دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال الله الحکیم: «و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما»

«اگر دو طایفه از اهل ایمان با هم به دشمنى برخیزند بین آنها صلح برقرار کنید» (حجرات/ 9)
قال الله الحکیم: «و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما»
قال الله الحکیم: «و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما»

اصلاح

قال الله الحکیم:

«و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما»[1]

«اگر دو طایفه از اهل ایمان با هم به دشمنى برخیزند بین آنها صلح برقرار کنید»

قال الصادق (علیه‌السّلام):

«لان اصلح بین اثنین احب الى من ان اتصدق بدینارین» [2]

«صلح دادن بین دو نفر مردم از دو دینار صدقه دادن بهتر است»

شرح کوتاه :

همان‌طورى که اصلاح و وارسى نفس از واجبات است و تا شخص خود را اصلاح نکند، نتواند دیگران را اصلاح کند؛ اصلاح بین برادران دینى، فامیل، همسایه و... از صفاتى است که خداوند آن را دوست دارد.

براى وحدت و هماهنگى و ارتباط، و عدم جدایى و تفرقه، هر نوع عملى که سبب آن شود لازم است، حتى اگر دروغ مصلحت‌آمیز هم ضرورت پیدا مى‌کند، گفتنش عیبى ندارد گاهى واجب هم مى شود، تا فتنه و فساد خاموش و از بین برود.

دستور اصلاح

ابوحنیفه مدیر حجاج و دامادش در زمان امام صادق (علیه‌السّلام) بر سر ارث دعوا داشتند گوید: مفضل بن عمر کوفى از اصحاب خاص امام از کنار ما مى‌گذشت، نزاع ما را بدید و ایستاد و بعد فرمود:

با من تا درب منزلم بیایید؛ ما هم تا درب منزل او رفتیم او وارد خانه‌اش شد و کیسه پولى به مقدار چهار صد در هم آورد به ما داد و بین ما را اصلاح داد، و بعد گفت :

این مال از من نیست از امام صادق (علیه‌السّلام) است، امام فرمود: هر گاه میان دو نفر از شیعیان ما بر سر پول نزاع شد، به آن‌ها بده تا بینشان اصلاح شود.[3]

مصلح باید دانا به نزاع باشد

عبدالملک گوید: بین حضرت باقر (علیه‌السّلام) و بعضى فرزندان امام حسن (علیه‌السّلام) اختلافى پیدا شد، من خدمت امام رفتم و خواستم در این میان سخنى بگویم تا شاید اصلاح شود.

امام فرمود: تو چیزى در بین ما مگو، زیرا مثل ما با پسر عمویمان مانند همان مردى است که در بنى‌اسرائیل زندگى مى کرد، و او را دو دختر بود یکى از آن دو را به مردى کشاورز و دیگرى را به شخصى کوزه‌گر شوهر داده بود.

روزى براى دیدن آن‌ها حرکت کرد؛ اول پیش آن دخترى که زن کشاورز بود رفت و از او احوال پرسید: دختر گفت: پدرجان شوهرم زراعت فراوانى کرده اگر باران بیاید حال ما از تمام بنى‌اسرائیل بهتر است .

از منزل آن دختر به خانه دیگر دخترش رفت و از احوالش پرسید، گفت: پدر، شوهرم کوزه زیادى ساخته اگر خداوند مدتى باران نفرستد تا کوزه‌هاى او خشک شود حال ما از همه نیکوتر است .

آن مرد از خانه دختر خود خارج شد در حالى که مى‌گفت: خدایا تو خودت هر چه صلاح مى‌دانى بکن، در این میان مرا نمى‌رسد که به نفع یکى درخواستى بکنم ، هرچه صلاح است آنها را انجام ده .

امام فرمود: شما نیز نمى‌توانید بین ما سخنى بگویید، مبادا در این میان بى احترامى به یکى از ما شود، وظیفه شما به واسطه پیامبر (صلى الله علیه و آله) نسبت به ما احترام نسبت به همه ما است.[4]

  • [1]- سوره حجرات، آیه 9.
  • [2]- اصول کافى، 2/167.
  • [3]- منتهی‌الامال 2/249.
  • [4] - داستان‌ها و پندها 1/134، روضه کافى، ص 85.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

پر بازدیدترین ها

Powered by TayaCMS