دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کلنل پسیان

No image
کلنل پسیان

كلمات كليدي : كلنل پسيان – قوام السلطنه – كابينه مشير الدوله - كابينه سيد ضياء الدين طباطبايي – اصلاحات و قيام كلنل – ژاندارمري خراسان

نویسنده : منيره شريعت جو

کلنل محمد تقی خان پسیان که اجداد وی پس از جنگ 1243 ق و جدا شدن قفقاز از ایران، به تبریز مهاجرت نموده بودند در سال 1309 ق در این شهر چشم به جهان گشود. علوم قدیم و جدید، فارسی، عربی و سایر زبان های خارجی را به مدت شش سال در شهر خود فراگرفته، به مدت پنج سال در مدرسه نظامی تهران به تحصیل پرداخت. وی یک سال پیش از اتمام مدرسه، از طرف وزارت جنگ به خدمت فراخوانده شد. پس از آن با درجات مختلف نظامی، علیه اشرار داخلی و خارجی در مناطق مختلف کشور به خدمت پرداخت. در سال 1332 ق/ 1293 ش پس از بازگشت به تهران، دوران مدرسه خویش را با موفقیت به پایان رسانده اما سال ها بعد در پی مشکلاتی و همچنین معالجه ورم کبد، در 1336 ق/ 1296 ش به آلمان رفت و در بخش هوانوردی مشغول به کار شد، اما به علت کسالت به خدمت پیاده نظام قشون آلمان در می آید. بالاخره در سال 1338 ق/ 1299 ش به ایران بازگشت.

او با ریاضیات عالی، موسیقی و زبان های ترکی، آلمانی، فرانسه، انگلیسی و روسی آشنایی داشت و آثار تألیفی و ترجمه چندی از خود برجای گذاشت که برخی از آن ها احتمالا در اثر سوزاندن مدارک وی پس از حیات او از بین رفته و یا ناتمام مانده است.[1]

وی در نزد دوستان به صفاتی چون قانون مداری، عقل و دانش، شجاعت و مردانگی، راستگویی، وطن پرستی، رؤوف بودن نسبت به زیردستان، فروتنی، پاکدامنی و تهذیب ستوده شده است.[2]

آن چه در زمینه حیات سیاسی کلنل پسیان در تاریخ ایران حائز اهمیت است، اقدامات وی در دوران ریاست ژاندارمری و سپس قیام او در خراسان می باشد.

کلنل با سقوط کابینه وثوق الدوله و ریاست الوزرایی مشیرالدوله به ریاست ژاندارمری خراسان منصوب گشت. در زمان کابینه 94 روزه سید ضیاءالدین طباطبایی نیزکه پس از مشیرالدوله بر سر کار آمد اداره ایالت خراسان نیز به وی سپرده شد.

اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خراسان در زمان حاکمیت قوام السلطنه برادر وثوق الدوله، که پس از قرارداد 1919 به وی سپرده شده بود با فعالیت حزب دموکرات و روزنامه های مشهد بر ضد قرارداد، مصادره املاک آستان قدس رضوی و بمباران مرقد مقدس امام رضا (ع) به دست روس های تزاری در سال 1330 ق/ 1291 ش که ناشی از قرارداد 1907 و فتنه «طالب الحق» به شمار می رفت بسیار آشفته گردید. آزادیخواهان که به علت حبس و تبعید، که خواستار تعویض رئیس ژاندارمری بودند با انتصاب کلنل پسیان به موفقیت دست یافتند.

کوتاه نمودن دست افرادی که اموال دولتی را به مصارف شخصی می رساندند، ایجاد نظم و تخصیص بودجه ژاندامری به مصارف این مرکز، ایجاد امنیت با دستگیری سارقین مسلح و ناامن سازان منطقه، ایجاد تشکیلات جهت سازماندهی محاسبات آستان قدس رضوی و تلاش جهت تأمین استقلال اقتصادی و سیاست خارجی از جمله اقدامات اصلاحی وی به شمار می رود.[3]

کلنل پسیان در فروردین 1300، با نپذیرفتن حاکم انتصابی کابینه جدید قوام السلطنه به عنوان والی خراسان و تحت کنترل درآوردن شهر با استمداد از نیروهای ژاندارم و سرپیچی از اطاعت حکومت مرکزی با سقوط کابینه سید ضیاء در سوم خرداد و تیرگی روابط با نیروهای انگلیسی مستقر در این منطقه آغاز به قیام کرد.[4]

عدم اعتماد به قوام و حس انتقام جویی وی به دلیل به مخاطره انداختن منافع نامشروع مالی و مخالفت با استقلال طلبی وی در برابر حکومت قاجار در زمان حاکمیت او بر خراسان[5] که شوراندن دستجات سیاسی و عشایر بر ضد کلنل یکی از نتایج آن محسوب می گردد باعث شد کلنل پس از وزارت قوام خواهان کناره گیری از قدرت شود که مورد قبول حکومت مرکزی واقع نمی شود.[6]

اجرای قانون، رعایت عدل و انصاف در حق مردم، سوادآموزی و تصفیه مملکت از فساد و استقلال ایران،[7] که از نتایج منفی قرارداد 1919 بود، دو هدف عمده ای است که برای قیام کلنل عنوان شده است.[8] وی پس از اطلاع از ماهیت کابینه سید ضیاء نسبت به آزادی جمعی از مستبدین و دستگیری برخی از آزادیخواهان همچون مدرس، معتقد بود که تغییر سیستم حکومت به منظور اداره صحیح کشور الزامی است و این امر را از منطقه تحت نفوذ خود آغاز نمود.[9]

اعلام استقلال در خراسان،[10] حمله به تهران و ساقط نمودن حکومت مرکزی[11] و انگیزه های آزادی خواهانه، نظرات مختلفی است که درباره محدوده قیام وی ارائه شده است. اما مطابق گفته دوستانش، وی به هیچ وجه خواهان حمله به مرکز و یا جدایی خراسان از ایران نبود و اسناد موجود دال بر این مطلب نیز ساخته دولت وقت می باشد.[12]اسناد مربوط به رخدادهای قیام وی در مجموعه ای با عنوان انقلاب خراسان گردآوری شده است. [13]

به لحاظ سیاسی، برخی او را وابسته به حزب دموکرات می دانند،[14] اما وی در متمم رد دادخواهی که به قلم خویش نگاشته است هرگونه وابستگی به احزاب و مداخله در امور سیاسی را رد می نماید.[15]

کلنل سرانجام در اول صفر 1340 ق/ 1300 ش در سن 31 سالگی در جعفرآباد قوچان، در حالی که مصمم در به ثمر نشاندن قیام خویش بود، طی خیانت برخی از همکارانش در جنگ با اکراد کشته و در حالی که سر وی از تن جدا شده بود در مقبره نادری مشهد به خاک سپرده شد. پس از مدتی جسد وی، با حمایت قوام به گورستان سراب نقل مکان یافته اما در سال 1331 ش طی ساخت خیابان، تابوت فلزی وی کشف شده و به مقبره نادری بازگردانده شد.[16] وی در حالی این جهان را ترک گفت که تمام دارایی وی 270 تومان قیمت گذاری شده بود.[17]

مقاله

نویسنده منيره شريعت جو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS