دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

یادنامه

No image
یادنامه

كلمات كليدي : يادنامه، جشن نامه، يادگارنامه، نكوداشت، ادبيات فارسي

نویسنده : اعظم بابایی

یادنامه یا یادگار‌نامه، کتاب یا ویژه‌نامه‌ی نشریه‌ای است که حاوی مجموعه‌ای از مقالات یا انواع نوشته‌های دیگر که در بزرگ‌داشت یک شخصیت ادبی، فرهنگی، هنری، یا جز اینها تدوین شده باشد. یادنامه معمولا حاوی زندگی‌نامه، سال‌شمار رخدادهای زندگی، افکار و آراء شخص مورد نظر است که دیگران درباره‌ی وی یا در زمینه‌های دیگر ، اما به یاد و نام وی نگاشته‌اند.[1]

معمولا این گونه آثار اگر برای شخصیت درگذشته فراهم شود،«یادنامه» و اگر برای شخصیت زنده گردآوری شود «جشن‌نامه» نامیده می‌شود؛ اما همیشه این‌‌چنین نیست، مانند یادنامه‌ی پور‌داوود که در زمان حیات او فراهم شد و یا جشن‌نامه‌ی ابن سینا که در سال 1334 منتشر شده است. یادنامه را گاه یک تن، شاگرد، ارادتمند، یا دوست، شخصیت علمی- فرهنگی گردآوری می‌کند و گاه چند تن، یک مؤسسه، انجمن، کنگره و مانند اینها.[2]

یادنامه‌های موجود

یادنامه‌ی مولوی به اهتمام علی‌اکبر مشیر سلیمی، (1337)؛ یادنامه‌ی ملاصدرا، به مناسبت چهارصدمین سال تولد (1340)؛ یادنامه‌ی شیخ طوسی، دانشگاه ادبیات فردوسی (1348)؛ ذکر جمیل سعدی، مجموعه مقالات و اشعار به مناسبت هشتصدمین سال تولد شیخ اجل سعدی، کمیسیون ملی یونسکو (1364)؛ باغ تنهایی، یادنامه‌ی سهراب سپهری، به کوشش حمید سیاهپوش (1371)؛ نامه‌ی شهیدی، جشن نامه‌ی استاد دکتر سید‌جعفر شهیدی، به اهتمام علی‌اصغر محمدخانی (1374) و... .

یادنامه‌های مذکور از آنجا که معمولا به قلم پژوهندگان و نویسندگان فاضل به رشته‌ی تحریر درمی‌آیند، اغلب دارای نثری استوار و خواندنی است و از لحاظ ادبی قابل توجه است.[3]

یاد‌نامه در ادب کلاسیک

در ادبیات کلاسیک فارسی، نوشته‌ها و کتاب‌های بسیاری را با عنوان تراجم و کتب رجال مشاهده می‌کنیم که درباره‌ی گرامی داشت یک شخصیت یا شخصیت‌های متعدد نگاشته شده‌اند و هدف چنین آثاری با هدف یادنامه یکی است؛ یعنی نکوداشت یک شخصیت. اما تفاوت‌هایی درچارچوب و ساختار کلی این آثار با یادنامه‌های کنونی مشاهده می‌شود. این آثار اغلب شکل و ساختار تذکره‌های فارسی را دارند. اما اگر دیدگاه ما محتوایی باشد، می‌توانیم این کتاب‌ها، همچنین زندگی‌نامه‌ها و تذکره‌های فارسی را ذیل یادنامه‌ها قراردهیم که شکل و ساختار آن در طول زمان تغییر کرده و شکل و ساختار امروزی را یافته است. استاد ذبیح‌الله صفا وقتی موضوعات نثر فارسی را در 13 طبقه تقسیم‌بندی می‌کند، از تراجم و کتب رجال به‌عنوان یکی از 13 موضوع نام می‌برد و دکتر شمیسا با نقدی که بر تقسیم‌بندی وی دارد، تراجم و کتب رجال را ذیل آثار تاریخی می‌آورد.[4] این موضوع نشان می‌دهد که با وجود تفاوت اسم، در هر صورت نمی‌توان از وجود کلیت آن صرف نظر کرد.

مقصود از تراجم و کتب رجال، کتاب‌هایی است که در بیان احوال طبقات مختلف شاعران، عالمان، مشایخ صوفیه و همچنین فرق مختلف اسلامی و امثال آنها نگاشته شده است. نگارش چنین کتبی در ادبیات عربی و فارسی هر دو از دیرگاه معمول بوده و در ادبیات فارسی تألیف آنها بیشتر از حدود قرن پنجم هجری رواج یافت.[5]

این آثار در شش دسته قابل بررسی است:

1) قصص انبیاء (تاج القصص از ابن نصر بخارایی)؛

2) احوال مشایخ صوفیه (اسرارالتوحید فی مقامات شیخ ابوسعید تألیف محمد بن منور در حالات و سخنان شیخ ابوسعید اباالخیر)؛

3) رجال شیعه (مجالس‌المؤمنین از قاضی نور‌الله شوشتری در ذکر رجال و محاسن و مکارم ایشان)؛

4) وزرا و رجال (تاریخ‌الوزراء از نجم‌الدین ابوالرجاء قمی)؛

5) ترجمه‌ی احوال شاعران (لباب‌الالباب از محمد عوفی؛ قدیمی‌ترین تذکره فارسی).

علاوه‌بر کتب رجال، یکی از انواع بسیار رایج یادنامه در ادب فارسی کتاب‌هایی است که تحت عنوان «مقامات» نوشته می‌شد، که درباره‌ی زندگی، مشی و سلوک شخصیت و آثار وی نوشته می‌شد. مثل مقامات شیخ ابوسعید ابی‌الخیر، عارف بزرگ قرن چهارم که توسط نواده‌ی ایشان «محمد بن منور» نوشته شده است و استاد محمدرضا شفیعی کدکنی آن‌را تصحیح کرده‌اند؛ همچنین مقامات شیخ احمد ژنده پیل و... .

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS