دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تاریخ چیست؟

No image
تاریخ چیست؟

كلمات كليدي : تاريخ، تاريخ نقلي، تاريخ علمي، فلسفه تاريخ

نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

«تاریخ» به صورت اشتراک لفظی در دو معنای متفاوت کاربرد دارد.

هنگامی که لفظ تاریخ استعمال می‌شود، ممکن است منظور گوینده، دانش تاریخ باشد که نام یک علم است و یا حوادث و وقایع انسانی در گذشته باشد که موضوع علم تاریخ است. متفکران زیادی متوجه این اشتراک لفظی و لزوم تفکیک آن هنگام بحث از تعاریف و مفاهیم تاریخ بوده و آن را بیان داشته‌اند. مرحوم دکتر" شریعتی" در این زمینه می‌نویسد:

«در موضوع «تاریخ» تناقضی در لفظ است، هم در لفظ تاریخ در ادبیات فارسی و عربی و هم در همین لفظ در معادل انگلیسی، فرانسه و آلمانی‌اش. در هر دو فرهنگ، دو مفهوم مختلف تحت یک کلمه به کار می‌رود. می‌دانیم که یک «علم» وجود دارد و یک «موضوع علم»؛ مثلاً زمین، آسمان، عناصر و روان، موضوع‌های علم است و زمین‌شناسی، هیأت، شیمی، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی، «خود علم». کلمه‌ی طب داریم که نام علم است و موضوعش بدن انسان و بیماری‌های بدن انسان است؛ بنابراین موضوع این علم، لفظی به نام «بیماری‌های بدن» دارد و خود علم لفظ دیگری به نام «طب»، اما در تاریخ، هر دو مفهوم، یعنی «موضوع تاریخ» و «خود علم تاریخ» در یک لفظ مشترک «تاریخ» بیان می‌شود»[1].

"مایکل استنفورد" هم این دو مطلب را از هم تفکیک می‌کند و تذکر می‌دهد که «موضوع تاریخ» از آگاهی داشتن به آن متفاوت است، اما دانش تاریخ را «خاطره‌ تاریخی» می‌نامد و انواع آن را بیان می‌کند. وی در این باره می‌نویسد:

«در آغاز باید این نکته روشن شود که تاریخ یک چیز نیست، بلکه چندین چیز است. تاریخ هم عبارت است از چیزی که اتفاق می‌افتد (موضوع تاریخ) و هم تصویری که از آن در ذهن می‌سازیم (دانش تاریخ).

تاریخِ نخست همان چیزی است که ما می‌خواهیم باور کنیم که مجموعه‌ای باشد از رویدادها یا موقعیت‌های عینی، با وجودهای قابل شناسایی و قابلِ تشخیص واقع شده در زمان و مکان معین.

تاریخِ دوم عبارت است از ذخیره، یادآوری، بازآفرینی و باز فهم آن رویدادهای و بالاخره تأثیر آنها بر شیوه‌ی برخورد ما با رویدادها و موقعیت‌های کنونی. با مسامحه، همه‌ی این موارد را می‌توان قلمرو خاطره نامند.»[2].

تقسیم‌بندی استاد مطهری از تاریخ

1- تاریخ نقلی: تاریخ نقلی، علم به وقایع و حوادث و اوضاع و احوال انسان‌ها در گذشته است، در مقابل اوضاع و احوالی که در زمان حال وجود دارد.

تاریخ نقلی، اولاً، جزئی است؛ یعنی علم به یک سلسله امور شخصی و فردی است، نه علم به کلیات و یک سلسله قواعد، ضوابط و روابط؛ ثانیاً، یک علم نقلی است، نه عقلی؛ ثالثاً، علم به بودن‌هاست، نه علم به شدن‌ها؛ و رابعاً، به گذشته تعلق دارد نه به زمان حاضر.

2- تعریف و ویژگی‌های تاریخ علمی: تاریخ علمی، علم به قواعد و سنن حاکم بر زندگی‌های گذشته است که از مطالعه و بررسی و تحلیل حوادث و وقایع گذشته به دست می‌آید.

تاریخ علمی مانند نقلی به گذشته تعلق دارد، نه به حال؛ و علم به بودن‌هاست نه علم به شدن‌ها؛ اما، کلی است نه جزئی، عقلی است، نه نقلیِ محض.

3- تعریف و ویژگی‌های فلسفه‌ تاریخ: فلسفه‌ی تاریخ، علم به تحوّلات و تطوّرات جامعه‌ها از مرحله‌ای به مرحله‌ی دیگر و شناخت قوانین حاکم بر آن تطوّرات و تحوّلات است.

فلسفه‌ تاریخ مانند تاریخ علمی، کلی است نه جزئی؛ و عقلی است، نه نقلی؛ اما برخلاف تاریخ علمی، علم به «شدنِ» جامعه‌هاست، نه علم به «بودن» آنها و نیز برخلاف تاریخ علمی، مقوّم تاریخی بودن فلسفه‌ی تاریخ، این نیست که به زمان گذشته تعلق دارد، بلکه این است که علم به جریانی است که از گذشته آغاز شده و ادامه دارد و تا آینده کشیده می‌شود. زمان «ظرف» این گونه مسائل نیست، بلکه بعدی از ابعاد آنهاست[3].

2- تقسیم‌بندی شلینگ از تاریخ

"شلینگ" معتقد است که تاریخ را از سه دیدگاه می‌توان مورد مطالعه و بررسی قرار داد:

1. دیدگاه منطبق با واقع،

2. دیدگاه منطبق با ایده،

3.تلفیقی از این دو دیدگاه.

دیدگاه اول به واقعیت‌های عینی توجه دارد؛ دیدگاه دوم به فاعل شناخت، سوژه و ذهن توجه دارد؛ و دیدگاه برتر، از وحدت و ترکیب این دو دیدگاه است. پس دیدگاه رئال یا واقع بر حوادث و وقایع به عنوان متعلّق اعیان توجه دارد و دیدگاه ایده‌آل بر فاعل شناخت و بر ارزیابی «سوبژکتیو» و ذهنی حوادث نظر دارد؛ امام هنگامی که تاریخ‌نگاری به کمال می‌رسد، این دو دیدگاه با هم به کار گرفته می‌شوند. شلینگ تلفیق این دو با هم را «هنر تاریخ» می‌داند.

مقاله

نویسنده (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه
جایگاه در درختواره فلسفه تحلیلی تاریخ

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

راه درمان فحش و ناسزاگویی

راه درمان فحش و ناسزاگویی

از جمله عادات رایج در میان برخی از افراد جامعه، بر زبان آوردن الفاظ نادرست و رکیک است که از آن تعبیر به «فحش» می‌شود.
No image

روان شناسی در عصر عبور از تجدد

در دوره پست مدرن، عوامل اجتماعی اهمیت بیشتری نسبت به ویژگی‌های بیولوژیک دارند
نقش عوامل فردی و اجتماعی در امیدواری

نقش عوامل فردی و اجتماعی در امیدواری

آیا امید و انگیزه افراد برای فعالیت و پیشبرد امور خود و جامعه شان امری است فردی که تنها در ویژگی‌های روانی و شخصیتی افراد ریشه دارد یا فرهنگ و شرایط اجتماعی هم بر آن موثر است؟
نماز و کارآمدی چرخش خون در مغز

نماز و کارآمدی چرخش خون در مغز

عبادت‌های اسلامی فواید جسمی روشنی برای بدن انسان دارد. این پژوهش به دنبال بیان تاثیرات مثبت حرکات نماز در چرخش خون در مغز و مقارنه‌ی تاثیرات نماز با تاثیر جایگزین‌های آن در اثر انجام ورزش است.
فقر و بهداشت روانی از دیدگاه دین و روان شناسی

فقر و بهداشت روانی از دیدگاه دین و روان شناسی

این مقاله، به پیامدهای گوناگون جسمی، فرهنگی ـ اجتماعی و روانی فقر بر بهداشت روانی می‌پردازد. فقر فرهنگی، انزوا، پرخاشگری، ضعف اخلاقی و دینی، کاهش عزت نفس، اضطراب و اختلالات روانی از جملة این آثار مخربند.

پر بازدیدترین ها

No image

«جاهلیت» در قرآن‌

از کلمه «جاهلیت» در چهار سوره مدنى قرآن کریم یاد شده است: آل عمران، مائده، احزاب و فتح. جاهلیت در اصطلاح قرآنى از ریشه جهل به معنى سفاهت، دشمنى، غضب و سبک مغزى مشتق است نه از جهل به معناى نادانى و تباهى و سرگردانى...
No image

بهداشت جسم و جان در نگاه پیامبر اعظم(ص)

خبرگزاری فارس: این مقاله به اهمیت بهداشت جسم و جان در سیره و سخن پیامبر اعظم (ص) پرداخته و در ادامه مطالبی چون تاریخچه و جایگاه و ابعاد بهداشت و ذکر مصادیقی در این خصوص و راههای وصول به آن و در نهایت آثار و ثمرات دنیوی و اخروی آن را بیان نموده است...
نماز و کارآمدی چرخش خون در مغز

نماز و کارآمدی چرخش خون در مغز

عبادت‌های اسلامی فواید جسمی روشنی برای بدن انسان دارد. این پژوهش به دنبال بیان تاثیرات مثبت حرکات نماز در چرخش خون در مغز و مقارنه‌ی تاثیرات نماز با تاثیر جایگزین‌های آن در اثر انجام ورزش است.
No image

حسد از دیدگاه قرآن و روانشناسی

حسادت،تمنای سلب نعمت است از دیگری که به صلاح او باشد،یعنی حسود دوست دارد نعمت‌ها از طرف مقابل گرفته شود،خواه آن نعمت به حسود برسد! یا نرسد...
No image

فرقه وهابیه

خبرگزاری فارس: این فرقه منسوب به «محمدبن عبدالوهاب » از مردم «نجد» مى باشد. «محمدبن عبدالوهاب » به مکتب «ابن تیمیه » گرایش داشت . نام این فرقه از پدر «محمد» که «عبدالوهاب » بود، گرفته شده است . «عبدالوهاب » که از علماى عینیه از بلاد نجد بود. محمد فقه هنبلى را نزد پدرش «عبدالوهاب » که از علماى هنابله بود، فرا گرفت...
Powered by TayaCMS