دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

یاد مرگ و حالات مردم

حالت مردم در یاد نمودن از مرگ و احوالاتِ آن به چند صورت است: گروهی از آنان، در دنیا و شهوات آن فرو رفته‌اند و در سختی‌های لذّات آن غرق شده‌اند وگروهی سالک تازه‌ کارند و گروهی عارفِ به مقصود رسیده‌اند.
یاد مرگ و حالات مردم
یاد مرگ و حالات مردم

حالت مردم در یاد نمودن از مرگ و احوالاتِ آن به چند صورت است: گروهی از آنان، در دنیا و شهوات آن فرو رفته‌اند و در سختی‌های لذّات آن غرق شده‌اند وگروهی سالک تازه‌ کارند و گروهی عارفِ به مقصود رسیده‌اند.

گروه اوّل مرگ را جز ذمّ و نکوهش از آن یاد نمی‌کنند زیرا مرگ راه او را از رسیدن به محبوبش (که دنیاست) می‌بندد و حاجب و مانعی است در مقابل مطلوبش، بلکه از یاد مرگ می‌گریزد و با مرگ دشمنی دارد اگر چه به ناچار عاقبت مرگ را ملاقات خواهد نمود، چنین کسی از یاد مرگ بهره‌ای جز دوری از حق نمی‌برد.

گروه دوّم با یاد مرگ برای به دست آوردن خیرات و شتاب در تحصیل ملکات برتر آمادگی می‌یابد و از مرگ کراهت دارد به خاطر ترس از این‌که مبادا مرگ را پیش از رسیدن به این کمالات ملاقات کند چنین کسی در این حالت معذور است و از سگانِ این سرایِ قریب، شمرده نمی‌شود بلکه از کسانی که چون از دیدار خداوند کراهت دارند خدا هم از دیدار آنان کراهت دارد نیز محسوب نمی‌گردد، نشانه‌اش این است که وی به چیزی که او را برای مرگ آماده می‌کند مشغول است و در راه تهیۀ توشه برای معاد خویش قبل از فوت فرصت می‌باشد.

اما گروه سوّم – گرچه ذکر این گروه برای ما فاید‌ه‌ای ندارد – کسی است که مرگ را یاد می‌کند و به خاطر حبّ و شوقی که به مرگ دارد به مرگ مشتاق است زیرا در مرگ، دیدارِ دوست میّسر می‌شود و برای همین است که علی علیه‌السلام فرموده:

«سوگند به خدا که فرزند ابی طالب اُنسش به مرگ از اُنس طفل به پستان مادرش بیشتر است.»

زیرا در مرگ خلاصی از زندان طبیعت و رسیدن به درجات عالی وبلند وجود دارد و علی علیه‌السلام نیز به همین اشاره دارد آن‌جا که پس از ضربت خوردن بر فرق مبارکش فرمود: سوگند به خدای کعبه که رستگار شدم.

گروهی دیگر بالاتر و رفیع‌تر از آن‌چه ذکر شد وجود دارد جز این‌که این‌جا جای ذکرش نیست. به هر حال امیدوارم خودتان را مُهْمُل نگذاشته شبانه روز خود را مِنْ حَیْثُ العَمَل خصوصاً‌ در ایّام مبارکۀ مشهورۀ ثلاثه معمور کرده باشید.

«اَللّهُمَّ اَعِننْهُمْ عَلی ذلِکَ اَمین یا رَبَّ الْعالَمینَ»

[خداوندا بر این کار یاریشان کن آمین ای پروردگار جهانیان]

و بعد اگر جویای حال شوید معلوم است:

هر که او از همزبانی شد جدا بی‌نوا شد گرچه دارد صد نوا

چون‌که گل رفت و گلستان درگذشت نشنوی دیگر زبلبل سرگذشت

حقیقتاً دل سوخته دارم از نجف اشرف دور افتاده‌ام

«وَ اِن کانَ فیهِ ما فیهِ»

«اگر چه در همین نیز حرف است»

التماس دعا دارم حقیقتا‌ً از همه عالم نه تنها از شما.[1]

حَرَّرَةُ محمدالبهاری فی اطراف الکاظمین علیهما‌السلام

والسلام

    پی نوشت:
  • [1] . بهاری همدانی، محمدباقربن محمدجعفر؛ تذکرة المتقین ،تهران، نور فاطمه (سلام الله علیها)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

پر بازدیدترین ها

No image

رحلت

No image

کرامات

No image

کرامات معنوی

No image

زیارت

No image

عالم رؤیا

Powered by TayaCMS