دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آیت الله اشراقى

No image
آیت الله اشراقى

آیت الله اشراقى

آیت الله اشراقى نیز از دوستان همکاران علمى آیت الله فاضل، در برخى تألیفات بود. آیت الله فاضل، خاطره اى را از وى چنین نقل مى کند:

«آقاى اشراقى برایم نقل کردند ایشان که از دوستان قدیمى من بود و مدتى هم با ]او و [مرحوم آقا مصطفى، سه نفرى مباحثه مى کردیم، گفتند: تازه با خانواده امام وصلت کرده بود تابستان بود و حضرت امام براى ییلاق به همدان رفته بود. در همان زمان، روابط ایشان در ظاهر با آیت الله بروجردى خوب نبود من براى دیدن امام به همدان رفتم. با خود فکر کردم حالا که امام قدرى از آیت الله بروجردى رنجش خاطر دارد، بد نیست انتقادى از آیت الله بروجردى بکنم. تا شروع کردم، امام قیافه شان را در هم کشید و سرش را پایین انداخت بعد سر بر داشت و فرمود: آقاى اشراقى! من به کسى اجازه نمى دهم به زعیم مسلمین اهانت کند هر کس و در هر مقامى که باشد.»[29]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS