دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق ، قدرتی را نپذیرند، و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است ، ثنای کسی را نگویند. مابندگانی هستیم که هیچ نداریم و هیچ نیستیم و هر چه هست قدرت الهی است .
آدابی از عبودیت
آدابی از عبودیت

نویسنده : حضرت امام خمینی (ره)

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق ، قدرتی را نپذیرند، و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است ، ثنای کسی را نگویند. مابندگانی هستیم که هیچ نداریم و هیچ نیستیم و هر چه هست قدرت الهی است ... همه چیز را از خدا بدانید ما بنده ضعیفی هستیم که هیچ نیستیم ، هرچه هست او هست و هرچه داریم از او داریم [1].(لذا) کسانی که با خدا باشند، توجه به خدا و ایمان به خدا داشته باشند، خداوند آنها را از تمام ظلمت ها، از تمام تاریکی ها خارج می کند و به حقیقت نور می رسند.ایمان به خدا نور است . ایمان به خدا باعث می شود که تمام تاریکی ها از پیش پای مؤ منین برداشته بشود، ایمان به خدا باعث می شود که مؤ منین در نور خدا غرق شوند. ظلمت های استبداد، ظلمت های اختناق ، ظلمت های وابستگی به غیر، ظلمت های ظلم ، مؤمنین از این ظلمت ها نجات پیدا می کنند. کسانی که به خدا توجه دارند و مقصد آن ها مقصدالهی است ، از تمام انواع ظلمات ، ظلمات مادی ، ظلمات معنوی نجات پیدا می کنند و در دریای نور غرق می شوند[2].

    منبع :
  • صحیفه نور ، حضرت امام خمینی (ره)
    پی نوشت:
  • [1] ‌.‌‌- ‌صحیفه‌ ‌نور،‌ ‌جلد‌ ‌‌8،‌ ‌صفحه‌ ‌‌195‌‌ ‌و‌ ‌‌196‌
  • [2] ‌.‌‌- ‌صحیفه‌ ‌نور،‌ ‌جلد‌ ‌‌6،‌ ‌ص‌ ‌‌91‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS