دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گفتاری از آیت‌ا...جوادی آملی

No image
گفتاری از آیت‌ا...جوادی آملی

چه زمانی خداوند مهمان انسان است؟

آیت‌ا...جوادی آملی در گفتاری به بیان فضیلت ماه شعبان المعظم پرداخت.

وجود مبارک امام سجاد(ع)، دعا و زيارت ایشان با تعليم آميخته است. آن امام همام در لابه‌لاي دعا همان (يُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ) را بیان مي‌کردند. در صلوات شعبانیه، انسان خود را در سايه رحمت بي ‌انتهايي که خدا نصيب پيامبر مي ‌کند، مشمول ادعيه سِعه رحمت ذات اقدس الهي مي‌ نماید. در این دعا به خداوند عرض می کنیم که پیامبر(ص) را شفيع ما قرار بده؛ «وَاجْعَلْهُ لي‌ شَفيعاً مُشَفَّعاً وَ طَريقاً اِلَيْکَ مَهيَعاً»؛ در اين جمله حضرت سجاد(ع) به خدا عرض مي‌ کند: خدایا اين ماه، ماه پیامبر و صدر و ذيل این ماه، رحمت است و رحمت بودنِ صدر و ذيل این ماه براي اين است که نبيّ رحمت شب ‌ها را به نماز و روزها را به روزه مي‌گذراند.

دلایل عظمت و رحمت ماه شعبان

شب و روز ماه شعبان با عبادت پيغمبر زينت گرفت؛ يعني سنّت و عادت مستمرّ ایشان اين بود که شب ‌ها را زنده‌ می‌داشت و روزها را روزه می گرفت؛ و لذا این پیامبر است که اين ماه را ماه رحمت کرده است. در همين دعاي نوراني، وجود مبارک امام سجاد(ع) به ما آموخت که بگوييم: خدايا اولاً ما را همراه و در کنار پیامبر قرار بده؛ ثانیاً نبوّت، رسالت و وحي ایشان را براي من يک طريقِ باز قرار بده که من اگر بخواهم آن را بپیمایم هيچ کسي مزاحم من نباشد.

بهترین راه رسیدن به مقصد الهی

اگر کسي واقعاً در خدمت وحي و نبوّت بود، اين شخص يک طريق راحت دارد، که نه بيراهه مي‌رود نه راه کسي را مي ‌بندد و اگر ـ خداي ناکرده ـ مشکلي داشت اين راه بسته می‌شود و اين راهِ بسته به مقصد نمي‌رسد؛ همان که فرمود: (فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ)؛ شک و ترديد باعث عجز است؛ ولي اگر انسان وارد يک طريق راحت شد، مرتب بدون مزاحمت به مقصد مي ‌رسد.

مهمان خدا و مهماندار او

اين دعاهاي ماه رجب و شعبان براي آن است که انسان را هم شايسته کند که مهمان خدا شود هم شايسته کند که مهماندار خدا شود؛ در اين معامله، سود کلاً مال انسان است؛ چون گاهي خداي سبحان مبايعه مي‌کند، خريد و فروش مي ‌کند و با انسان گفت‌وگو دارد چه اينکه در مناجات شعبانيه همين است. اما خدا مهمان ما باشد يعني چه؟ نخست: ما چه داريم که او را مهمان کنيم؛ دوم این که: چه وقت او مهمان ما مي‌شود؟! اين در حديث قدسي آمده است که «انا عند المنکسره قلوبهم» يعني خداي سبحان مهمان دلهاي شکسته است و آن انکسار، آن فقر، آن خضوع، آن خشوع، آن بندگي خالص را خدا مي ‌پذيرد؛ اين «انا عند المنکسره قلوبهم» جزو مصاديق مهمان شدن خدا نسبت به دلهاست.

بهترين مشوّق انسان در كارهای نيك

توجّه اسلام به مسأله انفاق، به معناى گدا پرورى و رواج تكدّى‌گرى نيست. زيرا در بسيارى از روايات، از كسانى كه بدون داشتن نياز، از ديگران درخواست كمك مى‌كنند، مذمّت شده و از سوى ديگر بهترين نوع انفاق، در اختيار قرار دادن ابزار كار به جاى پول دادن، معرفى شده است. كسانى كه اموال خود را در شب و روز، پنهان و آشكارا انفاق مى‌كنند، اجر و پاداششان نزد پروردگارشان است و نه ترسى براى آنهاست و نه غمگين مى‌شوند. (بقره ـ 274).

شأن نزول

در تفاسير صافى، مجمع البيان، قرطبى و كبير فخر رازى آمده كه اين آيه در شأن حضرت على(ع) نازل شده است. هنگامى كه آن حضرت فقط چهار درهم ذخيره‌ داشت، يك درهم را در روز، يك درهم را در شب، سومين آن را مخفيانه، و چهارمين درهم را آشكارا در راه خدا انفاق نمود. (نور الثقلين، جلد 1، صفحه 290 و 291). البته وعده‌ اين آيه، شامل همه كسانى مى‌شود كه اينگونه عمل كنند. چنين افرادى نه از فقر و تنگدستى بيم دارند، چون به وعده‌هاى خداوند ايمان داشته و به او توكّل مى‌كنند، و نه به خاطر انفاق، اندوهگين مى‌شوند، چون به رضايت‌ الهى و آثار اخروى انفاق توجّه دارند. باز در اين آيه سخن از مسأله ديگرى در ارتباط با انفاق در راه خداست و آن كيفيات مختلف و متنوع انفاق است، آیه مى‌فرمايد: آنها كه اموال خود را در شب و روز، پنهان و آشكار، انفاق مى‌كنند پاداششان نزد پروردگارشان است‌. ناگفته پيداست كه انتخاب اين روش‌هاى مختلف رعايت شرايط بهتر براى انفاق است، يعنى انفاق‌كنندگان بايد در انفاق خود هنگام شب يا روز، پنهان يا آشكار، جهات اخلاقى و اجتماعى را در نظر بگيرند، آنجا كه انفاق به نيازمندان موجبى براى اظهار ندارد، آن را مخفى سازند تا هم آبروى آنان حفظ شود و هم خلوص بيشترى در آن باشد، و آنجا كه مصالح ديگرى مانند تشويق و ترغيب ديگران در كار است و انفاق جنبه شخصى ندارد تا هتك احترام كسى شود (مانند انفاق براى جهاد و بناهاى خير و امثال آن) و با اخلاص نيز منافات ندارد، آشكارا انفاق نمايند. بعيد نيست كه مقدم داشتن شب بر روز، و پنهان بر آشكار (در آيه مورد بحث) اشاره به اين باشد كه مخفى بودن انفاق بهتر است مگر موجبى براى اظهار باشد، هر چند بايد در همه حال و به هر شكل، انفاق فراموش نشود. مسلّماً چيزى كه نزد پروردگار است (مخصوصاً با تكيه بر صفت ربوبيت كه ناظر به پرورش و تكامل است) چيز كم، يا كم ارزشى نخواهد بود، و تناسب با الطاف و عنايات پروردگار خواهد داشت كه هم بركات دنيا، و هم حسنات آخرت و قرب الى‌الله را شامل مى‌شود. سپس مى‌افزايد: نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مى‌شوند (و لا خوْفٌ عليهِمْ و لا هُمْ يحْزنُون). مى‌دانيم انسان چون براى ادامه و اداره زندگى خويش خود را بى ‌نياز از مال و ثروت نمى‌داند، معمولاً هنگامى كه آن را از دست مى‌دهد اندوهناك مى‌گردد و براى آينده خود نگران مى‌شود، زيرا نمى‌داند در آينده وضع او چگونه خواهد بود و همين امر در بسيارى از مواقع مانع انفاق مى‌گردد، مگر آنها كه از يك سو به وعده‌هاى الهى ايمان داشته باشند و از سوى ديگر آثار اجتماعى انفاق را بدانند. چنين افرادى از انفاق در راه خدا خوف و وحشتى از آينده ندارند و به خاطر از دست دادن قسمتى از ثروت خود اندوهگين نمى‌شوند، زيرا مى‌دانند در مقابل چيزى كه از دست داده‌اند به مراتب بيشتر، از فضل پروردگار و از بركات فردى و اجتماعى و اخلاقى آن در اين جهان و آن جهان بهره‌مند خواهند شد.

نكات مهم

1ـ شايد دليل آنكه «ليل» بر «نهار» يا «سر» بر «علانيه» مقدّم شده است، آن باشد كه انفاق‌هاى پنهانى در دل شب ارزش بيشترى دارد. (تفسير مراغى) 2ـ اين آيه به منزله‌ جمع‌بندى چهارده آيه گذشته است كه درباره انفاق بحث مى‌كرد؛ موضوعى كه هيچ موردى در قرآن اينگونه مفصّل بحث نشده است. آثار انفاق بر كسى پوشيده نيست، از جمله: تعديل ثروت و كم‌شدن اختلافات طبقاتى، ايجاد محبّت، شكوفايى روح سخاوت و بالاتر از همه قرب به خداوند. انفاق، علاوه بر انفاق مال و ثروت، شامل انفاقِ علم، آبرو و مقام نيز مى‌شود. (كلمه‌ انفاق، در لغت به معناى پر كردن گودال و در اصطلاح، به معناى پر كردن و بر طرف نمودن كمبودهاى مالى است). 3ـ يادآورى اين نكته لازم است كه توجّه اسلام به مسأله انفاق، به معناى گداپرورى و رواج تكدّى‌گرى نيست. زيرا در بسيارى از روايات، از كسانى كه بدون داشتن نياز، از ديگران درخواست كمك مى‌كنند، مذمّت شده و از سوى ديگر بهترين نوع انفاق، در اختيار قرار دادن ابزار كار به جاى پول دادن، معرفى شده است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS