28 فروردین 1396, 5:42
انسان اگر ضعفها و نواقص خود را بشناسد و بداند از چه ضعفی به این كمال رسیده است هرگز خود پسند نمیشود، چرا که انسانی كه در نهایت ضعف است، نه طاقت بیماری دارد و نه طاقت گرسنگی، انسانی كه در نهایت آسیب پذیری است با نسیمیبیمار میشود و محكوم حوادث است و نمیتواند مانع خطرات و مرگ را ازخود بگیرد، چگونه خود را بزرگ میداند. خودبزرگبینی یكی از بزرگترین بیماریهای روحی و روانی است كه از خودخواهی و خودبینی نشات میگیرد، خودبینی محور تمام كژیها و رذایل اخلاقی است. خودبینی خطری است كه ممكن است هر انسانی در هر مقامیكه باشد گرفتار شود؛ خطری كه حتی انسانهای بزرگ مردان الهی خود را از آن در امان نمیبینند. امام خمینی(ره) در این خصوص میفرماید: از آیات شریفه استفاده میشود كه مبدا سجده ننمودن ابلیس، خودبینی و عجب بوده كه گفت؛ من از او بهتر هستم زیرا مرا از آتش آفریدی و او را از خاك. این خودبینی اسباب خودخواهی و آن اسباب خود رایی است. پس مطرود درگاه شد. ما از اوان عمر، شیطان را ملعون و مطرود خداوند میدانیم، اما خود به اوصاف خبیثه او متصف هستیم و در فكر آن بر نیامدیم كه آن موجب مطرود شدن از درگاه قدس است در هر كسی باشد مطرود است، شیطان خصوصیتی ندارد. آنچه او را از درگاه قرب دور كرد ما را نگذارد كه به آن درگاه راه یابیم. میترسم لعنهایی را كه به ابلیس میكنیم خود نیز در آن شریك باشیم.خود بزرگ بینی، خوشبینی انسان است نسبت به اعمال خود و لایق شمردن خود از نظر عمل به وظایف و كسب امتیازات و موفقیتها. شیخ بهایی در تعریف عجب میگوید؛ عجب بزرگ دیدن عمل صالح و خوشحالی از آن و نشان دادن اعمال و لایق دانستن خود است.برای هر بیماری راه علاج و درمان وجود دارد و برای این خصلت زشت و ناپسند كه هم جنبه فردی و اجتماعی دارد میتوان درمانهایی را پیشنهاد داد كه به شرح زیر میباشد:الف) خود شناسی؛ اگر انسان ضعفهای خود را بشناسد و بداند از چه ضعفی به این كمال رسیده است هرگز خود پسند نمیشود. امام باقر(ع)فرمود: ببند راه فخرفروشی را به وسیله خودشناسی.ب)ناپایداری دنیا؛ توجه به ناپایداری دنیا، یكی دیگر از راههای علاج بیماری خودپسندی است. آنان كه به اولاد و مقام و اموال مغرورند، باید بدانند كه همینها به انسان وفایی ندارند و گاهی موجب نابودی انسان میشوند.
نماز با تقوا در پیشگاه الهی ارزش دارد، هر كس تقوایش بیشتر باشد، نمازش كاملتر است و در همین باره رسول خدا(ص) میفرماید: دو ركعت نماز انسان با تقوا برتر از هزار ركعت نماز فرد لاابالی است. در متنی در خبرگزاری مهر آمده است: شوق برای عبادت و بیداری شب برای خدا، از بركت تقواست. تقوا از برای طاعات و عبادات همچون آب است برای درختان؛ چنانچه اختلاف درختان در طبیعت و میوه و طعم به حسب اختلاف در ظرفیت آنهاست. همچنین اختلاف طبقات ایمان سبب اختلاف در مراتب تقوا است، یعنی هر كس درجه ایمانش برتر و جوهر روحش صاف تر است، بیشتر به تقوا و ترك محرمات میل دارد و هر كه از تقوای بیشتر برخوردار است، عبادتش خالص تراست و هر كس كه عبادتش خاص تر است قربش به خدا بیشتر است و هر عبادتی كه اساس آن بر تقوا نباشد آن عبادت مثل غباری است كه در میان هوا پخش، یعنی برای آن عبادت قدر و اعتباری نیست.اگر نمازگزار لباس تقوا را بر تن كند، تمام اعضای بدن از گناه مصون میماند و زبان، گوش و چشم او دارای تقوا میشود. هنگامیكه نماز میخوانیم با تقوا باشیم و اگر در بیرون نماز و در حالت عادی چشم انسان و گوش و زبان وی رها بود و آلوده به گناه شد و تقوا پیشه نكرد، همه اینها در هنگام نماز مزاحم انسان میشود، ولی چنانچه در بیرون از نماز چشم، گوش و زبانش را حفظ كرد، در نماز دشمن درونی هجوم نمیآورد. مهم آن است كه انسان در بیرون نمازهم خود را حفظ كند و تقوا را در همه مسائل رعایت نمایند. نمازگزار چنانچه روح تقوا و پرهیزگاری را در خود زنده نماید، با آسودگی خاطر در پیشگاه الهی میایستد.نماز بدون تقوا، بر روح انسان تاثیر نمیگذارد. پیامبر گرامیاسلام فرمودند: به با تقوا بودن عمل بیشتر از خود عمل اهتمام كن....اصل دین ورع است و راس آن اطاعت خداست بدان شماها اگر آن قدر به نماز بایستید كه مانند كمان خمیده شوید و آنقدر روزه بگیرید كه مانند تیر لاغر گردید،جز با ورع به شما سود نخواهد داد. امام رضا(ع) میفرماید:نماز خواندن وسیله نزدیكی به خدا است برای هر شخص پرهیزكاری.پس نماز برای هر انسان با تقوا و وارسته، وسیله تقرب و نزدیكی به خداوند سبحان میباشد و چون دامن خویش را آلوده به گناه نكرده،از محرمات دوری نموده است اگر تقوا را به دست نیاورد و با گناه وارد نماز گردید، هرگز نماز وی عامل تقرب او به ساحت خداوند سبحان نخواهد شد و تنها نمازگزارانی به مقام مقدس تقرب كامل نائل میشوند كه از گناهان پاك باشند و به آنها آلوده نگردند.هر انسانی به اندازه پارسایی خود از نماز صحیح و مقبول برخوردار میشود و به همان نسبت به خداوند سبحان قرب مییابد. عمل بی تقوا قبول نیست.خداوند عمل با تقوا را قبول میكند و در قرآن كریم میفرماید: انما یتقبل ا... من المتقین؛ خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد.اگر عمل با تقوا نبود، مثلا ریا بود، قبول نیست. تقوا در بطن عمل شرط صحت است. اگر بطن عمل تقوا بود، ولی خود عامل، عادل نبود، گرچه آن عمل صحیح است، ولی كامل نیست. اگر نمازگزار در بطن عمل، تقوا را رعایت كند و خودش هم عادل باشد، این عمل كامل است. اعمال انسانهای متقی مورد قبول درگاه الهی قرارمیگیرد و پیش خدا با تقواترین انسانها ارزش دارند. ملاك و امتیاز عمل تقوا است. خداوند متعال مسجدی را كه اساس آن بر تقوا نهاده شده به عظمت یاد نموده است. خداوند قرآن مجید به پیامبرش صریحا دستور میدهد كه هرگز در اینكه بر تقوا بنا نشده قیام به عبادت مكن، و نماز مگزار، بلكه به جای این مسجد، شایسته ترین این است كه در مسجدی قیام به عبادت كنی كه شالوده آن در روز نخست بر اساس تقوا گذارده شده است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان