دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسراف و شرافت

بالاترین شرافتها خودداری از تبذیر و اسراف است.
اسراف و شرافت
اسراف و شرافت

اسراف و شرافت

قال علی(ع): «من أشرف الشَّرفِ الکَفُّ عن التبذیرِ و السَّرَفِ»(غررالحکم و دررالکلم، ص151)

اسراف از جمله اموری است که خداوند نسبت به کمترین آن نیز، آن را دوست نمی‌دارد و انسان به میانه روی و اعتدال توصیه شده است. امام صادق(ع) می‌فرمایند:

«إِنَّ الْقَصْدَ أَمْرٌ یُحِبُّهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ إِنَّ السَّرَفَ أَمْرٌ یُبْغِضُهُ اللَّهُ حَتَّى طَرْحَکَ النَّوَاهَ فَإِنَّهَا تَصْلُحُ لِلشَّیْ‌ءِ وَ حَتَّى صَبَّکَ فَضْلَ شَرَابِکَ»[1]

همانا میانه روی چیزی است که خداوند آن را دوست دارد و اسراف چیزی است که خداوند آن را دشمن دارد و آن را دوست ندارد، حتی دور انداختن هسته خرما که به دردی می‌خورد و ریختن زیادی آبی که خورده‌ای.

در اسلام هیچ کس حق ندارد نسبت به مال خود اسراف و تبذیر کند. درست است که هر کسی نسبت به اموال خود تسلّط دارد؛ ولی این تسلّط به این معنی است که در چهار چوبی که اسلام اجازه داده، آزادی تصرّف دارد؛ تضییع مال به هر شکل و به هر صورت، چه به صورت دور ریختن و چه به صورت بیش از حدّ نیاز مصرف کردن و چه به صورت صرف در اشیاء لوکس و تجمّل‌های فاسد کننده که اسلام از آنها به اسراف و تبذیر تعبیر می‌کند، حرام و ممنوع است.[2] در روایات وارد شده که با اسراف و تبذیر و مصرف‌گرایی نعمتها از دست انسان خارج می‌شود و در مقابل با قناعت و میانه‌روی در زندگی نعمت‌ها برای انسان باقی می‌ماند. شاعر چه خوب سروده است که:

شکر نعمتت افزون کند کفر نعمتت از کَفَت بیرون کند

امام کاظم(ع) می‌فرمایند:

«من إقتَصَدَ وَ قَنَعَ، بَقیَت علیه النِّعمَه و مَن بَذَّرَ و أسرَفَ، زالَت عنه النِّعمَه»

هر کس میانه‌رو و قانع باشد، نعمت در دست او باقى مى‌ماند و هر کس به تبذیر و اسراف بپردازد، نعمت از او زایل مى‌گردد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS