دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسلام و احترام به کودکان

فرزندان خود را گرامی بدارید و نیکو تربیتشان کنید.
اسلام و احترام به کودکان
اسلام و احترام به کودکان

اسلام و احترام به کودکان

قال النبی (ص):«أکرمُوا أولادَکُم و أحسنُوا آدابَکُم» (نهج الفصاحه، ص239)

روایات زیادی در رابطه با برخورد و محبّت با فرزندان وارد شده است به طوری که از امام صادق(ع) روایت شده که:

«إنّ اللَّه عزَّوجلَّ لیَرحَم الرَّجلَ لشِدَّهِ حبِّهِ لوَلَدِه»[1]

به درستی که خداوند عزوجل بنده را به خاطر شدّت محبّت او به فرزندش مورد مهربانی و ترحّم قرار می‌دهد.

پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) هر روزه دست نوازش بر سر کودکان و فرزندان خود می‌کشیدند و آنها را مورد نوازش و محبّت قرار می‌دادند.

«اذا أصبَحَ مَسَحَ على رؤسِ ولده»

روش رسول اکرم(ص) در خانواده این بود که همه روزه صبح دست محبت بسر فرزندان خود می‌کشید.[2]

احترام به شخصیّت فرزندان و دیگر کودکان برای پیامبر(ص) یک سیره و روش متعارف بود و به این وسیله بزرگواری و اعتماد به نفس را در آنها پرورش می‌داد و از این راه به خوبی‌ها دعوت و از بدی‌ها باز می‌داشت پیامبر(ص) همین روش احترام و تکریم به شخصیت را نسبت به همه مردم اعمال می‌کردند و این احترام و تکریم، دل آنها را به پیامبر معطوف می‌کرد.[3] هنگامی که رسول خدا‌(ص) از سفر مراجعت می‌کردند کودکان به استقبال او می‌شتافتند، وقتی آنها را مشاهده می‌نمود به احترام آنها توقّف می‌کرد و به اصحاب دستور می‌دادند که کودکان را بر دارند بعضی را در جلو و بعضی را پشت سر سوار می‌کردند، به اصحاب نیز دستور می‌دادند سایر کودکان را بر مرکب خود سوار کنند، گاهی می‌شد که کودکان با یکدیگر تفاخر می‌کردند بعضی از آنها می‌گفتند رسول خدا ما را در جلوی مرکب خود سوار کرد و تو را پشت سر، بعضی می‌گفتند به اصحاب دستور داد تو را سوار کنند.[4]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS