دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مجسمه تواضع

No image
مجسمه تواضع

او بیش تر پیاده رفت و آمد مى کرد. کم تر اتفاق مى افتاد که از ماشین سوارى استفاده نماید. مى گفتند: آقا چرا سوار وسیله نقلیه نمى شوید؟ مى فرمود: مى ترسم عادت کنم.

مجسمه تواضع

او در میان علماى معاصر، در تواضع یگانه بود. با همه یک سان برخورد مى کرد. ارباب رجوع را با چهره باز استقبال مى نمود و میان کوچک و بزرگ، عوام و خواص، فقیر و ثروتمند فرقى نمى گذاشت. غذاى اندرونى و خدمه یکسان بود. او بیش تر همراه خادمان، شاگردان و مهمانان، در مهمانخانه غذا را صرف مى کرد. وى از افراد متملق و چاپلوس کراهت داشت. دوست نداشت خدمه جلو آقا دست به سینه بایستند. بارها گوش زد کرد که همانند فراعنه، با مردم و نزدیکان و خدمه خویش رفتار نکنید. او بیش تر اوقات تنها براى تدریس مى آمد. عباى خودش را به سر مى کشید و متواضعانه از کوچه پس کوچه هاى شهر عبور مى کرد.

تا آخرین روزهاى زندگى، ظرف غذاى خود را، خودش مى شست. او در منزل خدمتکار مخصوص نداشت. او و همسرش کارهاى خانه را انجام مى دادند.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

روضه وفات حضرت خدیجه (س)

ذکر مصیبت متفرقه با موضوع وفات حضرت خدیجه(س)
No image

منزلت خدیجه (علیها السلام) هنگام مرگ

ذکر مصیبت متفرقه با موضوع منزلت خدیجه(علیها السلام) هنگام مرگ
No image

روضه با موضوع مقام حضرت خدیجه (سلام الله علیها)

ذکر مصیبت متفرقه با موضوع مقام حضرت خدیجه(سلام الله علیها)
No image

قصیده دعبل خزاعی در مظلومیت اهل بیت (ع)

ذکر مصیبت متفرقه با موضوع قصیده دعبل خزاعی در مظلومیت اهل بیت(ع)
No image

روضه خوانی امام زمان (ع)

ذکر مصیبت متفرقه با موضوع روضه خوانی امام زمان(ع)

پر بازدیدترین ها

No image

روضه العطش جبرئیل بر حضرت آدم (ع)

ذکر مصیبت متفرقه با موضوع روضه العطش جبرئیل بر حضرت آدم(ع)
No image

ذکر مصیبت حضرت خدیجه (س)

ذکر مصیبت متفرقه با موضوع ذکر مصیبت حضرت خدیجه(س)
No image

منزلت خدیجه (علیها السلام) هنگام مرگ

ذکر مصیبت متفرقه با موضوع منزلت خدیجه(علیها السلام) هنگام مرگ
No image

روضه وفات حضرت خدیجه (س)

ذکر مصیبت متفرقه با موضوع وفات حضرت خدیجه(س)
No image

روضه توسل به صاحب الزمان (عج)

مریض که قدرت حرکت ندارد باز یکی بالای سرش باشد لیوان آب به او بدهد دوا را بدهد دستش و بگذارد دهانش می گوید برادر عیالم مردی بود که وضع مالی او خوب بود ماشین هم داشت قضیه در قم اتفاق افتاده بود.
Powered by TayaCMS