دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وصال

No image
وصال

وصال

نوشته اند: زمانى شیخ بهایى به همراه گروهى از شاگردانش براى خواندن فاتحه به قبرستان رفت. بر سر قبرها مى نشست و فاتحه اى نثار گذشتگان مى کرد، تا اینکه به قبر بابارکن الدین([1]) رسید. آوایى شنید که سخت او را تکان داد. از شاگردانش پرسید: شنیدید چه گفت؟ گفتند: نه.

شیخ بهایى پس از آن، حال دیگرى داشت. همواره در حال دعا و گریه و زارى بود. گر چه او هیچ گاه از عبادت غافل نبود ولى اکنون بیش از پیش، به مناجات و دعا اهمیت مى داد. مدتى بعد شاگردانش از او پرسیدند آن روز چه شنیدى؟ او گفت: به من گفتند آماده مرگ باشم.

شش ماه گذشت. دوازدهم شوّال 1030 ق. (یا 1031 ق.) فرا رسید. مرگ به پیشواز شیخ بهایى آمد. او نیز سبکبال به سوى معبود پر کشید. بیش از پنجاه هزار نفر مردم اصفهان در تشییع جنازه او شرکت داشتند. اصفهان پایتخت صفویه غرق در ماتم بود. ملا محمد تقى مجلسى بر وى نماز گزارد و سپس پیکرش را به مشهد مقدس برد و بنابر وصیتش او را در خانه اش که نزدیک حرم امام رضا(علیه السلام)قرار داشت، به خاک سپردند. اکنون آرامگاه شیخ بهایى در یکى از رواقهاى حرم مطهّر امام رضا(علیه السلام)قرار دارد.([2])



[1]- وى یکى از عرفاست.

[2]-الکنى و الالقاب، شیخ عباس قمى، ج2، ص101.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

مال دوستی

No image

حرام خواری

No image

شتابزدگی

No image

ایمنی از مکر خدا

No image

کفران نعمت

پر بازدیدترین ها

No image

بی اعتمادی به خدا

No image

سخن چینی

No image

بیهوده گویی

وسوسه و وسواس

وسوسه و وسواس

No image

ریا و خودنمایی

Powered by TayaCMS