دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آثار ملاقات مؤمن با مؤمن

No image
آثار ملاقات مؤمن با مؤمن

از امام باقر(ع) روايت شده است که «مؤمن وقتي از منزل خود براي زيارت برادر ديني اش بيرون مي رود، خداي تعالي فرشته اي را مأمور مي کند تا بالي از بالهاي خود را زير قدم او افکند و بال ديگر را سايبان او کند. چون به منزل برادر خود مي رسد، خداوند مي فرمايد: اي بنده تعظيم کننده حق من! و پيروي کننده آثار پيغمبر من! بر من لازم است تو را گرامي بدارم. از من بخواه تا عطا کنم، مرا بخوان تا اجابت نمايم. ساکت شو تا بدون خاستن، حاجت تو را برآورم. بعد از آنکه مراجعت مي کند، فرشته مشايعت او را مي نمايد و همچنان بال خود را سايبان او کرده تا به منزل خود داخل گردد. سپس خداي متعال نيز مي فرمايد: اي بنده اي که حقم را بزرگ شمردي، حق اکرام تو بر من لازم است، هر آينه بهشت را بر تو واجب و تو را اذن شفاعت دادم نسبت به بندگان خود.»(1)

    _________________

    1- اصول کافي، ج 3، ص 257

   

   

            روزنامه كيهان، شماره 21118 به تاريخ 8/5/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS