دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

احترام به عالمان

No image
احترام به عالمان

احترام به عالمان

اربلى که مردى دانش دوست و فرهنگ پرور بود براى دانشمندان و عالمان عصر خویش احترام خاصّى قائل بوده است همچنان که به آرا و اندیشه هاى آنان توجّه مى کرد. او از تألیفات و آثار معاصرین خود بدون تعصّب و با رعایت ادب و اخلاق نام برده و مطلب نقل مى کند که از جمله آن ها مى توان به چند نمونه اشاره کرد:

1. تفسیر حافظ ابى محمّد عبدالرزّاق عزالدّین رسعنى حنبلى. میان وى و محدّث اربلى دوستى و پیوند عمیقى حاکم بوده است.

2. مطالب السّؤول. تألیف ابى سالم کمال الدّین محمّد بن طلحه شافعى.

3. تألیفات شیخ قطب الدّین راوندى استاد علماى عصر.

او همچنین در فقدان بزرگ مردان علم و ادب و فضیلت با سرودن اشعارى تأثر قلبى خود را اظهار مى نمود چنان که در رثاى نابغه دهر، خواجه نصیرالدّین طوسى و ملک عزالدّین عبدالعزیز بن جعفر قصیده اى سروده است:

وَ لَمّا قَضى عَبْدُالعَزیز بن جَعْفَر *** وَ اَرْدَفَهُ رَزْءُ النّصیر محمّد

هنگامى که به دنبال رحلت عبدالعزیز بن جعفر، خواجه نصیرالدّین طوسى از دنیا رفت.

جَزَعْتُ لِفُقْدانِ الاَخِلاّءِ وَ انْبَزَتْ *** شُؤونى کَمِرْفَضِّ الجَمانَ الْمُبَدَدِ

به خاطر از دست دادن این دوستان عزیز، گریه ها کردم و رشته کارهایم همانند دانه هاى مروارید که نخ آن ها پاره شده باشد، از هم گسست و پاره شده است.

وَ جاشَتْ اِلىَ النَّفْسِ جَزْعاً وَ لُوعَةً *** فَقُلتُ: تَعَزّى وَ اصْبِرى فَکانَ قَدِ([30])

و تمام وجودم را غم و اندوه فراگرفت و به نفس خود گفتم: بردبار و صبور باش و او آرام گرفت.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS