دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کندی؛ پیشاهنگ فلسفه اسلامی

ابویوسف یعقوب بن اسحاق کندی، معروف به فیلسوف عرب، آغازگر فلسفه اسلامی و اولین فیلسوف مسلمان می‌باشد.
کندی؛ پیشاهنگ فلسفه اسلامی
کندی؛ پیشاهنگ فلسفه اسلامی
نویسنده: سید ایمان کریمی

ابویوسف یعقوب بن اسحاق کندی، معروف به فیلسوف عرب، آغازگر فلسفه اسلامی و اولین فیلسوف مسلمان می‌باشد. کندی اولین مفسر کتب و رساله‌های فیلسوفان یونان در جهان اسلامی می‌باشد. وی با ترجمه و تحلیل فلسفه یونان و مطالعه تعالیم اسلامی، فلسفه‌ای نوین را پایه گذاری کرد که با استفاده از معارف دینی،

پاسخ‌هایی سنجیده و منطقی به سئوالات فلسفه یونان باستان بیان می‌کرد. نقش و جایگاه کندی در ورود و ترویج اندیشه‌های فلسفی یونان باستان به فلسفه اسلامی شایان اهمیت می‌باشد و از این لحاظ نیز معروفیت دارد.

کندی در سال 185 ق در کوفه دیده به جهان گشود. او پس از آنکه مراحل اولیه تحصیل در زمینه حفظ قرآن، صرف و نحو عربی، ادبیات و حساب را فرا گرفت، به بغداد سفر نمود تا در آنجا، به تحصیل کلام و فلسفه پرداخته و آموخته‌های علمی و فلسفی خود را غنا بخشد. در بغداد مامون و معتصم عباسی که به گرایش‌های معتزلی در فلسفه علاقه مند بودند از اندیشه‌ها و نظریات کندی حمایت کردند. اما این دوران دیری نپایید و کندی در زمان متوکل عباسی مورد بی‌احترامی قرار گرفت و کتابخانه او توقیف گشت و بنا به برخی از گزارش‌های مورخان، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

کندی اولین مسلمانی بود که در زمینه فلسفه به نگارش کتب و رساله‌هایی پرداخت و آثار او به زبان عربی می‌باشد. با نگاهی به کتاب‌های کندی مشاهده می‌شود که وی از رویکردها و اندیشه‌های فلسفی ارسطو متاثر بود و بیشتر آثار او، اقتباس از نظریات ارسطو می‌باشد. کندی علاقه مند بود که فلسفه و علوم یونانی را به جامعه عرب بشناساند و در مقابله با متکلمان مخالف فلسفه با نگارش کتبی که محور آن را نقل آرای ارسطو و افلاطون تشکیل می‌داد، فلسفه و اندیشه یونانی را تبیین و تحلیل می‌نمود.

آغاز کار تحلیل و اقتباس فلسفی کندی به این صورت بود که در ابتدا با همکاری تعدادی از مترجمان مسیحی غالباً در معادل گذاری اصطلاحات، نظر نهایی را می‌داد. مترجمان یونانی با ترجمه کتب مهم فلسفی غرب، کندی را در تصحیح و تبدیل الفاظ غریب و نامتناجس یاری می‌کردند. او در رساله «حدود الاشیاء و رسومها» واژه‌های عربی مناسب در مقابل اصطلاحات فلسفی یونان قرار داد و تعریف دقیق آنها را مشخص نمود. او در این اثر مهم فلسفی خویش، بسیاری از کارهای معادل سازی الفاظ و اصطلاحات یونانی به عربی را انجام داده بود.

همچنین در بسیاری از ترجمه‌های مربوط به فلسفه، اصلاحات مناسب را انجام می‌داد. به واسطه این اقدامات بود که بسیاری از موضوعات فلسفی وارد حوزه اندیشه اسلامی گشت و مبدا نظریات جدید به نام فلسفی اسلامی شد. کندی در ریاضیات و طبیعیات نیز در زمان خود صاحب نظر بود و کتب و رساله‌های زیادی در این شاخه از علوم نگاشته است، به همین دلیل، برخی از نظریه پردازان او را طبیعی دان یا ریاضیدان نیز می‌دانند.

آثار متنوع و زیادی از کندی به یادگار مانده است، برخی از فیلسوفان اسلامی چون ابن ندیم، حدود 260 کتاب را به کندی نسبت داده است که نشانگر خلاقیت علمی و قدرت فلسفی کندی است، اما بسیاری از این کتب از بین رفته است، بخصوص متوکل عباسی به هنگام توقیف کتابخانه کندی، بسیاری از آثار و نوشته‌های او را نابود ساخت. تعداد زیادی از آثار او به رساله‌های کوچک اختصاص دارد. کندی علاوه بر جهان اسلام، در دنیای غرب نیز معروفیت دارد و بسیاری از فلاسفه غرب، آثار و رساله‌های او را تحلیل و تفسیر نموده‌اند، بخصوص ترجمه‌های گرانقدر و تفاسیری که کندی بر آثار ارسطو و فلسفه یونانی نوشته است. هلموت ریتر، مستشرق آلمانی با دستیابی به رسائل کندی، برخی از آنها را که درباره علوم و فلسفه است، منتشر نمود که در جهان غرب معروفیت دارد.

مقاله

نویسنده سید ایمان کریمی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS