دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اتاق انتظار

No image
اتاق انتظار

اتاق انتظار

معصومه نجفی مطیعی

کمی تامل کن ... وقتی فکر می‌کنی برداشته‌ها و نداشته هایت، برای کدام یک بیشتر حسرت می‌خوری؟ برای آنکه (و آنچه) داشته ای و از دستش داده‌ای یا برای آنکه (و آنچه) نداشته ای و فقط وصفش را شنیده‌ای؟

بدون شک، احساس حسرت ما بر فقدان آنان که داشته ایم قوی تر خواهد بود. فقدان هر عزیز برای ما حسرت بار بوده و هست. وقتی نعمت وجود و حضور هر یک از اینان را چشیده باشیم و سایه محبت شان، و علم و تجربه شان بر سر ما بوده باشد، فقدان آنان حسرت بارتر است. و چقدر فرق است میان احساس بی پدری کسی که سال‌ها زیر سایه پدر، بزرگ شده با او که از دوران کودکی و طفولیت از این نعمت محروم شده است.

ما لذت حضور هیچ یک از امامان معصوم(ع) را نچشیده‌ایم. سالیان سال است که کسی درک این حضور را نداشته است و همه ما در حسرت دیدار و درک حضور ایشان می‌سوزیم (هر یک به فراخور حال و روزمان). حال اگر امام زمان ما چند صباحی حاضر بودند (به معنای غایب نبودن) و بعد دوران غیبت پیش می‌آمد، آیا وضع و حال ما همین بود که هست؟

اگر لذت بودن با امام و زیر سایه لطف و محبت و حکومت عدل ایشان بودن را می‌چشیدیم و بعد از این وصل، جدایی دست می‌داد آیا حسرتی که بر دل هایمان می‌ماند دو صد چندان نبود؟ مطمئناً دعای ما رنگ و بوی دیگری داشت، خواهش و طلب نبود، اصرار بود. التماس بود. دعا از سر نیاز و درد و احتیاج بود. زندگی های ما متفاوت می‌شد و دغدغه هایمان نیز. بیش از آنکه در روزمرگی های زندگی گم شویم و روز به روز بیشتر از این حسّ فراق فاصله بگیریم، از قافله حسرت به دلان و سوختگان وصالش جا نمی‌ماندیم.

خوشا به حال آنان که حسرت به دل ترند در فراق امام زمانشان با آنان که درک حضورش را نکرده اند (حضور به معنای ظهور از پس پرده غیبت). آنان که امام زین العابدین (ع) درباره شان فرموده‌اند: «اهل زمان غیبت او که قائل به امامت او و منتظر ظهور او باشند، برتر از مردمان هر زمان دیگر هستند زیرا خدای تبارک و تعالی به آنها آن قدر عقل، فهم و شناخت عطا فرموده است که غیبت امام در پیش آنها چون زمان حضور شده است، خداوند اهل آن زمان را همانند مجاهدانی قرار داده که در محضر رسول اکرم(ص) شمشیر می‌زنند آنها مخلصان حقیقی و شیعیان واقعی و دعوت کنندگان به دین خدا در آشکار و نهان هستند.»

دعا کنیم که از اینان باشیم و دعا کنیم از ته دل برای آقایمان و برای درک حضورش و التماس کنیم تعجیل در ظهور ایشان را و تلاش کنیم برای کسب معرفتش که از جمله وظایف منتظران در عصر غیبت درخواست معرفت امام عصر(ع) از خداوند است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS