دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کینه‌ها، مانعی بر سر راه تکامل

No image
کینه‌ها، مانعی بر سر راه تکامل

کینه‌توزی، همان‌گونه که برای حرکت دل به سوی کمال مانع است، از خردورزی و عقلانیت آدم‌ها نیز جلوگیری می‌کند؛ زیرا کینه‌توزی و حس انتقام‌جویی، به آدمی این اجازه را نمی‌دهد که درباره دیگران درست بیندیشد و آنها را دقیق بشناسد. پس شناخت درست و استدلال منطقی و نتیجه‌گیری مطمئن زمانی امکان‌پذیر است که عقل آدمی، از هرگونه محدودیتی آزاد باشد. بدیهی است که کینه‌توزی، اندیشه و نتیجه آن را به سمتی نادرست می‌کشاند و عقل را وامی‌دارد که در جهت انتقام گرفتن از دیگران و برای ضربه زدن به آنها حرکت کند. حضرت علی(ع) می‌فرماید: « کینه ابزار شرارت و فتنه است». برای رهایی از چنین دل‌مشغولی‌هایی، باید با عزم و توان بسیار، برای کینه‌زدایی و پالایش قلب از این دشمن خطرناک کوشید. حضرت علی(ع) در سخنی دیگر می‌فرماید: «کسی که کینه را دور بریزد، دل و عقلش آسوده می‌شود.» در واقع، انسان‌ها در پی زندگی آرام و سرشار از محبت و به دور از شعله‌های کینه و نفرت هستند؛ زیرا نیک می‌دانند که کینه، شاخ و برگ و ریشه درخت معنویت را می‌سوزاند.کینه‌توزی افزون بر فرد، اجتماع را نیز به جهنمی از فتنه‌ها، آشوب‌ها و دشمنی‌ها تبدیل می‌سازد. پس چه خوب است از آتش کینه‌توزی دوری و به سفارش رسول رحمت(ص) عمل کنیم که فرمود: «دنیا کوچک‌تر و بی‌ارزش‌تر و ناچیزتر از آن است که در آن، از کینه‌ها پیروی شود.» آری، مؤمن کینه به دل نمی‌گیرد و به فرمایش امام صادق(ع): کینه مؤمن، لحظه‌ای است و چون از برادر دینی خود جدا شود، کینه او را در دل نگه نمی‌دارد، ولی کینه کافر، دائمی است. کینه‌توزی، در جامعه فتنه و آشوب می‌آفریند و هرگاه بر شمار کینه‌توزان افزوده شود، این دشمنی به بیماری تبدیل خواهد شد که زندگی و پیشرفت جامعه را به شدت تهدید می‌کند. در محیط کار، کینه‌توزی به تحقیر شخص مورد کینه می‌انجامد. بدین ترتیب، زمینه بی‌توجهی یا کم‌توجهی به او را فراهم می‌سازد و خواسته یا ناخواسته، همدلی و همکاری، از این محیط رخت برمی‌بندد و کارها به سامان نمی‌رسد. اینکه انتظار داریم، آدمی هیچ گاه به خشم و غضب دچار نشود، بسیار سخت و مشکل است، ولی می‌توان خشم را گذرا و بی‌کینه کرد. بی‌شک، مؤمنان و انسان‌های درستکار نیز گاهی به خشم و غضب گرفتار می‌شوند، ولی هرگز خشم و عصبانیت آنها به سرحد گناه و کینه‌توزی نمی‌رسد؛ زیرا خشم آنها از دو حال خارج نیست: یا خشم‌شان زودگذر است و پس از فروکش کردن خشم، هیچ کینه‌ای در دل آنها باقی نمی‌ماند، یا اینکه اگر کینه‌ای هم در دل‌شان باقی بماند، از آن بسیار اندوهناک هستند و می‌کوشند تا ریشه این صفت زشت را از دل خویش برکنند. شایسته است که به فرموده امام صادق(ع) نیز دقت کنیم که: مؤمن وقتی در مجلس است [ممکن است] دچار کینه شود، ولی آنگاه که از مجلس خارج شد، کینه هم از دل او می‌رود. امام علی(ع) نیز می‌فرماید: «تنها کسانی عاقل هستند که کینه‌ها را از دل بیرون کنند».

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
Powered by TayaCMS