دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارتداد

No image
ارتداد

كلمات كليدي : ارتداد، برگشتن از دين، حد شرعي مرتد، مرتد فطري، مرتد ملي، استتابه

این واژه در لغت به معنی بازگشتن است.

در اصطلاح مفسران، متکلمان و فقها مراد از ارتداد برگشتن از دین یا بریدن از اسلام وپیوستن به کفر است. اسلام، اقرار بر یگانگی خداوند ورسالت پیامبر گرامی (ص) را اولین ومهمترین شرط مسلمانی دانسته است وهر کس که یکی از این دو اصل را انکار نماید ویا هر امر (که به آنها ضروریات دین می‌گویند) دیگری را که در نهایت به انکار این دو اصل بیانجامد منکر شود،مرتد خوانده می‌شود. ارتداد به دو بار اقرار صریح ویا به گواهی دو مرد عادل که اقرار صریح از او شنیده باشند ثابت می‌شود. این اقرار باید به لفظ باشد نه نوشتن وباید طبق منظور وفهم اقرار کننده تعبیر شود نه بر فهم شاهد یا قاضی.ارتداد فقط در مورد اشخاص بالغ وعاقل ومختار کامل(نه مجبور) مصداق پیدا می‌کند.حد شرعی مرتد اعدام است وحکم اعدام در مورد مردان جاری می‌گردد وزنان مرتد به حبس ابد با اعمال شاقه از قبیل وادار کردن به کارهای سخت وپوشیدن لباسهای خشن ودادن خوراک‌های بدمحکوم می‌شوند ومادام که توبه نکرده واز کفر خود باز نگردد محکومیت مزبور ادامه خواهد داشت.در صورتی که به مرتد قبل یا بعد از حکم اعدام جنون عارض گردد اجرای حکم تا صحت کامل او متوقف می‌ماند.ولایت مرتد بر فرزندان وسایر افرادی که به آنها ولایت یا قیمومت دارد ساقط می‌شود. ارث مرتد به وراث مسلمان می‌رسد واگر وراث مسلمان نداشته باشد اموال او متعلق به امام بوده و در بیت‌المال،مسلمین قرار خواهد گرفت.مرتد از مسلمان ارث نمی‌برد.

ارتداد بر دو قسم است: فطری – ملی

1) مرتد فطری: کسی است که در خانوادۀ مسلمان متولد وتربیت شده ونخست مسلمان بوده وآن گاه از دین برگشته وکفر ورزیده است،دراین صورت همسرش فوراً از او جدا ‌شده ومالش نیز مانند مال شخصی که از دنیا رفته بین ورثه تقسیم می‌شود.توبۀ مرتد فطری پذیرفته نمی‌شود.

2) مرتد ملی:کافری است که در خانوادۀ غیر مسلمان به دنیا آمده وپرورش یافته است وبعد به اسلام گرائیده وپس از این گرایش دوباره از اسلام برگشته به کفر روی آورده است در این حال همسرش از او جدا ‌شده وعدۀ طلاق نگاه می‌دارد.

استتابه (تقاضای توبه):

این واژه در مورد مرتد ملی به کار می‌رود وآن موقعی است که مرتد ملی به دستور حاکم شرع دستگیر شده طلب توبه کند وبعضی گفته‌اند که استتابه از او(یعنی خواستن توبه از او) واجب است وحاکم شرع باید به او فرصت کافی برای برگشت از ارتداد بدهد. تصرفات مالکانۀ مرتد در مال خویش همچنین ولایت وی بر فرزندان ودیگران در طول مدت استتابه ممنوع خواهد بود وحاکم شرع با تصرف در اموال او می‌تواند قروض ونفقۀ زن وفرزندان وحقوق مالی دیگر او را ادا نماید ودر صورت قبول توبه اش مالکیت وولایتش به حال اول برمی‌گردد. توبۀ مرتد وقتی قبول می‌شود که آنچه را انکار نموده بود از قبیل توحید،نبوت،امامت،عدالت وغیره،به آنها اقرار نماید واز گفتار یا کردار سابق خود اظهار پشیمانی کرده وبازگردد. چنین کسی اگر سه بار کافر شد وسپس توبه کرد بار چهارم توبه‌اش پذیرفته نمی‌شود وحکم اعدام او صادر می‌گردد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS