دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حضانت

No image
حضانت

كلمات كليدي : حضانت، حفظ و نگهداري، طفل، والدين

نویسنده : داریوش سعادتی لیلان

حضانت در لغت به معنای تربیت طفل و حفظ و نگهداری آن است و معنای اصطلاحی آن نیز از معنای لغوی جدا نگشته است. برخی از فقهای امامیه در تعریف آن چنین گفته‌اند: «حضانت عبارت است از ولایت و سلطنت بر تریبت طفل و متعلقات آن از قبیل نگهداری کودک، گذاشتن آن در بستر، سرمه کشیدن، پاکیزه نگه داشتن، شستن جامه‌های او و مانند آن». فقها در تعریف حضانت از کلمه تربیت استفاده کرده‌اند که ناظر به دو جنبه روحی و جسمی، مادی و معنوی است؛ یعنی حضانت اختصاص به پرورش جسمی ندارد؛ از این رو در حقوق اسلام شخصی که حضانت طفل به او سپرده می‌شود باید آزاد، مسلمان (در صورتی که خود طفل مسلمان باشد) و امین باشد. از همین رو برخی از فقهای امامیه گفته‌اند: «مادری که عهده‌دار حضانت است، نمی‌تواند طفل را از شهر به روستا ببرد، زیرا تعلیم و تربیت کودک در شهر بهتر از روستا تأمین می‌گردد».([1] و[2])

در اینکه حضانت حق محض یا هم حق و هم تکلیف است، فقهای امامیه اختلاف نظر دارند و سه نظریه در این مسأله ارائه شده است:[3]

1. برخی از فقها بر آنند که حضانت یک حق فردی است و از اینرو قابل اسقاط و انتقال می‌باشد و می‌توان آن را عوض در طلاق خلع قرار داد و نمی‌توان دارنده حق را به تکفل ملزم کرد مگر اینکه نگهداری طفل به وسیله شخص دیگری ممکن نباشد. بنابراین نظریه، مادر می‌تواند در ازای حضانت مطالبه اجرت کند، زیرا این کار تکلیفی برای او به شمار نمی‌آید.

2. دسته دیگری از فقهای امامیه معتقدند حضانت هم حق و هم تکلیف است؛ بنابراین دارنده حضانت چون وظیفه خود را انجام می‌دهد، نمی‌تواند در مقابل آن مطالبه اجرت کند.

3. نظریه سوم این است که حضانت نسبت به مادر حق و در مورد پدر هم حق و هم تکلیف است.

از مجموع روایات و کلمات فقیهان راجع به حضانت این نکته مسلم است که فرزند تا رسیدن به سن بلوغ باید تحت حضانت قرار گیرد و به عهده گرفتن این حضانت، به عهده هر دوی والدین تکلیف است همانگونه که حق هر یک از طرفین هم هست؛ و هر یک از والدین برای استفاده از این حق در یک مقطع زمانی اولویت دارد. بنابراین یکی از والدین أحق می‌گردد بدون اینکه اصل حق دیگری به واسطه اولوّیت و أحقیت طرف مقابل از بین برود و ساقط شود؛ و با توجه به اینکه أحق بودن امری نسبی بوده و زمانی معنی پیدا می‌کند که هر دو صلاحیت نگهداری داشته باشند؛ و هرگاه صلاحیت یکی از والدین از بین برود خود به خود، این حق نسبت به فرد موجود مستقر می‌شود.

بنابراین در صورت فوت یکی از ابوین حضانت طفل با آن که زنده است خواهد بود هر چند متوفی پدر طفل بوده و برای او قیم معین کرده باشد. مرحوم صاحب جواهر می‌فرماید: هرگاه یکی از ابوین بمیرد، فرد باقی مانده بلا معارض می‌ماند.

بنابراین نباید با گرفتن فرزند و خارج کردنش از تحت حضانت او به وی ضرر وارد نمود بلکه ظاهر نصوص وارده نیز همین است؛ چه اینکه در آن نصوص به أحقیت مادر و در مورد پسر تا زمان از شیر گرفتن و دختر تا 7 سالگی اشاره شده است و از آن پس، حق تقدم با پدر است؛ بنابراین اصل حق حضانت برای والدین ثابت و مسلم است و لیکن در هر دوره‌ای یکی بر دیگری مقدم است و أحقیت زمانی معنی دارد که هر دو زنده باشند و در صورتی که یکی بمیرد حق فقط برای صاحب حق وجود دارد و فرض أحقیت در این فرض معنی ندارد و ظاهر همین معنی موجب اتفاق نظر فقها، در این مسأله شده است.[4]

مقاله

نویسنده داریوش سعادتی لیلان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معیار درآمدهاى حلال و حرام

در این بخش معیار درآمدهاى حلال و حرام در موضوع روش بیان احکام بیان شده است.
No image

معیار در تعیین موضوعات احکام

در این بخش به بیان معیار در تعیین موضوعات احکام با موضوع روش بیان احکام پرداخته شده است.
No image

معیار پرندگان

در این بخش معیار پرندگان در موضوع روش بیان احکام آورده شده است.
No image

احکام غسلها

در این بخش به بیان غسل ها در موضوع روش بیان احکام پرداخته شده است.
No image

احکام روزه

در این بخش به موضوع روزه در روش بیان احکام پرداخته شده است.

پر بازدیدترین ها

No image

اهميت حق الناس

No image

احکام بلوغ دختران

No image

احکام محرم و نامحرم

No image

احکام حدود

در این بخش به بیان حدودی مانند حد زنا، انواع حد زنا،حدّ لواط، مقدار حدّ لواط،حدّ مساحقه،حد قيادت، حدّ قذف در موضوع روش بیان احکام پرداخته شده است.
Powered by TayaCMS