دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آنچه پشت را مى‌شکند‌

سه چیز پشت آدمی را می‌شکند: کسی که عمل نیک خود را بزرگ بشمرد و کسی که گناهان خویش را فراموش کند و آن کس که استبداد رأی داشته باشد. (یکصد وپنجاه درس زندگی ، آیت الله مکارم شیرازی)
آنچه پشت را مى‌شکند‌
آنچه پشت را مى‌شکند‌

آنچه پشت را مى‌شکند‌[1]

قال الامام الباقر (ع): ثَلاثُ قاصِماتُ الظَّهْرِ: رَجُلٌ إسْتَکْثَرَ عَمَلَهُ وَنَسِیَ ذنُوبَهُ وأَعَجَبَ برَأیِهِ (وسایل الشیعه ج 1، ص 73)

کسانى که اعمال خود را بزرگ مى‌شمرند، مسلّماً به همان قانع مى‌شوند و همین طرز فکر سدى در برابر تکامل و پیشرفت آنها ایجاد مى‌کند.

و آنها که گناه خویش را فراموش کنند، به جاى جبران آنها هر روز آلوده گناه تازه‌اى مى‌شوند و یکباره سقوط خواهند کرد.

و آنها که تنها به فکر خود تکیه مى‌کنند، از پشتوانه افکار عمومى و عقول دانش‌هاى فراوان دیگران محروم مى‌مانند، لغزش‌ها پشت سر هم دامن آنها را مى‌گیرد و بالاخره پشت آنها در زیر بار انبوه مشکلات خواهد شکست.

    پی نوشت:
  • [1] . مکارم شیرازی، ناصر؛ یکصد وپنجاه درس زندگی ، قم، نسل جوان، 1388 ش، ص46.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS