشید؛ و هم چون شتران مبتلا به بیماری عطش، از آن می‌آشامید»

نه تنها خداوند بر شخص دروغ گو رحمی در آن دنیای جاویدان نخواهد کرد بلکه هر لحظه بر عذاب آنها خواهد افزود.

«فَذُوقوا فَلَنْ نَزیدَکُم الّا عَذابا»[22]

«پس بچشید که چیزی جز عذاب شما را نمی‌افزائیم »

زیان‌های دروغ:

1- فراموشی:

«اِنَّ فِی اَمانِ الله رَبه عَلَی الکَذابین النسیان»[23]

«از چیزهایی که خدا به زیان دروغ گویان کمک کرده فراموشی است »

2- پرده دری و بی شرمی:

رسول گرامی (ص):

«إیاکُم والکِذب فَإنّ الکِذبَ یَهدی إلی الفَجور والفجور یَهدی الی النّار»[24]

«از دروغ بپرهیزید که سرانجام آن پرده دری است و سرانجام پرده‌دری، آتش دوزخ است»

مقاله

نویسنده زهرا كرماني
جایگاه در درختواره تفسیر قرآن
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - اخلاق
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - اخلاق
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - اخلاق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS