دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گره روی گره دیگران نیندازید

No image
گره روی گره دیگران نیندازید

 بارزترین جنبه اجتماعی عبادت، خدمت به مردم و برآوردن نیازهای آنان است. البته این خدمت فقط در رفع مشكلات مادی خلاصه نمی شود. این توجه به خلق و رفع هم و غم آنها به قدری انسان ساز و نشان از انسانیت دارد كه خداوند پیامبرش را به آن می ستاید: «به یقین، رسولى از خود شما به سویتان آمد كه رنج هاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان، رئوف و مهربان است»(توبه:128).

 مرحوم کلینی روایتی در کتاب شریف کافی از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که حقیقتاً بهت‌آور است. ابان بن تغلب می‌گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمودند: هر کس خانه خدا را طواف کند، خداوند عزّوجلّ شش هزار حسنه برای او می‌نویسد و شش هزار گناه از او می‌آمرزد و شش هزار درجه به وی عطا می‌فرماید و شش هزار حاجت از او برآورده می‌سازد. سپس فرمودند: «گره‌گشایی از کار یک مؤمن، ده برابر این طواف فضیلت دارد![الکافی، ج 2، ص 194]

نظیر این روایت، در کتب روایی فراوان یافت می‌شود و حاکی از جایگاه ویژه و بی‌نظیر خدمت به خلق خدا، در تعالیم دینی است.اهل معرفت و اولیای الهی ارزش و فضیلت خدمت‌رسانی به مخلوقات را درک می‌کنند و از این جهت، اگر یک شبانه روز خدمت به خلق خدا نکنند، گویا گم کرده‌ای دارند. حتی مثلاً اهل دل، هنگام بارش برف و باران، نگران حیوانات در بیابان و مورچه‌ها هستند که گرسنه و بی سرپناه نشوند، چه رسد به فکر انسان‌ها.امیرالمومنین (علیه السلام) در راه، به یک پیرمرد برخوردند که گدایی می‌کرد. آن حضرت تعجب کردند و معنای تعجب ایشان این است که به او رسیدگی کردند و او را از گدایی نجات دادند. امّا بعد فرمودند: وقتی جوان بود از جوانی او کار کشیدید و حالا کار رسیده به جایی که گدایی می‌کند؟[ تهذیب‌الأحکام، ج 6، ص 292]

 معصومین (علیهم السلام) تا این اندازه به فکرمردم بودند.قرآن مى فرماید «تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ» (مائده/2) واجب است كه در كارهاى خیر به یكدیگر كمك كنید. قرآن مى فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ»

( بقره/195) خدا احسان شدگان را دوست مى‌دارد و چقدر خوب است كه انسان محبوب خدا باشد. مادر به دخترش كلى جهازیه مى‌دهد تا داماد و خانواده‌اش خشنود و راضى باشند یا زن كلى زحمت مى‌كشد تا مهمان از غذا و پذیرایی راضى باشد و اگر مى‌خواهیم خدا راضى باشد، خدا مى‌فرماید: به همدیگر خدمت كنید تا خدا دوستتان داشته باشد. پیامبر فرمود: اگر مى‌خواهید خدا به شما كمك كند شما هم كمك مردم باشید. «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی عَوْنِ الْمُوْمِنِ مَا كَانَ الْمُوْمِنُ فِی عَوْنِ أَخِیهِ الْمُوْمِنِ»

(ثواب‌الأعمال، ص‌135) اگر دیدید وضع مالى خودتان خراب است صدقه بدهید هر چند ندارید چون اگر مى‌خواهید كارتان راه بیفتد كار دیگران را راه بیندازید. روایت داریم قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه: «مَنْ قَضَى لِأَخِیهِ الْمُوْمِنِ حَاجَةً كَانَ كَمَنْ عَبَدَ اللَّهَ دَهْراً»(بحارالأنوار، ج‌71، ص‌302) كسى به دیگرى خدمت كند «كَمَنْ عَبَدَ اللَّهَ دَهْراً» یعنى مثل كسى است كه عمرى خدا را بندگى نماید. «إِنَّ لِلَّهِ عِبَاداً فِی الْأَرْضِ یَسْعَوْنَ فِی حَوَائِجِ النَّاسِ هُمُ الْآمِنُونَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ» (كافى، ج‌2، ص‌197) یعنى اگر كسى به مسلمانان خدمت كند در روز قیامت در امان است.

حدیث دیگری داریم كه (كالمجاهد فى سبیل الله) یعنى كسى كه به مردم خدمت كند مثل مجاهد فى سبیل الله است. حدیث دیگری داریم (المؤمن، ص‌54) خداوند در پل صراط قدم‌هاى او را روى پل صراط ثابت مى‌كند.

 حدیث دیگری داریم: (قرب‌الإسناد، ص‌56) یعنى تو كه مشكلات دیگران را حل كردى خداوند مشكل تو را حل خواهد كرد و خوشا به حال این افراد. امام حسین (علیه‌السلام) مى‌فرماید: وقتى كسى مى‌آید و از تو كمك مى خواهد این نعمت خداست كه در خانه تو را زده است پس خلق خود را تنگ نكن. امام حسین علیه السلام: (كشف‌الغمة، ج‌2، ص‌29)

 حاجت هاى مردم نزد شما از نعمت‌هاى خداست. پیامبر اكرم – صلی الله علیه و آله و سلم- فرمودند: «كسی كه هر روز به امور مسلمانان همّت نگمارد، مسلمان نیست.»( اصول الكافی،ج 3، ص 238).از حضرتش درباره محبوب ترینِ بندگان نزد خداوند، سؤال شد، فرمودند: «محبوب ترین بندگان نزد خداوند، آن كسی است كه سودش بیشتر به مردم برسد».( همان: ص 239).

 

 اقسام خدمت به خلق خدا

خدمت به خلق خدا، به اقسامی منقسم می‌شود و در ادامه به شرح برخی از آن اقسام می‌پردازیم:

قسم اوّل: بر اساس بیان نورانی قرآن کریم که می‌فرماید: «وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ»، هر کسی باید به اندازه وسعش، از آنچه دارد،

به دیگران هم در خوراک، پوشاک، مسکن و ازدواج، کمک ‌کند. یعنی اگر می‌تواند، باید شام شب به یک فقیر بدهد و بالاتر اینکه اگر می‌تواند، باید جهیزیه یک دختر را تأمین کند یا خانه برای ازدواج یک زوج تهیه کند و بالأخره اگر می‌تواند باید یک درمانده را از درماندگی نجات دهد و اگر توان هیچ کمکی ندارد، باز هم به اندازه توان، حتی به اندازه یک دانه خرما باید به دیگران کمک کند: [ الطلاق / 7]بر اساس این آیه شریفه، هرکس به هر اندازه که می‌تواند باید انفاق کند. اسلام از مسلمانان می‌خواهد که به همان اندازه که به خانه، زندگی و رفاه و ازدواج دختر و پسر خود می‌اندیشند، به فکر دیگران هم باشند. یعنی مسلمان واقعی و شیعه حقیقی کسی است که فرقی بین پسر و دخترش و پسر و دختر همسایه نگذارد.

قسم دوم: گره گشودن از کار مردم است.

 این اگر از قسم اوّل مهم‌تر نباشد، کمتر نیست. گره‌گشایی می‌تواند با مال یا با زبان یا با قدم یا با قلم انسان صورت پذیرد و همه صور آن لازم، مفید و مطلوب است. مثلاً انسان ببیند دیگری چک دارد و اگر نتواند مبلغ آن را بپردازد، آبرویش می‌رود؛ زندان می‌رود یا مشکلات دیگری پیدا می‌کند. در این هنگام، باید گره کار این شخص را باز کند. اگر می‌تواند باید با طلبکار صحبت کند و از او مهلت بگیرد، وگرنه هرکاری می‌تواند باید انجام دهد که مشکل آن شخص حل شود. این قسم از قانون مواسات را نیز به صورت جدّی از مسلمانان و به ویژه شیعیان خواسته‌اند.

ابان بن تغلب نقل می‌کند که در خدمت امام ششم حضرت صادق (ع) در خانه خدا طواف می‌کردم. یک نفر مرا صدا کرد و من جواب او را ندادم، در دور دوّم طواف مجدداً مرا صدا کرد و پاسخ او را ندادم. امام صادق (ع) فرمودند: مگر تو را صدا نمی‌زند؟ گفتم آری یابن رسول الله! گفتند: چرا درخواست او را اجابت نمی‌کنی؟ عرض کردم یابن رسول الله! درخدمت شما مشغول طواف هستم. فرمودند: طواف را رها کن و به سوی او برو.[ الکافی، ج 2، ص 171].

بنابراین همه وظیفه دارند گره گشای مشکلات همدیگر باشند و کوتاهی در این زمینه، کفر عملی و گناه بزرگی است، ولی گناه بزرگ‌تر و مصیبت دردناک‌تر آن است که انسان، گره روی گره دیگران بیندازد. چنین کسی بعید است عاقبت به خیر شود و سقوط او حتمی است.

قسم سوم: قانون مواسات که بسیار حائز اهمیّت است،

احترام به شخصیّت انسان‌هاست. همه انسان‌ها شخصیّت دارند و ما باید همین‌طور که برای خود شخصیّت قائلیم، برای دیگران هم شخصیّت قائل باشیم و مواظب باشیم که بی‌احترامی به کسی نکنیم. بی‌احترامی به دیگران، گاهی منجر به مفاسد عجیبی می‌شود که جبران‌ناپذیر است. زن و شوهر، باید در خانه احترام همدیگر را حفظ کنند، مخصوصاً در حضور فرزندان باید برای یکدیگر احترام بیشتری قائل باشند. اهانت، تحقیر، کوبندگی و کلمات رکیک نباید در زبان آدمی باشد، چه در خانه و با اعضای خانواده و چه هنگام معاشرت با مردم کوچه و بازار.  زبان رکیک انسان را به جایگاه پستی می‌رساند و حتی او را از صف مسلمانان جدا می‌سازد.

قسم چهارم از قانون مواسات که مهم‌تر از اقسام قبلی است،

دفاع از دیگران می‌باشد. مسلمانان وظیفه دارند از جان، ناموس و آبروی یکدیگر دفاع کنند. هنگامی که یک مسلمان در جلسه‌ای حضور دارد و مشاهده می‌کند غیبت کسی شروع می‌شود، واجب است از او دفاع کند و واجب است که مانع ادامه غیبت شود، و الاّ گناه همان غیبت کننده را دارد. از نظر همه فقها، فرقی بین غیبت کننده و آن‌که غیبت را می‌شنود و دفاع نمی‌کند نیست. اگر نمی‌خواهد غیبت بشنود، باید دفاع کند و اگر نمی‌خواهد یا نمی‌تواند دفاع کند، لااقل باید ناراحت شود.دفاع از ناموس مردم، دفاع از جان مردم و مهم‌تر از آن دو، دفاع از آبروی مردم نیز واجب است. آبروی مردم خیلی مهم‌ است و مسلمان علاوه بر آنکه خودش باعث آبروریزی دیگران نمی‌شود،باید از آبروریزی اشخاص دیگر نیز جلوگیری کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
Powered by TayaCMS