دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آثار عجب

سوال: عجب که یکی از رذائل اخلاقی به حساب می‌آید چه آثار و تبعاتی در حیات فردی و اجتماعی انسان دارد؟
آثار عجب
آثار عجب

سوال: عجب که یکی از رذائل اخلاقی به حساب می‌آید چه آثار و تبعاتی در حیات فردی و اجتماعی انسان دارد؟

پاسخ:
عجب یکی از صفات منفی و رذایل اخلاقی است که بیانگر رابطه ناسالم انسان با خودش می باشد.

مفهوم عجب

عجب را در لغت اینگونه تعریف کرده‌اند: «خودپسندی، خودبرتربینی، تکبر، نپسندیدن چیزی، از خود راضی بودن(فرهنگ جدید عربی، فارسی، ص 350)

عجب در اصطلاح اهل عرفان

عجب عبارت از نظر کردن به نفس و عمل خود باشد به آنکه عبد خود را بزرگ شمرد و این امر ناپسند است و اصل آن دو چیز است: یکی جاه خلق و مدح ایشان، دیگر آنکه کردار کسی بر کسی پسنده افتد و او را مدح کند تا فاعل به عمل خود معجب شود.

تفاوت عجب و تکبر

دو مفهوم عجب و تکبر شباهت معنایی با هم دارند، اما با این وصف، تفاوت ظریفی بین آن دو وجود دارد؛ عجب آن است که انسان بدون مقایسه خود با دیگران برای خویش مقام و رتبه و برتری قایل باشد؛ اما کبر آن است که در مقایسه خویش با دیگران برای خود، بزرگی قایل باشد، بدون اینکه آن را اظهار کند. البته اگر این صفت را اظهار کرد، مثل اینکه در زمان ورود به مجلسی به سبب خود برتربینی بکوشد در صدر مجلس نشیند، آن را تکبر می‌گویند. ملا احمد نراقی در کتاب معراج‌السعاده در تفاوت عجب و تکبر می‌نویسد: «فرق عجب با کبر آن است که متکبر خود را بالاتر از غیر بداند و مرتبه خود را بیشتر شمارد و در عجب پای غیری در میان نیست بلکه معجب آن است که به خود ببالد و از خود شاد باشد و خود را شخصی بداند و منعم را فراموش کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS