دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

احتیاج به وعظ نیست

گفتم که الف، گفت دگر، گفتم هیچ؛ در خانه اگر کس است یک حرف بس است.
احتیاج به وعظ نیست
احتیاج به وعظ نیست

عنوان: احتیاج به وعظ نیست

نویسنده: آیة ا... محمدتقی بهجت (دام‌ظله)

مخاطب: یکی از ارادتمندان ایشان

متن نامه

گفتم که الف، گفت دگر، گفتم هیچ؛ در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

بارها گفته‌ام و بار دیگر می‌گویم: کسی که بداند هر که خدا را یاد کند خدا همنشین او است احتیاج به هیچ وعظی ندارد. می‌داند چه باید بکند و چه باید نکند، می‌داند که آن چه را می‌داند باید انجام دهد و آنچه که نمی‌تواند باید احتیاط کند.

والسلام علیکم رحمة الله و برکاته

منبع: شیروانی، علی؛ برنامه سلوک در نامه‌های سالکان، قم، دارالفکر، چاپ دوم، 1385،ص 419.

پیام‌ها و نکته‌ها:

1- انسان بسیاری از احکام الهی را بصورت فطری می‌داند، مثلاً می‌داند که راستگوئی خوب است و دروغ زشت، امانتداری پسندیده است و خیانت ناپسند، اگر انسان به این احکام عمل کند، بسیاری از مشکلات اخلاقی خود و جامعه رفع می‌شود و کمتر احتیاج به وعظ و نصیحت دیگران پیدا می‌کند.

2- نباید به بهانه فقدان مربی خود را بی‌تقصیر و غیرمسئول دانست.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS