دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسراف

بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید
اسراف
اسراف

اسراف

قال الله تعالی: «کُلُوا و اشرَبُوا و لا تُسرِفُوا»اعراف 31

انسان درخوردن و آشامیدن از حدّ تعادل در مقدار خارج نشود، از انواع بیمایها در امان می‌ماند. به امیرالمومنین عرض شد« در قرآن هر علمی هست، جز علم طب» حضرت فرمود: در آیه‌ای هست که همه طب را در خود جمع کرده است[1]:

«کلوا واشربوا ولاتسرفوا».

و پیامبراکرم نیز طب را در این فرمایش خود جمع کرده است:

«المعدةُ بیتُ‌اداء و الحمیّةّ راسِ کُلُ دواء»

معده جایگاه بیماری‌هاست و خود نگهداری از زیاده‌روی در خوردن سر‌آمد دارو‌هاست.

همچنین از حضرت روایت شده که فرمود:

«ان مِن السَّرَف ان تاکُلَ کُلَّ مَااشتَهَیتَ»

یکی از مصادیق اسراف، این است که هر چه را اشتها پیدا کردی، بخوری.

  • [1]. قطب الدین راوندی، الدعوات، قم، منشورات مدرسه الامام المهدی، 1407 ق، ص75.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS